این معادله برگرفته از معادله تعیین ارزش سهام ممتاز است که به شرح زیر محاسبه می شود:
البته با توجه به این که شرکت بابت انتشار سهام جدید متحمل هزینه های جانبی می شود لذا باید هزینه های جانبی انتشار سهام جدید را از مبلغ دریافتی بابت فروش هر سهم کسر نمود، پس رابطه بالا به صورت زیر بیان خواهد شد:
با توجه به اینکه هزینه سهام ممتاز هزینه قابل قبول مالیاتی نمی باشد (برای اینکه سود آن از محل سود بعد از مالیات پرداخت می شود)، پس هزینه سهام ممتاز از هزینه بدهی بیشتر است و هزینه آن نیاز به تعدیل مالیاتی ندارد (جهانخانی و پارساییان، ۱۳۷۴: ۳۱۹).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۴-۳- هزینه سهام عادی
هزینه خاص سهام عادی عبارت از حداقل نرخ بازده ای است که شرکت باید عاید صاحبان سهام عادی کند تا بدان وسیله، ارزش بازار سهام آن شرکت حفظ گردد. هزینه سهام عادی هزینه وجوه تامین شده از محل فروش سهام است و بالاخره هزینه سهام عادی نرخ بازده است که سهامداران از سهام عادی شرکت انتظار دارند.
برای روش ها و مدل های متفاوتی ارائه شده است که مهمترین آنها به شرح زیر است(شباهنگ، ۱۳۷۲: ۲۰۹):
۲-۴-۳-۱-مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای
بر اساس رفتار و عملکرد سرمایه گذار ریسک گریز، تعادل ضمنی بین ریسک و بازده مورد انتظار برای هر سهم وجود دارد. در حالت تعادل بازار، انتظار می رود که یک سهم بتواند متناسب با ریسک غیر قابل اجتناب خود، بازده داشته باشد. ریسک غیر قابل اجتناب، ریسکی است که با تنوع سرمایه گذاری نتوان آن را حذف کرد. هر چه ریسک غیر قابل اجتنابِ سهمی بیشتر باشد بازده مورد انتظار سرمایه گذاران از آن سهم بیشتر است(رودپشتی،۱۳۸۷: ۳۹).
رابطه بین بازده مورد انتظار و ریسک غیر قابل اجتناب و ارزشیابی سهام در این زمینه، اساس مدل قیمت گذاری دارائیهای سرمایه ای است. این مدل توسط شارپ(۱۹۶۰) ارائه شد. این مدل مانند هر مدل دیگری بر اساس یکسری فرضیات بنا شده است و در ابتدا فرض شده است که بازار سرمایه کارا می باشد و در آن سرمایه گذاران کاملاً آگاه بوده، هزینه داد و ستد مالی صفر است و هیچ سرمایه گذاری آنقدر قوی نیست که بتواند در قیمت بازار تاثیر بگذارد.
در مدل پیشگفته هزینه سهام عادی به عنوان حداقل نرخ بازده ای تعریف شده است که شرکت باید از سرمایه های تامین شده توسط سهام عادی بدست آورد تا آنکه قیمت سهام عادی بدون تغییر باقی بماند. لذا بر اساس مدل قیمت گذاری داراییهای سرمایه ای، نرخ بازده مورد انتظار سهم را به این شکل محاسبه می کنند:
هزینه سهام عادی =
نرخ بهره بدون ریسک =
بازده مورد انتظار از بازار =
حساسیت بازده سهم نسبت به بازده مجموعه بازار =
فرض مدل قیمت گذاری داراییهای سرمایه ای این است که بازار سرمایه کارا ست. بر اساس این فرض، نرخ بازده مورد انتظار روی سهام عادی توسط ریسک سیستماتیک شرکت تعیین می شود. ریسک کلی سهم از ریسک سیستماتیک و غیر سیستماتیک تشکیل می شود و فرض مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای آن است که ریسک غیر سیستماتیک را با تنوع سرمایه گذاری می توان به کلی از میان برد و تنها ریسک سیستماتیک برای بررسی باقی خواهد ماند (Stewart,1991,442).
تخمین بتا (β): با در نظر گرفتن رگسیون خطی بین بازده گذشته سهام و بازده گذشته بعضی از شاخص های بازار، محاسبه می شود. بتای بدست آمده در این روش همان بتای تاریخی می باشد.
بتا نشان دهنده میزان مخاطره آمیز بودن سهام درگذشته است در حالی که ما به دنبال محاسبه ریسک در آینده هستیم. باید توجه داشت که اگر بتا در محاسبه ریسک شرکت بکار می رود و اگر بتای بدست آمده از اطلاعات تاریخی به عنوان قالبی برای محاسبه هزینه سرمایه استفاده کند، بطور تلویحی این فرض وجود داشته است که ریسک آتی شرکت برابر ریسک گذشته آن می باشد.
۲-۴-۳-۲- مدل گوردون
در این مدل انتظارات سرمایه گذاران از جریان سود آتی سهام شرکت برآورد می شود و از قیمت جاری سهام عادی به منظور تعیین نرخ بازده مورد انتظار سهامداران استفاده می گردد. در رابطه با ارتباط قیمت سهام با سود سهام باید گفت که قیمت مساوی ارزش فعلی سود سهام مورد انتظار و نرخ تنزیل، نرخی است که بر مبنای ریسک تعدیل شده و مورد انتظار سرمایه گذاران است. چنانچه قیمت سهام و سود سهام مورد انتظار معلوم باشد نرخ بازده مورد انتظار از مدل زیر بدست خواهد آمد:
ارزش جاری =
سود سهام دروه های آتی =
نرخ تنزیل =
نقص فرمول بالا این است که تعیین سود سهام مورد انتظار سرمایه گذاران آسان نیست اما اگر در گذشته شرکت از الگوی منظمی در ارتباط با پرداخت سود سهام استفاده کرده باشد از دیدگاه سرمایه گذاران معقول خواهد بود که روند الگوی فعلی در آینده نیز تداوم داشته باشد.
اگر انتظار رود که سود تقسیمی با نرخ ثابت g رشد کند (که این رشد همراه با رشد درآمد هر سهم باشد) لذا می توانیم داشته باشیم:
نرخ رشد درآمد هر سهم که برای تمام سالهای آتی فرض شده =
سود تقسیمی هر سهم در زمان صفر =
می توانیم معادله بالا را به صورت زیر خلاصه کنیم:
اگر این معادله را ساده کنیم حاصل جمع آن بصورت زیر می باشد:
بنابراین، سودهای تقسیمی مورد انتظار در دوره n، برابر سود تقسیمی در دوره فعلی می باشد و این با عامل رشد ترکیب می شود:
اگر باشد معادله بالا بصورت زیر بیان می شود:
پس؛
این مدل را برای هر نرخ رشدی می توان استفاده کرد. مدل گوردون از یک رابطه خطی پیروی می کند، یعنی با افزایش درآمد متعلق به هر سهم ، سود تقسیمی در سالهای مختلف فرق می کند. همانگونه که در بالا نیز دیده شد، تعیین نرخ رشد از عوامل حساس در محاسبه نرخ بازده مورد انتظار سهامدار عادی می باشد. در ادامه چند روش برای تعیین نرخ رشد معرفی می شود:
۲-۴-۳-۲-۱-میانگین حسابی رشد
در این روش g با محاسبه میانگین ساده حسابی EAT در دوره زمانی مشخص تعیین می گردد:
سال های
برای تخمین میزان رشد در سال به صورت زیر عمل می شود: