پرتال علمی دانشگاهی ثمین

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
نگارش پایان نامه با موضوع منابع مطرودساز، طرد ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

میانگین بعد زیبایی­شناختی برابر با ۱۳/۳۸ از ۱۰۰ می­باشد که با ۵ گویه سنجیده می­ شود که بیشترین میزان زیبایی­شناختی مربوط به گویه­­ی “احساس می­کنم تمام ابعاد زندگی تحت کنترل من قرار دارد” و کمترین آن مربوط به گویه “احساس می­کنم در اوج دنیا هستم” می­باشد. همچنین ۴/۲۹ درصد از زنان سرپرست خانوار بعد زیبایی­شناختی­شان را خیلی کم، ۱/۳۶ درصد کم، ۱/۱۶ درصد متوسط، ۹/۸ درصد زیاد و ۴/۹ درصد خیلی زیاد گزارش داده­اند.
میانگین بعد خودکار­آمدی برابر با ۰۴/۴۱ از ۱۰۰ می­باشد که با ۴ گویه سنجیده می­ شود و بیشترین میزان بعد خودکارآمدی در گویه “من همه را دوست دارم و به هم عشق می­ورزیم” و کمترین آن مربوط به گویه “من به زندگی عشق می­ورزم” می­باشد. علاوه بر این ۲/۲۷ درصد از زنان سرپرست خانوار بعد خودکارآمدی­شان را خیلی کم، ۶/۲۵ درصد کم، ۸/۲۲ درصد متوسط، ۱/۱۱ درصد زیاد و ۳/۱۳ درصد خیلی زیاد گزارش داده­اند.
میانگین بعد امیدواری برابر با ۲۳/۳۹ از ۱۰۰ می­باشد که با ۲ گویه سنجیده می­ شود. همچنین بیشترین میزان بعد امیدواری در گویه “من فکر می­کنم بطور فوق­العاده­ای جذاب به نظر می­رسم” و کمترین آن مربوط به گویه “هر چیز مرا شگفت­انگیز می­ کند” می­باشد درکل ۲/۲۲ درصد از زنان سرپرست خانوار بعد امیدواری خود را خیلی کم، ۴/۳۴ درصد کم، ۲/۲۲ درصد متوسط، ۷/۱۱ درصد زیاد و ۴/۹ درصد خیلی زیاد گزارش داده­اند . در نتیجه بالاترین میانگین از میان ابعاد شادمانی، مربوط به بعد خودکارآمدی می­باشد.
۵-۱-۱ -۲-۱. نتیجه ­گیری از توصیف متغیرهای مستقل، واسط و وابسته:
در این پژوهش برای ارزیابی عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها(اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی) از ۲۱ گویه استفاده شد که میانگین شاخص کل این متغیر برابر با ۹۸/۵۷ می­باشد. به عبارتی میزان برخورداری از نیازهای اساسی جمعیت نمونه این پژوهش برابر با ۰۲/۴۲ است. از میان ابعاد عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها، نیازهای اقتصادی دارای بیشترین محرومیت در زمینه دسترسی مناسب به نیازهای اساسی شد. همچنین طی مصاحبه های انجام شده با این جمعیت هم محرومیت از نیازهای اقتصادی از اصلی‌ترین و مهم­ترین موانع داشتن یک زندگی راحت برای زنان سرپرست خانوار شناخته شد. در مرتبه بعد عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای فرهنگی دارای بیشترین میانگین بوده و محرومیت از نیازهای اجتماعی پس از آن و در نهایت محرومیت از نیازهای سیاسی قرار دارد که ترتیب عدم ارضاء این نیازها هم با ترتیب مرحله اکتشافی پژوهش حاضر تقریباً یکی بوده است.

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

همان­طور که ذکر شد عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای زنان سرپرست خانوار با ۲۱ گویه مورد ارزیابی قرار گرفت در قسمت بعدی همان گویه ­ها در مقایسه با اطرافیان سنجیده شد تا میزان احساس نابرابری این جمعیت در هر بعد مشخص شود. طبق نتایج میانگین احساس نابرابری(اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی) در زنان سرپرست خانوار برابر با ۶۳/۵۵ می­باشد همچنین از میان ابعاد احساس نابرابری به ترتیب احساس نابرابری اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی دارای بیشترین میانگین در میان زنان سرپرست خانوار بوده است. از آنجا که در مرحله اکتشافی این پژوهش هم این جمعیت به ترتیب احساس نابرابری اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را در زندگی خود تجربه می­کردند بنابراین ترتیب میانگین احساس نابرابری در مرحله اکتشافی و پیمایش پژوهش موجود یکی نبوده است.
در مرحله اکتشافی این تحقیق مشخص شد زنان سرپرست خانوار جزء مطرودین اجتماعی هستند که در یک وضعیت استرس ­زا قرار گرفته­اند که امکان رهایی از آن برایشان به آسانی امکان‌پذیر نیست. در طی مرحله­ ای پیمایشی پژوهش موجود هم مشخص شد که میانگین شاخص کل طرد اجتماعی این جمعیت برابر با ۶۵/۶۴ از ۱۰۰ می­باشد که نشان می­دهد ادغام و شمول این جمعیت برابر با ۳۵/۳۵ است و از میان ابعاد طرد اجتماعی زنان سرپرست خانوار، میزان شرمساری اجتماعی بیشتر از ابعاد دیگر طرد بوده و در مراتب بعدی طرد از مشارکت اجتماعی، طرد از روابط اجتماعی و طرد از شبکه ­های حمایتی به ترتیب بیشترین مطرودیت را برای زنان سرپرست خانوار ایجاد کرده است. همچنین طرد از شبکه ­های حمایتی در دو بعد حمایت درون­گروهی و بین­گروهی مورد سنجش قرار گرفت که طرد از حمایت برون­گروهی بیشتر از طرد از حمایت درون­گروهی بوده است. در این پژوهش برای سنجش حمایت­های درون­گروهی، حمایت­های سه­گانه حمایت عاطفی، حمایت ابزاری و حمایت اطلاعاتی (در سطوح خویشاوندی، دوستان و همسایگی به طور مجزا) مورد سنجش قرار گرفته است که در سطح خویشاوندان طرد از حمایت اطلاعاتی، در سطح دوستان طرد از حمایت ابزاری و در سطح همسایه­ها هم طرد از حمایت ابزاری بیش از موارد دیگر طرد بود است همچنین طرد از حمایت همسایه­ها نسبت به طرد از حمایت خویشاوندان و دوستان بیشترین مطرودیت را برای زنان سرپرست خانوار داشته است. اما طرد از روابط اجتماعی با بعد همسایگان، اقوام و بستگان، دوستان با شاخص میزان تماس­ها و دیدارها سنجیده شد که طبق نتایج طرد از رفت و آمد با همسایه­ها بیشتر از طرد از رفت و آمد با خویشاوندان و دوستان بوده است. همچنین طرد از مشارکت اجتماعی با دو بعد رسمی و غیر رسمی سنجیده شدکه نتایج نشان داد که طرد از مشارکت رسمی زنان سرپرست خانوار بیشتر از طرد از مشارکت غیر رسمی­شان می­باشد. علاوه بر این مشارکت غیر رسمی با مشارکت در فعالیت­های مذهبی، گذراندن اوقات فراغت و شرکت در عزا و عروسی دیگران مورد سنجش تجربی قرار گرفته است که طبق نتایج، طرد از گذراندن اوقات فراغت بیشترین مطرودیت را به نسبت به طرد از مشارکت در فعالیت­های مذهبی و طرد از شرکت در عزا و عروسی داشته است. در نهایت با توجه به اینکه طرد اجتماعی زنان سرپرست خانوار در بعد عینی و ذهنی مورد سنجش قرار گرفته است. همان­طور که نتایج نشان داد طرد ذهنی این قشر از زنان بیشتر از طرد عینی بوده است.
در مرحله اکتشافی این پژوهش طی مصاحبه با زنان سرپرست خانوار مشخص شد که آن­ها در تمام روابط بین فردی خود از قبیل رابطۀ در محیط­کار، رابطۀ دوستانه با خویشاوندان و اطرفیان … مشکلاتی را تجربه کرده بودند که زمینه­ ساز شکل­ گیری احساس بی­انصافی و در نتیجه کاهش شادمانی در آن­ها شده بود. در مرحله کمی پژوهش حاضر هم میانگین شاخص کل احساس بی­انصافی در این جمعیت برابر با ۰۵/۷۱ بوده و از آنجا که این احساس در دو وضعیت اقتصادی و اجتماعی مورد سنجش قرار داده شد نتایج نشان داد که زنان سرپرست خانوار از لحاظ اجتماعی بیشتر از بعد اقتصادی احساس بی­انصافی می­ کنند همچنین بعد احساس بی­انصافی اجتماعی با نحوی برخورد دیگران با این جمعیت از لحاظ قدردانی و احترام متقابل و همکاری و همچنین با توجه به معیارها و لیاقت­های این زنان سنجیده شد که بر گرفته از نتایج مصاحبه های قبل از اجرای این پیمایش می­باشد.
از آنجا که پژوهش حاضر برای اندازه ­گیری میزان احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار تهران و شناسایی عوامل ایجاد کنندۀ آن مراحلی را طی کرده است در نهایت طبق پیمایشی که بر روی۱۸۰ نفر از این جمعیت اجرا گردیده است می­توان گفت میانگین احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار برابر با ۱۵/۳۸ از ۱۰۰ است که نشان می­دهد میزان شاخص کل این احساس در نمونه مورد مطالعه در حد کمی قرار دارد. همچنین در این پژوهش احساس شادمانی با ۲۸ گویه و ابعاد خودپنداره، رضایت از زندگی، آمادگی­روانی، سرذوق بودن، زیبایی­شناختی، خودکار­آمدی و امیدواری سنجیده شده است. که بالاترین میانگین بدست آمده از زنان سرپرست خانوار در میان ابعاد شادمانی، مربوط به بعد خودکارآمدی می­باشد که با توجه به نتایج بدست آمده می­توان گفت این بعد از شادمانی در حد متوسطی قرار دارد و بعد از خودکارآمدی بیشترین میانگین مربوط به بعد امیدواری می­باشد و در مراتب بعدی به ترتیب بعدهای خودپنداه، سرذوق بودن، آمادگی روانی، رضایت از زندگی و زیبایی­شناختی قراردارند که همگی این ابعاد در حد “کمی” قرار داشته اند.
۵-۱-۲. دستاوردهای مرحله­ اکتشافی
از آنجا که هر تحقیق کمی هم دارای مقدمات و مصاحبه های با گروه ­های مختلف و از جمله جمعیت مورد بررسی می­باشد لذا پژوهش حاضر هم قبل از اجرای پیمایش به دنبال پاسخ به این سؤالات “که زنان سرپرست خانوار چگونه شادی و شادمانی را معنا کرده و تفسیر آن­ها از شادمانی چیست؟، دلایل و زمینه ­های شکل­ گیری شادمانی از نظر این زنان چگونه تعریف و توصیف می­ شود؟ “، مصاحبه­ای نیمه­ساختاریافته از طریق نمونه گیری گلوله­برفی با ۳۰ زن سرپرست خانوار ۳۴ تا ۶۸ سالۀ تهران داشته است و از طریق این مصاحبه­ ها، مفاهیم و مقولات زمینه­ ساز عدم احساس شادمانی جمعیت هدف، به شرح زیر استخراج گردید:
۸۰ درصد از کل این زنان، زن سرپرست خانوار را در”مسئولیت چندبرابری که زمینه­ ساز تحقیر شدن و زیر پا گذاشتن غرورشان می­ شود” تعریف کردند و معتقد بودند که سرپرستی خاص مردان می­باشد و این مسئولیت به آن­ها تحمیل شده است. آن­ها از اینکه به عنوان یک زن تنها حقارت­ها، سرزنش­ها، بی­توجهی­ها و… را متحمل می‌شدند اما به دلیل تعهد مادرانه و تأمین مخارج فرزندان­شان باید مقاومت کنند به شدت احساس افسردگی و تحقیر شدن می­کردند.
مقوله دیگری که از بخش مصاحبه های این پژوهش به دست آمده، “عدم ارضاء نیازهای اساسی” است که ۸۰ درصد آن­ها از محرومیت خود از نیازهای اقتصادی، ۶۷ درصد به محرومیت از نیازهای فرهنگی، ۶۰ درصد به محرومیت از نیازهای اجتماعی و ۲۰ درصد هم به محرومیت از نیازهای سیاسی در زندگی خود صحبت کردند. آن‌ها حتی به برآورده شدن میزان کمی از این­ نیازها نیز قانع بودند و می‌گفتند با وجود تلاش زیاد در زندگی، فقر و تنگدستی مانع از دست­یابی‌شان به سرمایه ­های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی شده است در حالی که اطرافیان‌شان بدون هیچ تلاشی، زندگی راحت و بدون دغدغه­ای دا­رند؛ آن‌ها از نیازهای اولیه خود محروم هستند و درنتیجه “احساس نابرابری” می­ کنند. در واقع این گروه از زنان به موازات افزایش عدم ارضاء نیازهای اساسی­شان، احساس نابرابری­های مختلف اجتماعی را در زندگی خود تجربه می­کردند به طوری که ۸۰ درصد از آن­ها احساس نابرابری اجتماعی، ۷۴ درصد آن­ها احساس نابرابری اقتصادی، ۶۰ درصد آن­ها احساس نابرابری فرهنگی و ۲۷ درصد احساس نابرابری سیاسی را در زندگی خود تجربه می­کردند که بنا بر گفته خود آن­ها بر احساس شادمانی­شان تأثیرگذار بوده و باعث شده که از زندگی خود راضی نباشند.
همچنین بیش از ۸۷ درصد از این جمعیت احساس شادمانی خود را با “حامی عاطفی” تعریف کردند. آن‌ها معتقد بودند با وجود اینکه مقاومت زیادی در مواجهه با مشکلات زندگی دارند، نه تنها کسی قدر آن‌ها را نمی‌داند، بلکه با آن‌ها بدرفتاری هم می­ کنند. در نتیجه سخت ابراز ناراحتی کرده و احساس بی­پناهی، نداشتن تکیه­گاه و بی‌کسی در تعریف آن‌ها از شادمانی تأثیر بسیاری داشت. علاوه بر این تنگنا و فشار اقتصادی وارد شده بر این گروه از زنان و فقدان قابلیت و توانمندی اجتماعی آن‌ها به‌منظور اشتغال در بازار کار باعث شده بود که به سختی از پس هزینه معاش عائله خود برآیند؛ بنابراین شادمانی خود را در داشتن یک زندگیِ بدون دغدغه مالی می­دیدند در نتیجه بیش از ۷۴ درصد ازجمعیت مورد مطالعه هم در تعریف احساس شادمانی، به داشتن “حامی مالی” اشاره کردند. همچنین کمتر از ۴۰ درصد این زنان، سلامتی، تندرستی و داشتن ایمان قوی را شادمانی می­دانستند.
علاوه بر این نتایج به‌دست آمده در گفتگو با زنان سرپرست خانوار نشان می­دهد که اغلب آن‌ها دارای گذشته‌ای تلخ و دردناک بودند آن‌ها تمام وقایع و تجربه ­های زیسته خود را به‌تدریج در مسیر محرومیت طی کرده‌اند در نتیجه دچار افسردگی‌های حاد و مزمنی شده بودند. در واقع “یادآوری گذشته‌ی تلخ زمینه­ ساز افسردگی” آن­ها شده بود که در این خصوص به چند مقوله اشاره داشتند: ۸۶ درصد فکر کردن به ناتوان بودن در پاسخ به نیازهای فرزندانشان، ۸۰ درصد فکر کردن به ازدواج اجباری و ناموفق، ۶۷ درصد فکر کردن به فقر و تنگدستی دوران کودکی، ۳۳ درصد فکر کردن به ارضا نشدن نیازهای عاطفی در دوران کودکی را علت افسردگی خود دانستند.
لازم به ذکر است که طبق مصاحبه­ ها ۹۴ درصد از زنان سرپرست خانوار با توجه به وضعیت کنونی خود، “اطمینان از آینده‌ی فرزندانشان“را عامل اصلی افزایش شادمانی‌شان بیان کردن آن­ها به حدی نگران آینده فرزندان و وضعیت تحصیلی و کاری آن‌ها بودندکه شادمانی را در زندگی‌شان احساس نمی­کردند و دچار استرس شدید شده بودند. علاوه بر این حدود ۷۴ درصد آن‌ها معتقد بودند که”احساس پویایی و تأثیرگذار بودن” اعتماد به نفس بیشتری به آن‌ها می‌دهد و شادشان می­ کند. البته آن‌ها این موضوع را بعد از ذکر موفقیت و پیشرفت فرزندان­شان عامل اصلی شادمانی می­دیدند.
اما مقوله دیگری که در مصاحبه­ ها بدست آمد “مشکلات مالی و رفتارهای طردآمیز اطرافیان” است که جمعی از تمام مباحث مطرح شده بالا و نشان از نوع خاصی از تجربه مطرودیت و کاهش احساس شادمانی در این قشر از زنان می­باشد بنا بر اظهارات این قشر از زنان علاوه بر دغدغه فکری تأمین هزینه‌های کمرشکن زندگی، طرد شدن از سوی اجتماع، دوستان و در مواردی طرد شدن از سوی خانواده نیز از مهم­ترین مشکلاتی است که با آن مواجه هستند که در زمینه‌ی رفتارهای طردآمیز، می­توان به این مقولات اشاره کرد: ۸۰ درصد از تنها بودن (کمبود محبت، بی‌توجهی خویشاوندان درجه یک… )، ۴۰ درصد از مشکلات در اجاره مسکن به‌علت نگرش­های منفی به زنان سرپرست خانوار، ۶۷ درصد از تحویل نگرفتن دیگران و تحقیر کردن آن‌ها هنگام مراجعه به سازمان­های حمایت­کننده و…، ۴۰ درصد از طعنه‌ها و کنایه‌ها توسط اطرافیان، ۲۷ درصد از انواع سوء‌نیت‌ها و آزارهای دیگران و همچنین۲۰ درصد از قرار دادن خود در محدودگاه صحبت کردند. همچنین این زنان در زمینه مشکلات مالی مقولات زیر را بیان کردند: ۶۰ درصد از نداشتن مسکن، ۳۴ درصد از نداشتن پشتوانه‌ی مالی و بدهکاری‌ها، ۷۴ درصد از اشتغال به کارهایی با دستمزد اندک و ۹۴ درصد از بیکاری فرزندان و نگرانی از تأخیر در ازدواج، منحرف و بزهکارشدن آن‌ها صحبت کردند
همچنین قابل ذکر است میزان بالایی از زنان سرپرست خانوار، از اینکه تحت حمایت ارگان خاصی باشند با احساس تلخ و آزاردهنده­ای سخن می­گفتند، آن‌ها به خاطر غرور فرزندان­شان حاضر بودند سخت کار کنند؛ ولی این شرمساری و بدنامی اجتماعی را تجربه نکنند در نتیجه ۹۴ درصد این گروه “حمایت­های اقتصادی دولت را طردآمیز" می­دیدند و به هیچ وجه حاضر به مراجعه به آن‌ها نبودند.
از آنجا که مشکلات ذکر شده توسط زنان سرپرست خانوار به وسیله یک سری عوامل مطرودساز زمینه‌ی طرد آن‌ها را فراهم کرده در نتیجه با ایجاد شرایط استرس ­زا، ۸۷ درصد از این جمعیت “احساس بی­انصافی” می­کردند. آن­ها معتقد بودند که به هر کاری دست زده‌اند تا پایه‌ی زندگی­شان را مستحکم کنند بنابراین این‌گونه طرد شدن از سوی دیگران، متناسب با تلاش­ها و لیاقت­هایشان نیست طبق گفته‌ی زنان سرپرست خانوار این موضوع باعث شده که آن‌ها هیچ­وقت به شادمانی و آرامش نرسند در کل با توجه به باور این گروه آنچه که از هر رابطه­ای نصیب آن‌ها می­ شود از حقوق، دستمزد و مزایای جانبی گرفته تا قدردانی و احترام متقابل و همکاری، غیرمنصانه است.
در نهایت ۹۴ درصد از سرپرست خانوار”از دولت در­خواست حمایت مالی و از مردم و اطرافیان حمایت عاطفی” داشتند و معتقد بودند دیگر توان ادامه‌ی این زندگی را ندارند و در مواقعی مجبور می­شوند برای حل این مشکلات دست به هر کاری بزنند در واقع، فقدان همسر، تنهایی، نیازهای ارضا نشده و فشارهای ناشی از آن از یک طرف و مشکلات اقتصادی از طرف دیگر موجب شده بود غالباً مشکلاتی در کارکرد سالم این گروه از زنان ایجاد شود که به دنبال آن عملکرد جامعه نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. با توجه به گفته‌ی خود این زنان ناراحتی‌های روحی و جسمی به حدی به آن‌ها فشار آورده بود که به دام تن دادن به ازدواج موقت نامناسب و انواع سوء‌نیت‌های دیگر گرفتار شده بودند. در نتیجه تمامی این موارد زمینه‌ی”آسیب­پذیری” این قشر از زنان را بالا برده است.
۵-۱-۲-۱. نتیجه ­گیری یافته­های مرحله­ اکتشافی و پاسخ به سوألات پژوهش
استخراج مطالب در مرحله­ اکتشافی پژوهش حاضر نشان داد: مجموعه عواملی مثل محرومیت از نیازهای اساسی و احساس نابرابری، دست به دست هم داده و زمینۀ طرد اجتماعی زنان سرپرست خانوار را فراهم کرده و باعث کاهش احساس شادمانی در زندگی آن­ها شده است همچنین این گروه از زنان به پیشینۀ خود اشاره داشتند و شرایط خانوادگی را مهم­ترین دلیل فقر و تنگدستی خود دانسته و در این زمینه خود را بدشانس می­دانستد و دچار افسردگی شده بودند. با این وضعیت تنها چیزی که آن­ها را بسیار شاد می­کرد اطمینان از تأمین نیازهای آتی فرزندان­شان بود. اما نکته قابل توجه در مصاحبه­ ها با جمعیت نمونه این بود که در پاسخ به دو سوأل «تعریف احساس شادمانی؟ و مهم­ترین مشکل زندگی­تان؟» یک جواب به‌دست آمد. آن‌ها شادمانی را با داشتن تکیه­گاه عاطفی و مالی مناسبی که بتواند یک سری از نیازهای اساسی زندگی‌شان را تأمین کند تعریف کرده و مهم­ترین مشکل زندگی خود را مشکلات مالی و رفتارهای طردآمیز دیگران ­دانسته‌اند. در کل کمبود محبت و عدم داشتن تکیه­گاه عاطفی و ارتباط صمیمی با اطرافیان از یک طرف و مشکلات اقتصادی و نداشتن تکیه­گاه مالی از طرف دیگر، علاوه بر اینکه زمینۀ طرد اجتماعی زنان سرپرست خانوار را فراهم کرده، بلکه شکل دادن به ایجاد احساس بی­انصافی بر احساس شادمانی آن­ها هم تأثیر منفی داشته است. بنابر آنچه که ذکر شد به نظر می­رسد نتایج مصاحبه­ ها جوابگوی سوألات ما در این پژوهش می­باشد. یکی از پرسش­های اصلی در پژوهش حاضر این بود که زنان سرپرست خانوار چگونه شادی و شادمانی را معنا کرده و تفسیر آن­ها از شادمانی چیست؟، در مجموع از این مطالعه دریافتیم که زنان سرپرست خانوار شادمانی را با داشتن حامی عاطفی و مالی تفسیر و معنا می­ کنند البته برخی از آن­ها هم به معنویات اشارۀ داشتند. ولی در کل شادمانی از دید آن­ها یعنی اینکه از لحاظ عاطفی و مالی، حامی و تکیه­گاه مناسبی داشته باشی تا یک سری از نیازهای اساسی زندگیت تأمین شود. به عبارت دیگر شادی در زندگی آن­ها از یک طرف با ارضاء نیازهای عاطفی و داشتن کسانی که در این زمینه تکیه­گاه باشند و از طرف دیگر فراغت از دغدغه­ های مالی معنا می­شد. از آنجا که اکثریت آن­ها دچار طرد اقتصادی و ارتباطی شده بودند از عدم وجود این احساس در زندگی­شان صحبت کردند. پرسش­ دیگر تحقیق حاضر این بود که، دلایل و زمینه ­های شکل­ گیری شادمانی از نظر این زنان چگونه تعریف و توصیف می­ شود؟ که جواب این پرسش در سه ارزیابی زیر قابل بررسی است؛
الف) رضایت از گذشتۀ خود: بنا بر نتایج بدست آمده یکی از دلایل شکل­ گیری شادمانی رضایت از پیشینۀ خود است و از آنجا که گذشتۀ اکثر این زنان در فقر و تنگدستی، عدم ارضاء نیازها عاطفی، ازدواج اجباری و ناموفق و ناتوان بودن در پاسخ به نیازهای فرزندان تفسیر می­ شود درنتیجه فکر کردن به گذشته نه تنها این زنان را شاد نمی­کند بلکه زمینه­ ساز افسردگی آن­ها شده بود.
ب) رضایت از وضعیت فعلی: با توجه به مصاحبه­ ها از مهم­ترین دلایل شکل­ گیری شادمانی رضایت از وضعیت فعلی است و از آنجا که این زنان از نیازهای اساسی خود محروم بوده و دچار طردشدگی در تمام زمینه ­های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی شده­ بودند در نتیجه از زندگی خود رضایت نداشتند. در کل قرار گرفتن در وضعیت طردشدگی با ایجاد احساس نابرابری، یکی از دلایل عدم شکل­ گیری شادمانی در زندگی جمعیت هدف بوده است.
ج) اطمینان از آینده: بنا بر آنچه که بدست آمد پیش ­بینی آینده و رضایت خاطر از آن، یکی از دلایل شکل­ گیری احساس شادمانی است. یکی از مهم­ترین عوامل استرس ­زا و نگران­کننده در زنان سرپرست خانوار، نگرانی نسبت به آینده فرزندان است به طوری که استرس از آینده خود و همچنین تحصیل، شغل و ازدواج فرزندان­شان مانع از شکل­ گیری احساس شادمانی در زندگی آنها شده بود.
۵-۱-۲-۲. کاربرد نتایج مرحله­ اکتشافی بر مرحله­ کمی
پژوهش حاضر قبل از اجرای پیمایش به دنبال پاسخ به سؤالاتی و همچنین به منظور عدم تحمیل نظریات موجود در تبیین موضوع شادمانی زنان سرپرست خانوار و شناسایی عوامل تأثیرگذار بر این احساس، وارد مرحله­ ای اکتشافی شد که علاوه بر رسیدن به جواب سؤالات مذکور، معنا و مفهوم متغیرها و مفاهیم را از زبان و ذهنیت خود این جمعیت شناسایی کرده است. همچنین طی این مرحله مشخص شد که مجموعه عواملی مثل محرومیت از نیازهای اساسی و احساس نابرابری، دست به دست هم داده و زمینه‌ی طرد اجتماعی زنان سرپرست خانوار را فراهم کرده و آن‌ها را در یک وضعیت استرس ­زا قرار داده است که امکان رهایی از آن برایشان به آسانی امکان‌پذیر نیست در نتیجه این شرایط با ایجاد احساس بی­انصافی بر احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار تأثیر منفی گذاشته است. در واقع چلبی هم از یک طرف معتقد است که رفع نیاز­های مادی، امنیتی، ارتباطی و شناختی به شادمانی می­انجامد و از طرف دیگر هم عدم پاسخگویی موثر به این نیازها را زمینه­ ساز احساس نابرابری و در نتیجه طرد اجتماعی می­داند. بنابراین با توجه به نتایج این مصاحبه مشخص شد که بهترین تئوری که می ­تواند شادمانی زنان سرپرست خانوار تبیین کند تئوری چلبی است. در نتیجه با استعانت از نظریه چلبی چارچوب و مدل نظری پژوهش حاضر ساخته شد. در نهایت یافته­های حاصل از بخش اکتشافی در تعریف معنا و مفهوم متغیرها و مفاهیم در بخش پیمایش این پژوهش ما را یاری گردانیده است.
۵-۱-۳. دستاوردهای تبیینی
همان­طور که ذکر شد در پژوهش موجود بر اساس مدل نظری تنظیم شده، روابط بین منابع مطرودساز اجتماعی(عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها و احساس نابرابری)، متغیرهای واسط(طرد اجتماعی و احساس بی­انصافی) بر متغیر وابسته (احساس شادمانی) زنان سرپرست خانوار تهران مورد بررسی قرار گرفت. بر همین اساس روابط دو متغیره بدست آمده از این قرار بوده است:
چلبی عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای(اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی) را زمینه­ ساز دسترسی نابرابر آحاد جمعیت(اعم از فردی و جمعی) به منابع ارزشمند چهارگانه، یعنی منابع اقتصادی(مثل ثروت و درآمد)، منابع سیاسی(مثل اقتدار و قدرت سازمان یافته)، منابع اجتماعی(مثل آبرو، حیثیت و منزلت اجتماعی) و منابع معرفتی (مثل انواع معارف و مهارت ­ها) می­داند از آنجا که هر نوع نابرابری نوعی احساس نابرابری را نیز به همراه دارد با الگو قرار دادن این نظریه افرادی که از نیازهای اساسی در زندگی خود محروم هستند نسبت به اطرافیان خود این احساس را تجربه می­ کنند. در واقع چلبی معتقد است که مردم یک جامعه بیش از آن که از نابرابری واقعی رنج ببرند، از احساس ذهنی نابرابری یا نابرابری ادراک شده رنج می­برند. در مرحله اکتشافی این پژوهش هم طی مصاحبه­ی انجام شده با زنان سرپرست خانواری مشخص شد که این گروه از زنان، زندگی راحت را رسیدن به حدی از نیازهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی می­دانند آن­ها حتی به حد کمی از این­ نیازها هم قانع بوده و معتقد بودند با وجود تلاش زیاد در زندگی، فقر و تنگدستی مانع از دست­یابی آنان به سرمایه ­های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی شده است در حالی که اطرافیان­شان بدون هیچ تلاشی، زندگی راحت و بدون دغدغه­ای دا­رند، ولی آن­ها از نیازهای اولیه خود محرومند، درنتیجه احساس نابرابری می­کردند. لذا در این پژوهش برای معناداری یا عدم معناداری این فرضیه ابعاد عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای اساسی(اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی) مورد سنجش با ابعاد چهارگانه احساس نابرابری(اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی) قرار گرفت بر همین اساس نتایج نشان داد که متغیر عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای اقتصادی با همه ابعاد احساس نابرابری معنادار بوده است. همچنین باید گفت عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای اقتصادی بیشترین میزان رابطه را با احساس نابرابری اقتصادی داشته است بدین معنا هر چه نیازهای اقتصادی زنان سرپرست خانوار برآورده نشود، نابرابری بیشتری در تمامی ابعاد آن مخصوصا در بعد اقتصادی نسبت به اطرافیان خود احساس خواهند کرد. این رابطه در مورد عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نیز به قوت خود باقی مانده است با این تفاوت که بیشترین میزان رابطه را عدم پاسخگویی مؤثر به نیاز اجتماعی با احساس نابرابری اجتماعی، عدم پاسخگویی به نیاز فرهنگی با احساس نابرابری فرهنگی و عدم پاسخگویی مؤثر به نیاز سیاسی با احساس نابرابری سیاسی داشته است. بنابراین می­توان نتیجه گرفت که رابطه بین تمام ابعاد عدم پاسخگویی به نیازهای اساسی با تمامی ابعاد احساس نابرابری معنادار بوده است و بیشترین میزان رابطه در هر بعد عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها با همان بعد در احساس نابرابری داشته است. در نهایت می­توان گفت بین شاخص کل عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها و احساس نابرابری با ۹۹درصد اطمینان معادل(۵۳۴/۰) رابطه مستقیم و بیش از متوسطی وجود داشته است. به این معنا هر چه زنان سرپرست خانوار از نیازهای اساسی زندگی خود در تمام ابعاد (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی) آن محروم باشند میزان احساس نابرابری در تمام ابعاد (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ) آن­ افزایش خواهد یافت. بنابراین فرضیه “عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها، احساس نابرابری را افزایش می­دهد" معنادار شد.
طبق نظر چلبی اگر نیازهای اساسی(اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی) برآورده نشود همزمان به سبب سوی­گیری جانبدارانه می­توانند بانی و حافظ انواع نابرابری­های اجتماعی شوند و با ساز و کارهای اصلی مختص خود، موجب طرد و ظهور انواع محرومیت جدی برای اکثریت آحاد جامعه فراهم شود. در مرحله اکتشافی پژوهش حاضر هم محرومیت از نیازهای اساسی نه تنها زمینه­ ساز شکل­ گیری احساس نابرابری در زنان سرپرست خانوار شده بود بلکه با ساز و کارهای منفی خود، زمینۀ طرد اجتماعی این قشر از زنان را هم فراهم کرده بود. بنابراین رابطه بین عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای اساسی و طرد اجتماعی روابط دو متغیر دیگری است که در این پژوهش مورد سنجش قرار گرفت. در رابطه با ابعاد مختلف عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای اساسی(اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی) و طرد اجتماعی(طرد ازشبکه­های حمایتی، طرد از ارتباط اجتماعی، طرد از مشارکت اجتماعی و شرمساری اجتماعی) می­توان گفت، طبق آزمون­های انجام گرفته، میان تمام ابعاد متغیر عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای اساسی با تمامی ابعاد طرد اجتماعی رابطه مستقیم و معناداری وجود داشت بدین معنا هر چه نیازهای اساسی زنان سرپرست خانوار در تمامی ابعاد ارضاء نشود، میزان مطرودیت آن­ها در تمامی ابعاد بیشتر خواهد شد. همچنین قابل ذکر است که “عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای اقتصادی بیشترین میزان همبستگی را با طرد از شبکه ­های حمایتی، عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای اجتماعی بیشترین میزان همبستگی را با طرد از مشارکت اجتماعی، عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای فرهنگی بیشترین میزان همبستگی را با طرد از مشارکت اجتماعی و عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای سیاسی هم بیشترین همبستگی را با طرد از شبکه ­های حمایتی داشته است". بدین معنا با افزایش عدم ارضاء نیازهای اقتصادی زنان سرپرست خانوار میزان مطرودیت آن­ها از شبکه ­های حمایتی­شان هم افزایش خواهد یافت. همچنین هر مقدار نیازهای اجتماعی این گروه از زنان ارضاء نشود از لحاظ مشارکت اجتماعی­ هم بیشتر مطرود می­شوند. علاوه بر این با افزایش عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای فرهنگی این جمعیت، طرد از مشارکت اجتماعی آن­ها هم بیشتر خواهد شد و همچنین با افزایش محرومیت در زمینه نیازهای سیاسی، مطرودیت آن­ها در زمینه شبکه ­های حمایتی هم افزایش می­یابد. در نهایت بین شاخص کل متغیرهای عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها و طرد اجتماعی با ۹۹ درصد اطمینان معادل (۵۴۸/۰) رابطه مستقیم و نسبتاً قوی وجود داشت. در کل می­توان گفت با عدم ارضاء نیازهای اساسی زنان سرپرست خانوار در تمامی ابعاد، مطرودیت آن­ها هم در تمامی ابعاد افزایش خواهد یافت. در نتیجه نظریه چلبی و نتایج مرحله اکتشافی با آزمون همبستگی فرضیه مذکور معنادار شد. بنابراین فرضیه “عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها، طرد اجتماعی را افزایش می­دهد” مورد تأیید قرار گرفت.
چلبی پاسخگویی مؤثر به نیازهای(مادی، امنیتی، شناختی و اجتماعی) را عامل اصلی شادمانی می­داند او نیازها(علایق افضل) را در این چهار نوع نیازکلی از هم متمایز می­ کند به طور خلاصه چلبی شادی و خرسندی کنشگران فردی را در شبکه مبادلات میان نظام جامعه­ای و نظام شخصیت جست وجو کرده است و با بهره­ گیری از چهارچوب مفهومی چندبعدی که از انسان، شخصیت و جامعه در اختیار می­ گذارد، کم کیف شادمانی افراد را مرتبط با احساس رضایت و خشنودی آن­ها از حوزه ­های چهارگانه در سطوح فردی و جامعه­ای می­داند. همچنین در مرحله اکتشافی این پژوهش نیز، مشخص شد که عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها باعث کاهش احساس شادمانی در زنان سرپرست خانوار شده است. در واقع این قشر از زنان شادمانی را با داشتن تکیه­گاه عاطفی و مالی مناسبی که بتواند یک سری از نیازهای اساسی زندگی­شان را تأمین کند تعریف کردند. لذا متغیرهای عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها با ابعاد (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی) و احساس شادمانی هم با ابعاد (خودپنداره، رضایت از زندگی، آمادگی روانی، سرذوق بودن، زیبایی­شناختی، خودکارآمدی، امیدواری) فرضیه دیگری بود که در پژوهش موجود مورد سنجش قرار گرفت که رابطه بین تمامی ابعاد عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها و تمامی ابعاد احساس شادمانی معنادار و معکوس شد. همچنین نتایج رابطه بین ابعاد این دو متغیر نشان داد که در بعضی از ابعادهای این دو متغیر همبستگی بیشتری نسبت به ابعاد دیگرش وجود دارد برای مثال هر مقدار زنان سرپرست خانوار از لحاظ اقتصادی نیازهای­شان ارضا نمی­شد بعد امیدواری آن­ها نسبت به سایر ابعاد شادمانی بیشتر کاهش می­یافت و همچنین هر چه محرومیت این جمعیت از نیازهای اجتماعی­شان بیشتر می­شد بعد خودکارکامدی آن­ها نسبت به سایر ابعاد بیشتر کاهش می­یافت. علاوه بر این هر مقدار این قشر از زنان از لحاظ فرهنگی محروم بودند، بعد خودپنداره آن­ها بیشتر کاهش پیدا می­کرد و در آخر عدم ارضا نیازهای سیاسی، بعد آمادگی روانی این جمعیت را بیشترکاهش می­داد. در نهایت رابطه معنادار بین شاخص کل متغیرهای عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها و احساس شادمانی با ۹۹درصد اطمینان معادل(۵۲۰/۰ ـ ) معکوس و بیش از متوسط بوده است. در واقع هر مقدار نیازهای اساسی زنان سرپرست خانوار ارضاء نشود، احساس شادمانی آن­ها به طور کل و به طور خاص در ابعاد خودپنداره، رضایت از زندگی، آمادگی روانی، سرذوق بودن، زیبایی­شناختی، خودکارآمدی، امیدواری کاهش خواهد یافت در نتیجه نظریه چلبی و نتایج مرحله اکتشافی هم مورد تأیید قرار گرفت. بنابراین فرضیه “عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها، احساس شادمانی را کاهش می­دهد” معنادار شد.
چلبی معتقد است که انحصار در هر یک از منابع اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی موجب احساس نابرابری و پس از آن مطرودیت خواهد شد. بنا بر آنچه که از مصاحبه های صورت گرفته بدست آمد احساس نابرابری یکی از عواملی است که زمینۀ طرد اجتماعی زنان سرپرست خانوار را فراهم کرده است. در نتیجه همبستگی بین دو متغیر احساس نابرابری و طرد اجتماعی فرضیه دیگری بود که در این پژوهش به دنبال آزمون آن بودیم که رابطه بین تمامی ابعاد احساس نابرابری(اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی) با تمامی ابعاد طرد اجتماعی(طرد ازشبکه­های حمایتی، طرد از ارتباط اجتماعی، طرد از مشارکت اجتماعی و شرمساری اجتماعی) معنادار و مستقیم شد. همچنین نتایج رابطه ابعاد این دو متغیر نشان داد که احساس نابرابری اقتصادی بیشترین میزان همبستگی را با طرد از ارتباط اجتماعی داشته است بدین معنا هر چه زنان سرپرست خانوار نابرابری اقتصادی بیشتر نسبت به اطرافیان خود احساس می­کردند میزان مطرودیت آن­ها در تمامی ابعاد و در رأس آن طرد از ارتباط اجتماعی هم افزایش می­یافت. علاوه بر این احساس نابرابری اجتماعی نه تنها با تمام ابعاد طرد همبستگی معنادار داشت، بلکه بیشترین میزان همبستگی را با طرد از شبکه ­های حمایتی داشته است. در واقع هر مقدار این قشر از زنان نابرابری اجتماعی بیشتر نسبت به اطرافیان خود احساس می­کردند میزان مطرودیت آن­ها در تمامی ابعاد و در رأس آن، طرد از شبکه ­های حمایتی هم افزایش می­یافت. همچنین نتایج نشان داد که احساس نابرابری فرهنگی بیشترین میزان همبستگی را با طرد از ارتباط اجتماعی داشته است به این معنا هر چه از لحاظ فرهنگی احساس نابرابری در این قشر از زنان افزایش یابد، مطرودیت آن­ها در تمامی ابعاد و در رأس آن، طرد از ارتباط اجتماعی هم بیشتر خواهد شد. علاوه بر این طبق آزمون­های دو متغیره با افزایش احساس نابرابری سیاسی، میزان مطرودیت و در رأس آن طرد از ارتباط اجتماعی در بین زنان سرپرست خانوار هم افزایش خواهد یافت. در نهایت رابطه­ معنادار بین شاخص کل دو متغیر احساس نابرابری و طرد اجتماعی با ۹۹درصد اطمینان معادل(۳۶۸/۰) مستقیم و در حد متوسطی بود. در نتیجه فرضیه “ احساس نابرابری، طرد اجتماعی را افزایش می­دهد" معنادار شد.
رابطه بین احساس نابرابری و احساس شادمانی یکی دیگر از فرضیه ­های است که از دل چارچوب نظری پژوهش حاضر، با تمرکز بر نظر چلبی و نتایج مصاحبه های انجام شده با جامعه آماری، بیرون کشیده شده است نتایج مرحله اکتشافی این پژوهش نشان داد که جمعیت هدف این پژوهش احساس نابرابری­های مختلف اجتماعی را در زندگی خود تجربه می­کردند به طوری که بر احساس شادمانی­شان تأثیرگذار بوده و باعث شده که از زندگی خود راضی نباشند. بنابراین در این پژوهش، برای آزمون همبستگی بین این دو متغیر ، ابعاد چهارگانه احساس نابرابری(اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی) با ابعاد هفت­گانه احساس شادمانی(طرد ازشبکه­های حمایتی، طرد از ارتباط اجتماعی، طرد از مشارکت اجتماعی و شرمساری اجتماعی) مورد سنجش قرار گرفت و طبق آزمون­های گرفته شده رابطه تمامی ابعادهای احساس نابرابری با ابعادهای احساس شادمانی معنادار و معکوس بود و همچنین بعضی از ابعادهای این دو متغیر همبستگی بیشتری نسبت به ابعاد دیگر داشتند، برای مثل احساس نابرابری اقتصادی بیشترین میزان همبستگی معکوس را با بعد زیبایی­شناختی داشته است بدین معنا هر چه زنان سرپرست خانوار نابرابری اقتصادی بیشتری نسبت به اطرافیان خود احساس کرده باشند میزان احساس شادمانی آن­ها و از همه بیشتر بعد زیبایی­شناختی­شان کاهش خواهد یافت. همچنین با افزایش احساس نابرابری اجتماعی در این گروه، میزان احساس شادمانی آن­ها و در رأس آن بعدهای زیبایی­شناختی و آمادگی روانی­شان کاهش خواهد یافت. علاوه بر این نتایج نشان داد که احساس نابرابری فرهنگی بیشترین میزان همبستگی را با بعد آمادگی روانی داشته است به این معنا هر چه این قشر از زنان نابرابری فرهنگی بیشتری را نسبت به اطرافیان خود احساس کرده باشند میزان احساس شادمانی و از همه بیشتر بعد آمادگی روانی در آن­ها کاهش خواهد یافت. همچنین هر چه زنان سرپرست خانوار میزان احساس نابرابری سیاسی بیشتر را تجربه کنند میزان احساس شادمانی و در رأس آن بعد آمادگی روانی در بین آن­ها کاهش خواهد یافت. در نهایت می­توان گفت، رابطه­ معنادار بین شاخص کل دو احساس نابرابری و احساس شادمانی با ۹۹درصد اطمینان معادل(۴۲۹/۰ ـ) معکوس و در حد متوسطی بوده است به عبارتی هر چه این قشر از زنان نابرابری بیشتری را نسبت به اطرافیان خود احساس کرده باشند میزان احساس شادمانی آن­ها در تمامی ابعاد کاهش خواهد . در نتیجه فرضیه “ احساس نابرابری، احساس شادمانی را کاهش می­دهد” معنادار شد.
در مرحله اکتشافی این پژوهش طی مصاحبه با زنان سرپرست خانوار مشخص شد که طرد اجتماعی باعث شکل­ گیری احساس بی­انصافی درآن­ها شده است طبق گفته این گروه از زنان آنچه که از هر رابطه­ای نصیب آن­ها می­ شود چه حقوق، دستمزد و مزایای جانبی باشد و چه قدردانی و احترام متقابل و همکاری، غیرمنصانه است در نتیجه وضعیت زندگی­شان را متناسب با تلاش­ها و لیاقت­های­شان نمی­دانستند و از اینکه از بسیاری موارد مطرود هستند احساس بی­انصافی می­کردند. بنابراین در این پژوهش در پی رابطه مستقیم دو متغیر طرد اجتماعی و احساس بی­انصافی، در بخش کمی به آزمون آن پرداخته شد و نتایج همبستگی بین ابعاد طرد اجتماعی(طرد ازشبکه­های حمایتی، طرد از ارتباط اجتماعی، طرد از مشارکت اجتماعی و شرمساری اجتماعی) و ابعاد احساس بی­انصافی(اقتصادی و اجتماعی) نشان داد که بین تمامی این ابعاد همبستگی مستقیم و معناداری وجود دارد. همچنین طبق آزمون­ها، هر چهار بعد طرد اجتماعی با احساس بی­انصافی اقتصادی نسبت به احساس بی­انصافی اجتماعی بیشترین همبستگی را داشته است به عبارتی هر مقدار مطرودیت زنان سرپرست خانوار از شبکه ­های حمایتی(خویشاوندان، دوستان، همسایه­ها و آشنایان) بیشتر باشد بی­انصافی زیادتری را مخصوصا در زمینه اقتصادی احساس خواهند کرد. همچنین با افزایش مطرودیت این جمعیت از ارتباط اجتماعی(رفت و آمد با همسایه­ها، خویشاوندان و دوستان)، میزان احساس بی­انصافی و در رأس آن احساس بی­انصافی اقتصادی­شان هم افزایش خواهد یافت. علاوه بر این هر چه این قشر از زنان از لحاظ مشارکت رسمی و غیر رسمی مطرودیت بیشتری را تجربه کنند بی­انصافی بیشتری را مخصوصا در بعد اقتصادی احساس خواهند کرد و هر مقدار این جمعیت شرمساری بیشتری را تجربه کنند میزان احساس بی­انصافی و در رأس آن احساس بی­انصافی اقتصادی را بیش­تر در زندگی خود تجربه خواهند کرد. در نهایت می­توان گفت، رابطه­ معنادار بین شاخص کل دو متغیر طرد اجتماعی و احساس بی­انصافی با ۹۹درصد اطمینان معادل(۶۳۹/۰) قوی و مستقیم بوده است. بنابراین نتایج آزمون دومتغیره­ی طرد اجتماعی و احساس بی­انصافی هماهنگ با نتایچ مرحله اکتشافی این پژوهش می­باشد و می­توان گفت به موازات افزایش مطرودیت زنان سرپرست خانوار، احساس بی­انصافی آن­ها هم در جوانب اقتصادی و اجتماعی افزایش خواهد یافت. در نتیجه فرضیه “طرد اجتماعی، احساس بی­انصافی را افزایش می­دهد” معنادار شد.
طبق نتایج مرحله اکتشافی تحقیق حاضر با تقویت احساس بی­انصافی در زنان سرپرست خانوار احساس شادمانی آنها کاهش پیدا می­ کند این جمعیت در تمام روابط بین فردی خود از قبیل رابطۀ در محیط­کار، رابطۀ دوستانه با خویشاوندان و اطرفیان …، در برقراری رابطۀ منصفانه مشکلاتی را تجربه کرده و در نتیجه از کاهش احساس شادمانی صحبت کردند. بنابراین طبق تجربه زیسته زنان سرپرست خانوار می­توان گفت که با افزایش احساس بی­انصافی، احساس شادمانی کاهش پیدا می­ کند. درنتیجه با توجه به اطلاعات بدست آمده از قسمت اکتشافی این پژوهش به آزمون دو متغیره احساس بی­انصافی با دو بعد(اقتصادی و اجتماعی) و احساس شادمانی با ابعاد(خودپنداره، رضایت از زندگی، آمادگی روانی، سرذوق بودن، زیبایی­شناختی، خودکارآمدی، امیدواری) پرداخته شد که طبق نتایج، بین تمامی ابعاد این دو متغیر رابطه معنادار و معکوسی وجود دارد. همچنین بعد احساس بی­انصافی اقتصادی بیشترین میزان همبستگی را با بعد خودکارآمدی داشته و بعد احساس بی­انصافی اجتماعی بیشترین میزان همبستگی را با بعد زیبایی­شناختی داشته است. به عبارتی هر چه زنان سرپرست خانوار بی­انصافی اقتصادی بیشتری را در زندگی خود تجربه کنند میزان احساس شادمانی آن­ها مخصوصا در بعد خودکارآمدی کاهش خواهد یافت. همچنین به موازات افزایش احساس بی­انصافی اجتماعی میزان احساس شادمانی این قشر از زنان در رأس آن بعد زیبایی­شناختی­ هم کاهش پیدا می­ کند. در نهایت رابطه معکوس و قوی بین شاخص کل دو متغیر احساس بی­انصافی و احساس شادمانی با ۹۹ درصد اطمینان معادل(۶۲۵/۰ ـ) وجود داشته است. در نتیجه فرضیه “ احساس بی­انصافی، احساس شادمانی را کاهش می­دهد” معنادار شد.
اما با توجه به شرایط و وضعیت جمعیت نمونه این پژوهش و با تمرکز به دستگاه چارچوب نظری پژوهش حاضر که بر گرفته از از ادبیات نظری شادمانی و طرد اجتماعی و در رأس آن نظریه چلبی در مورد ارتباط میان دو متغیر طرد اجتماعی و احساس شادمانی و همچنین تجربه زیسته زنان سرپرست خانوار از مطرودیت، می­توان گفت که طرد اجتماعی با ساز و کارهای منفی خود احساس شادمانی این قشر از زنان را کاهش می­دهد زیرا طی مرحله اکتشافی پژوهش موجود مشخص شد که کمبود محبت و نداشتن تکیه­گاه عاطفی و ارتباط صمیمی با اطرافیان از یک طرف و مشکلات اقتصادی و نداشتن تکیه­گاه مالی از طرف دیگر این قشر از زنان را جزء مطرودین اجتماعی کرده است در کل این جمعیت علاوه بر دغدغه فکری تأمین هزینه‌های کمرشکن زندگی، از سوی اجتماع، دوستان و در مواردی از سوی خانواده طرد شده بودند در نتیجه این قشر از زنان با وجود چنین شرایطی از کاهش احساس شادمانی در زندگی خود صحبت کردند. بنابراین در پی آزمون دو متغیر طرد اجتماعی و احساس شادمانی ابتدا ابعاد آن­ها مورد سنجش قرار گرفت که طبق نتایج بدست آمده بین تمامی ابعاد طرد اجتماعی(طرد ازشبکه­های حمایتی، طرد از ارتباط اجتماعی، طرد از مشارکت اجتماعی و شرمساری اجتماعی) و تمامی ابعاد شادمانی(خودپنداره، رضایت از زندگی، آمادگی روانی، سرذوق بودن، زیبایی­شناختی، خودکارآمدی، امیدواری) رابطه معکوس ومعناداری وجود داشت. همچنین قابل ذکر است تمام ابعاد طرد اجتماعی با بعد خودپنداره بیشترین میزان همبستگی را نسبت به دیگر ابعاد شادمانی داشته است. بدین معنا با افزایش مطرودیت زنان سرپرست خانوار از شبکه ­های حمایتی، ارتباط اجتماعی و مشارکت اجتماعی و همچنین افزایش شرمساری اجتماعی میزان احساس شادمانی آن­ها مخصوصا در بعد خودپنداره کاهش خواهد یافت. در نهایت رابطه بین شاخص کل متغیرهای طرد اجتماعی و احساس شادمانی با ۹۹درصد اطمینان معادل(۸۱۷/۰ ـ) معکوس و خیلی قوی بوده است در نتیجه مطابق با مرحله اکتشافی پژوهش موجود و با ۹۹ درصد اطمینان می­توان گفت هر مقدار زنان سرپرست خانوار مطرودیت بیشتری را در زندگی خود تجربه کنند میزان احساس شادمانی آن­ها به صورت خیلی قوی کاهش خواهد یافت. بنابراین فرضیه “ طرد اجتماعی، احساس شادمانی را کاهش می­دهد” معنادار شد.
در نهایت در معادله رگرسیون با یادآوری مدل نظری پژوهش موجود، اثر مجموعه متغیرهای مستقل مطرح شد(عوامل مطرودساز اجتماعی: عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای اساسی، احساس نابرابری، متغیرهای واسط: طرد اجتماعی و احساس بی­انصافی) در مدل نظری بر روی متغیر وابسته(احساس شادمانی) سنجیده شد. معادله رگرسیون این پژوهش نشان داد، تغییرات احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار تهران متأثر از احساس بی انصافی، طرد اجتماعی و احساس نابرابری می­باشد. آنچه در این معادله جالب به نظر می­رسد معنادار نشده متغیر عدم پاسخگویی مؤثربه نیازها، با وارد کردن متغیرهای مستقل دیگر است زیرا همان­طور که در رابطه دومتغیره ذکر شد عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها با احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار رابطه معکوس دارد اما وقتی که در معادله رگرسیون این متغیر درکنار متغیرهای احساس بی انصافی، طرد اجتماعی و احساس نابرابری قرار می­گیرد تأثیر خود را در تغییرات شادمانی جمعیت نمونه از دست می­دهد به عبارتی با کنترل متغیر عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای اساسی، احساس بی انصافی، طرد اجتماعی و احساس نابرابری تبیین­کننده شادمانی می­شوند. در واقع جمعیت نمونه این پژوهش به حدی از احساس­ها و رفتارهای که جامعه به آن­ها تحمیل می­ کند در رنج هستند که حتی اگر نیازهای اساسی زندگی­شان ارضاء نشود وقتی پای مطرود شدن و یا احساس­های مثل نابرابری و بی­انصافی به میان میاید، عدم ارضاء نیازهای اساسی دیگر تأثیرات خود را در تغییرات احساس شادمانی از دست می­دهد. بنابراین طبق معادله رگرسیون می­توان گفت نزدیک به ۷۰ درصد از کل تغییرات میزان احساس شادمانی در بین زنان سرپرست خانوار تهران توسط احساس و رفتارهای اجتماعی خاصی مثل احساس بی انصافی، طرد اجتماعی و احساس نابرابری می­باشد.
از آنجا که متغیرهای مستقل(عدم پاسخگویی به نیازها، احساس نابرابری، طرد اجتماعی و احساس بی­انصافی) این پژوهش دارای ابعاد مختلفی هستند و هر کدام از این ابعاد می­توانند به نحوی تغیرات متغیر وابسته(احساس شادمانی) را تحت تأثیر قرار ­دهند لذا همه ابعاد متغیرهای ذکر شده را در رابطه با متغیر وابسته وارد معادله رگرسیون کرده تا این بار میزان تغییرات متغیر شادمانی را با بهره گرفتن از ابعاد متغیرهای مستقل پیش ­بینی کنیم.
در نتیجه معادله رگرسیون نشان داد که پنج متغیر (طرد از احساس بی­انصافی اقتصادی، شرمساری اجتماعی، طرد از مشارکت اجتماعی، احساس نابرابری فرهنگی و طرد از شبکه ­های حمایتی) ۷۴ درصد از واریانس متغیر احساس شادمانی را برآورد می­ کنند و با کنترل این متغیرها ابعاد دیگر متغیرهای مستقل اثرشان برداشته می­ شود یعنی تأثیر مستقیمی بر شاخص کل متغیر وابسته(احساس شادمانی) ندارد. بر این اساس طبق معادله رگرسیون هیچ کدام از ابعاد عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها معنادار نشد و از میان ابعاد احساس نابرابری فقط بعد احساس نابرابری فرهنگی معنادار شد. طبق تعریف چلبی نابرابری فرهنگی، به معنای دسترسی نابرابر آحاد جمعیت (اعم از فردی و جمعی) به منابع فرهنگی مثل انواع مهارت ­ها و معارف­­ها است به این معنا افراد چقدر از تحصیلات، توانایی، مهارت، شغل مناسب، موفقیت و انگیزه برای انجام وظایف خود برخوردارهستند. در واقع همان­طور که در مرحله اکتشافی این پژوهش مشخص شد پایین بودن سطح سواد، شرایط نابرابر در بازار کار، نداشتن مهارت و تخصص از جمله علل شکل­ گیری احساس نابرابری در زنان سرپرست خانوار بوده است. اما از میان ابعاد طرد اجتماعی به جز طرد از ارتباط اجتماعی همه ابعاد آن در گام آخر در معادله رگرسیون باقی ماند از جمله ابعاد معنادار طرد اجتماعی شرمساری اجتماعی می­باشد که طی مصاحبه با زنان سرپرست خانوار مشخص شد که این جمعیت از انواع طعنه­ها و آزارها و کنایه­های دیگران در رنج هستند و حضورشان در جمع باعث تحقیقر آن‌ها می­ شود در کل احترام نکردن و به عبارتی تحویل نگرفتن آن‌ها از سوی دیگران باعث شده بود که با وجود تنهایی، تن به حضور در هیج جمعی ندهند در نتیجه احساس حقارت می­کرند. اما در این پژوهش با اقتباس از تحقیق فیروزآبادی میزان احساس شرمساری و بدنامی اجتماعی را با توجه به شاخص­ های پنهان نمودن فقر، بدنامی ناشی از حمایت نهادی، شرمساری حضور در جمع و رفتارهای طعنه­آمیز در قالب گویه ­های در اختیار این جمعیت قرار گرفته شد که همان­طور که مشاهده می­ شود طبق معادله رگرسیون یکی از متغیرهای تأثیرگذار بر تغییرات احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار می­باشد. طرد از مشارکت اجتماعی یکی دیگر از ابعاد طرد اجتماعی است که در این معادله معنادار ماند در واقع در مرحله اکتشافی پژوهش حاضر طی مصاحبه های با زنان سرپرست خانوار مشخص شد که این جمعیت بنا به یک سری عوامل ذکر شده مشارکت اجتماعی­شان نسبت به زنان دیگر پایین­تر است. در حالی که یکی از شاخص­ های طرد اجتماعی، عدم درگیری یا جدایی است؛ که با فقدان مشارکت در فعالیت­های اجتماعی و اجتماع محلی فهم می­ شود. این جدایی یا کناره­گیری، اشاره به فقدان مشارکت در انواع فعالیت­های و رویدادهای اجتماعی دارد که به طور معمول از سوی اعضاء اجتماع صورت می­گیرد بنابراین این بعد از طرد هم به قوت خود در معادله رگرسیون باقی ماند. همچنین گام آخر این معادله نشان داد که از میان ابعاد طرد اجتماعی، طرد از شبکه ­های حمایتی هم متغیر دیگری است که تغییرات شادمانی را تبیین می­ کند. همان­طور که مشاهده شد شبکه ­های حمایتی با دو بعد حمایت درون­گروهی و بین­گروهی در سطوح خویشاوندان، دوستان، همسایه­ها و آشنایان سنجیده شد. همچنین طی مصاحبه با زنان سرپرست خانوار مشخص شد که احساس بی­پناهی، نداشتن تکیه­گاه و بی‌کسی در تعریف آن‌ها از شادمانی تأثیر بسیاری دارد آن­ها نه تنها در سطح درون­شبکه خود حامیان زیادی نداشتند بلکه در خارج از شبکه خویشاوندان، دوستان و همسایه­ها هم آشنایانی زیادی جهت حمایت نداشتند در نتیجه مطرودیت از شبکه ­های حمایتی تأثیرات منفی بر احساس شادمانی آن­ها گذاشته بود.
اما از میان دو بعد اجتماعی و اقتصادی احساس بی­انصافی فقط بعد احساس بی­انصافی اقتصادی در معادله رگرسیون باقی ماند. بعد احساس بی­انصافی اقتصادی با گویه­ی"فکر می­کنم وضعیت مادی زندگی­ام(مثل درآمد، مسکن) متناسب با شایستگی و تلاش من نیست، در این زمینه به من بی­انصافی شده است” سنجیده شد. همان­طور که در قسمت رابطه دومتغیر مشاهده شد هر دو بعد اجتماعی و اقتصادی احساس بی­انصافی با احساس شادمانی رابطه معکوس داشتند. اما معادله رگرسیون نشان داد که احساس بی­انصافی اجتماعی با کنترل متغیرهای باقی مانده در گام آخر رگرسیون تأثیر مستقیمی بر شاخص کل متغیر احساس شادمانی ندارد. در نهایت می­توان گفت که مجموعه ابعاد متغیرهای مستقل(احساس بی­انصافی اقتصادی، شرمساری اجتماعی، طرد از مشارکت اجتماعی، احساس نابرابری فرهنگی و طرد از شبکه ­های حمایتی)، ۷۴ درصد از واریانس متغیر احساس شادمانی را پیش ­بینی(برآورد) می­ کنند و ۲۶ درصد دیگر توسط متغیرهایی بجز متغیرهای وارد شده در مدل رگرسیون موجود تبیین می­ شود.
همچنین در پژوهش حاضر سعی شد تا از طریق معادله رگرسیون تغییرات متغیر احساس شادمانی را از طریق متغیرهای مستقل(عدم پاسخگویی مؤثر بر نیازها، احساس نابرابری، طرد اجتماعی و احساس بی­انصافی) همراه با متغیرهای زمینه­ای (سن، درآمد، شغل و تحصیلات) پیش ­بینی و سهم هر کدام از این متغیرها را در تبیین متغیر وابسته تعیین کنیم. بدین منظور تمام متغیرهای مستقل را همراه با متغیرهای سن، درآمد، شغل و تحصیلات وارد معادله رگرسیون شد، از آنجا که در گام اول این چهار متغیر همراه با متغیر عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها و احساس نابرابری معنادار نشد در گام­های بعدی سعی به کنترل متغیرها شده تا تأثیرات متغیرهای زمینه­ای بر متغیر وابسته مشخص شود؛ در نتیجه با توجه به گام آخر و خارج شدن شغل پاسخگویان از معادله رگرسیون، تنها سه متغیر احساس نابرابری، طرد اجتماعی و احساس بی­انصافی معنادار شد و مقدار ضریب تعیین تعدیل شده«R2» نزدیک به ۷۰ درصد شد و معادله رگرسیون هیچ­گونه تغییری نکرد. در نتیجه متغیرهای زمینه­ای سن، درآمد، شغل و تحصیلات با کنترل متغیرهای مستقل پژوهش حاضر تأثیر مستقیمی بر شاخص کل احساس شادمانی (متغیر وابسته) زنان سرپرست خانوار ندارند.
در نهایت طبق مدل تحلیل مسیر مشخص گردید، متغیر طرد اجتماعی قوی­ترین و مهم­ترین متغیر پیش ­بینی­کننده احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار است که به صورت مستقیم و غیر مستقیم بر شادمانی این قشر از زنان تأثیر منفی داشته است. طرد اجتماعی متغیر واسطی بود که در این پژوهش به دنبال تأثیر آن بر تغییرات احساس شادمانی جمعیت نمونه با ابعاد طرد از شبکه ­های حمایتی، طرد از ارتباط اجتماعی، طرد از مشارکت اجتماعی و شرمساری اجتماعی مورد سنجش قرار گرفت. به طور کلی می­توان این­گونه برداشت نمود که مطرودیت این زنان از انواع حمایت­ها، ارتباط­ها، مشارکت­ها و مخصوصا شرمساری که هنگام حضور در یک جمع احساس می­ کنند بیشترین تأثیرات را بر احساس شادمانی آن­ها داشته است. بنابراین نتایج مرحله اکتشافی این تحقیق را که مشخص کرد این گروه جزء مطرودین اجتماعی هستند و با قرار گرفتن در یک وضعیت استرس ­زا انواع اختلالات روانی، اضطراب و نگرانی در آن‌ها بوجود آمده و به دنبال آن با اُفت کیفیت زندگی و نارضایتی از آن و در نتیجه کاهش شادمانی مواجه هستند به مبسوط­تر از اهمیت خاصی برخوردار شد. از طرفی دیگر تأثیر معکوس احساس بی­انصافی به صورت مستقیم پس از طرد اجتماعی بیشترین قدرت پیش ­بینی کننده شادمانی زنان سرپرست خانوار می­باشد. طبق نتایج مرحله اکتشافی این پژوهش و بنا بر تجربۀ زیسته خود این زنان وضعیت طرد و محرومیت، و عوامل مؤثر بر آن زمینه ایجاد احساس رعایت نشدن انصاف را در این گروه از زنان تقویت کرده است در واقع به باور این گروه آنچه که از هر رابطه­ای نصیب آن‌ها می­ شود از حقوق، دستمزد و مزایای جانبی گرفته تا قدردانی و احترام متقابل و همکاری، غیرمنصانه است در نتیجه شکل­ گیری احساس بی­انصافی باعث کاهش شادمانی در آن­ها شده بود. بنابراین نتایج تحلیل مسیر با نتایج مرحله اکتشافی در این زمینه همدیگر را تأیید می­ کنند. در مرتبه بعد احساس نابرابری قوی­ترین متغیری بود که با احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار به صورت مستقیم رابطه معکوس داشت بدین معنا تغییرات شادمانی توسط این احساس تنها به صورت غیرمستقیم و به همراه مطرودیت نبوده است بلکه آنچه که کاهش احساس شادمانی را برای زنان سرپرست خانوار به همراه می ­آورد تنها به صورت مستقیم می­باشد. رابطه معکوس احساس نابرابری و احساس شادمانی از دل چارچوب نظری پژوهش حاضر، با تمرکز بر نظر چلبی و نتایج مصاحبه های انجام شده با جامعه آماری، بیرون کشیده شده است نتایج مرحله اکتشافی این پژوهش نشان داد که این قشر از زنان از میزان بالایی از احساس نابرابری رنج می­بردند که بر احساس شادمانی آن­ها تأثیر منفی گذاشته است. بنابراین نظریه چلبی و نتایج مرحله اکتشافی در این زمینه از اهمیت خاصی برخوردار گردید. پس از احساس نابرابری عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها به صورت غیر مستقیم مهم­ترین تأثیر منفی را بر احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار داشته است. به این معنا آنچه که کاهش شادمانی را برای زنان سرپرست خانوار به همراه می ­آورد تنها به صورت مستقیم به دلیل عدم ارضاء نیازها نبوده است. بلکه عدم ارضاء نیازها از طریق طرد اجتماعی و احساس بی­انصافی بر شادی مؤثر واقع می­ شود و تأثیری معکوس بر احساس شادمانی این جمعیت می­ گذارد.
بنابراین در مدل تحلیل مسیر احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار تهران با استناد به اثر کل، طرد اجتماعی قوی­ترین و مهم­ترین قدرت پیش ­بینی­کننده احساس شادمانی این قشر از زنان است.
۵-۱-۳- ۱. دستاوردهای پژوهش
در شمای کلی اهم دستاوردهای پژوهش حاضر به این شرح می­باشد:
۱- میانگین سن زنان سرپرست خانوار برابر با ۴۷ سال بود، تحصیلات بیش از نیمی از این زنان زیر دیپلم بود و تنها ۱/۱۶ درصد آن­ها تحصیلات دانشگاهی داشتند،۶۰ درصد از این جمعیت شاغل و میانگین درآمد آن­ها برابر با ۶۸۰۰۰۰ تومان بوده است، بیشتر این زنان در دسته­ای با درآمد کم قرار داشتند، وضعیت اشتغال این قشر از زنان بیشتر روزمزد و نوع اشتغال آن­ها هم خوداشتغالی بوده است، بیشترین آن­ها در مشاغل رتبه ۴ و ۲ قرار داشتند، نوع اشتغال آن­ها (به جز ۱/۶) به هیچ وجه مناسب نبوده است، از نظر وضعیت مسکن بیشتر این زنان اجاره­نشین بودند و میانگین نرخ اجاره­بهای آن­ها برابر با ۹۶۰۰۰۰ تومان می­باشد، داشتن مسکن با مساحت کم بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده است و میانگین مساحت مسکن آن­ها ۱۴/۵۷ متر مربع می­باشد، کیفیت مسکن بیشتر این جمعیت زیرزمین و کمترین آن­ها نوساز بوده است، بیشتر آن­ها بین ۱ تا ۱۱سال و کمترین آن­ها بین ۲۳ تا ۳۲ سال سرپرست خانوار بوده­ است و در نهایت می­توان گفت بیشتر زنان سرپرست خانوار ۱ یا ۲ نفر را تحت تکفل دارند و بیشترین علت سرپرستی آن­ها طلاق بوده است. همان­طور که مشاهده می­ شود توصیف ویژگی­های فردی زنان سرپرست خانوار تهران گویای عدم ارضاء نیازهای اقتصادی و فرهنگی آن­ها است که با تبعات عدم ارضاء این دو نیاز، دسترسی مناسب به نیاز اجتماعی و سیاسی را هم برای این جمعیت کاهش می­یابد.
۲- احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار برابر با ۱۵/۳۸ است که در حد کمی قرار دارد و بالاترین میانگین بدست آمده از این جمعیت در میان ابعاد شادمانی، مربوط به بعد خودکارآمدی می­باشد که در حد متوسطی قرار دارد و در مراتب بعدی به ترتیب بعدهای امیدواری ، خودپنداه، سرذوق بودن، آمادگی، رضایت از زندگی و زیبایی­شناختی قراردارند که همگی این ابعاد در حد “کمی” قرار داشته اند.

تحلیل اندیشه های مربوط به رشد بهینه جمعیت ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

نظریه دیگری که می‌توان براساس آن در خصوص اثر جمعیت بر رشد اقتصادی استدلال کرد، قاعده‌ای منسوب به فلپس می‌باشد. فلپس در این‌باره تلاش می‌کند از طریق درون‌زا کردن نرخ پس‌انداز، بهترین نرخ را برای پس‌انداز بیابد. او در این پی‌جویی به رابطه دقیق بین رشد اقتصادی و رشد جمعیت دست می‌یابد که به قاعده طلایی رشد مشهور است. بر اساس قاعده طلایی، کارایی نهایی سرمایه با نرخ رشد جمعیت برابر می‌باشد. به عبارت دیگر، نهایتا رشد اقتصادی متکی بر نرخ رشد جمعیت است. نظریه مذکور توسط اقتصاددانان دیگری از جمله موریس‌اله (۱۹۶۱)، سوان (۱۹۶۱) و مید (۱۹۶۱ و ۱۹۶۳) تایید شده است.

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۳-۳-۱) تحلیل نظری اندازه جمعیت و رشد آن در مدل ساموئلسون

در مدل چرخه زندگی، وام خالص مصرفی (ساموئلسون، ۱۹۵۸)، رشد بالاتر جمعیت، از نظر رفاه نتیجه بهتری در بر خواهد داشت. زیرا کودکان بیشتر به معنای پشتیبانی بهتر برای والدین در دوران بازنشستگی است. هم‌چنین ساموئلسون در سال ۱۹۷۵ در چارچوب یک مدل همپوشانی بین نسلی نرخ بهینه‌ای برای رشد جمعیت معرفی کرد. تجزیه و تحلیل ذکر شده که در آن دوره‌های مختلف، کار و بازنشستگی و هم‌چنین سرمایه‌گذاری در کالاهای سرمایه‌ای در نظر گرفته شده است و شرایط مطلوب برای نرخ رشد جمعیت متوسط برقرار است، به عنوان قضیه‌ی مصطلح خوش اقبالی بیان می‌شود. که تحت سیاست عدم مداخله، پس‌انداز خصوصی نرخ رشد را تحت دو شرط، بیولوژیکی و فرهنگی حمایت می‌کند.
در اینجا برای نمایش قضیه خوش‌اقبالی با لحاظ معادله رشد لجستیکی اصلاح شده از یک مدل OLG به شرح زیر استفاده می‌شود:
تابع مطلوبیت ترتیبی شبه مقعر از مصرف سرانه دوره‌ی جوانی که فرد در آن کار می‌کند و دوره‌ی پیری و بازنشستگی به صورت زیر در نظر گرفته می‌شود:
(۳-۱)
که در آن  و  به ترتیب مصرف دوره‌ی جوانی و پیری هستند.
در زمان  ،  نیروی کار جوان وجود دارد که در کل مقدار  مصرف می‌کنند و مابقی مصرف در سن پیری و به اندازه‌ی  است و مرگ و میر در سنین جوانی هم نادیده گرفته می‌شود.
حال می‌توان تابع تولید و مطلوبیت در زمان  را به صورت زیر نمایش داد:
(۳-۲)
(۳-۳)
و نیز با فرض رشد نمایی نرخ رشد ثابت تعادلی به صورت زیر خواهد بود:
(۳-۴)
با توجه به فروض مذکور می‌توان تابع مطلوبیت حالت پایدار را به صورت زیر نوشت:

(۳-۵)
جایی که بهینه سرمایه سرانه،  ، مصرف سرانه دوره پیری،  ، و مصرف سرانه دوره جوانی،  اتفاق می‌افتد:
(۳-۶)
این شرط بیان می‌کندکه باید کارایی نهایی سرمایه برابر با نرخ رشد جمعیت باشد. هم‌چنین رابطه زیر حاصل می‌شود:
(۳-۷)
رابطه (۳-۶) همان قانون طلایی آشنای فلپس می‌باشد و رابطه (۳-۷) نرخ بهره‌ی بیولوژیک (نرخ بهره حیاتی) را تعیین می‌کند که ساموئلسون در سال ۱۹۵۸ در مقاله معروف خود ذکر کرد. که این دو شرط با هم قانون طلایی دو بخشی را می‌سازد.
حال اگر  شرایط مرتبه اول را برقرار سازد، نرخ رشد بهینه  به دست می‌آید که در آن در طلایی‌ترین وضعیت قانون طلایی قرار گرفته و  حداکثر است.

(۳-۸)
جایی که  ریشه‌ی عبارت زیر است:
(۳-۹)
و  در حقیقت همان نرخ بهینه ای است که در مدل ساموئلسون برای جمعیت تعیین می‌شود. در اینجا چون مقادیر مصرف سرانه و سرمایه سرانه به رشد جمعیت بستگی دارد معادلات به طور صریح قابل حل نیست، بلکه به شکل توابع تولید و مطلوبیت بستگی دارد. در نتیجه باید شرایط کافی مساله، یعنی شرایط مرتبه‌ی دوم هم در نظر گرفته شود. حال با این توضیحات می‌توان به خوش اقبالی بودن پس‌انداز بخش خصوصی در هر نرخ بهینه ای از جمعیت پی برد.
برای اثبات این امر، شرایط مودیگلیانی- دیاموند برای پس‌انداز خصوصی در حالت پایدار برقرار است، آن‌چه کارگران به عنوان پس‌انداز انتخاب می‌کنند را فقط باید مطابق با آن‌چه سیستم برای رشد گسترده نیاز دارد، برقرار ساخت. البته باید توجه داشت که در این مدل ساده‌سازی‌های بسیاری صورت گرفته است که اغلب این ساده‎سازی‌ها می‌تواند اصلاح گردد. به عنوان مثال زمانی که دوره‌های بیشتری از کار تعیین می‌شود(توبین، ۱۹۶۷) و سن بازنشستگی به عنوان یک متغییر درون‌زا در نظر گرفته می‌شود، در نتایج تغییری حاصل نمی‌گردد. برای چندین نسل افراد، ممکن است بر اساس داشتن فرزندان متعدد در طول زندگی به حمایت از آن‌ها به خوبی در سنین پیری بپردازند.
حال با توجه به این توضیحات، ساموئلسون قضیه خوش‌اقبالی را به صورت زیر بیان میکند:
«در هر نرخ بهینه رشد جمعیت، پس‌انداز بخش خصوصی دوران زندگی، طلایی‌ترین قانون طلایی دوران زندگی را می‌تواند فراهم ‌کند»
برای اثبات این امر توجه داشته باشید که شرایط مودیگلیانی-دیاموند برای پس‌انداز خصوصی در حالت تعادل پایدار است. آن‌چه کارگران به عنوان پس‌انداز انتخاب می‌کنند را فقط باید مطابق با آن‌چه سیستم برای رشد گسترده نیاز دارد برقرار سازد. در نتیجه سرمایه لازم به وسیله شرط پس‌انداز و سرمایه‌گذاری در مدل سیکل زندگی تعیین می‌گردد، البته باید توجه داشت که در این مدل تغییرات تکنولوژی در نظر گرفته نشده است.
آرتور و مک نیکل (۱۹۷۷) یک تصویر واقعی‌تری از این مدل ارائه کردند. آن‌ها اثرات افزایش نرخ رشد جمعیت را با اضافه کردن فروضی از قبیل گسترش مصرف و تولید در یک مدل چرخه زندگی پیوسته وارد مدل نمودند و مطلوبیت انتظاری دوران زندگی را به عنوان معیار رفاه در نظر گرفتند. اثرات انتقالی بین نسلی در این‌جا لزوما دیگر مثبت نیست بلکه تحت این ویژگی‌های جمعیت‌شناختی منفی است. بنابراین اثرات انتقالی از مدل رشد نئوکلاسیک حمایت می‌کند. آنالیز مدل آن‎ها به شرح زیر است:
به منظور بررسی تغییرات نرخ رشد جمعیت و اثرات آن‌ها زمان پیوسته در نظر گرفته می‌شود و نیز وابستگی سن را مشابه مدل نئوکلاسیکی که آرتور و مک نیکل در سال ۱۹۷۷ به کار برده‌اند، استفاده می‌شود. توزیع سنی جمعیت در این‌جا پیوسته در نظر گرفته شده است، اقتصاد هیچ کالای مصرفی را ذخیره نمی‌کند، نیروی کار و سرمایه به عنوان ورودی درنظر گرفته شده‌اند و نیز تابع تولید دارای بازده‌ای ثابت به مقیاس است. تولید مصرف یا سرمایه‌گذاری می‌شود و هم‌چنین فرض می‌شود که جمعیت پایدار است و با یک نرخ نمایی رشد می‌کند.
,  (۳-۱۰)
فرض می‌شود که جمعیت با یک نرخ نمایی  رشد می‌کند. تعداد افرادی که متولد می‌شوند  ، تعداد نیروی کار  و تعداد کل افراد با  مشخص می‌شوند. یعنی:
(۳-۱۱)
(۳-۱۲)
(۳-۱۳)
که در اینجا پارامتر  احتمال زنده ماندن افراد پس از تولدشان را نشان می‌دهد و نیز پارامتر  مقدار مشارکت در نیروی کار را نمایش می‌دهد.  ، نیز بیان‌گر کران بالا در طول زندگی افراد است.
مصرف سرانه در طول چرخه زندگی تغییر می‌کند، به طوری که مصرف کل برابر است با:
(۳-۱۴)
متوسط سن نیروی کار
متوسط سن مصرف
(۳-۱۵)
(۳-۱۶)
فرض می‌شود که اقتصاد به حالت پایدار سولو رسیده است، به طوری که رشد اقتصادی با رشد جمعیت برابر است و متغیرهای سرانه در طول زمان ثابت هستند. یعنی :
,  ,  (۳-۱۷)
محدودیت بودجه جامعه در کل زمان برابر است با:
(۳-۱۸)
هم‌چنین با نرمال‌سازی و نیز از طریق تقسیم طرفین بر  ، خواهیم داشت:
(۳-۱۹)
طوری در نظر گرفته می‌شود که مصرف سرانه را حداکثر کند، یعنی:

منابع کارشناسی ارشد در مورد تهیه مدل علمی و ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

در این روابط پارامترهای بکار گرفته شده بشرح زیر می باشند:
-h حداقل فاصله مجاز عمودی بین کراس آرم ها، متر
-a حداقل فاصله هوائی، متر
-Vسرعت باد، متر بر ثانیه
-di قطر هادی بر حسب متر
-diiضخامت یخ در دور هادی
-g جرم مخصوص یخ، تن بر متر مکعب
- زاویه انحراف زنجیره مقره ها، بر حسب درجه
w - وزن یک متر از طول هادی، کیلوگرم
طبیعی است با افزایش ضخامت یخ در روی هادیها ضمن اینکه بر وزن هادیها افزوده می‌گردد، سبب افزایش سطح بادخور نیز می شود که در مجموع باعث افزایش زاویه انحراف زنجیره مقره‌ها می‌گردد.
۴-۳-۲- روش دوم- مدل لگارتیمی (خطوط ساده و باندل)
مدل ارائه شده در این روش بر پایه آزمایشات انجام شده بر روی نمونه های مختلفی از خطوط انتقال نیرو تدوین گردیده است. در این مدل دامنه نوسانات هادیها برای خطوط انتقال ساده یک تا تک سیمه (یک هادی در هر فاز) به صورت تابعی از فلش و قطر هادیها تعریف و بصورت مدل زیر ارائه گردیده است.

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

(۴-۱۳)
در این رابطه :
- ماکزیمم دامنه جهش پیک تا پیک هادیها بر حسب متر
di - قطر هادی بر حسب متر
F - فلش هادی بر حسب متر
در خطوط انتقال نیرو باندل که بجای استفاده از یک هادی از چند هادی در هر فاز استفاده می‌شود، ماکزیمم جهش هادیها بصورت رابطه زیر محاسبه می‌شود :
(۴-۱۴)
همانطور که روابط بالا نشان می دهند گرچه دامنه نوسانات گالوپینگ بصورت مستقل از سرعت باد تعریف شده است، اما چون این روابط بدترین شرایط تدوین شده اند، عملاً سرعت باد در مدل سازی منظور گردیده است. لذا دامنه نوسانات گالوپینگی که از این طریق محاسبه می شود برای شرایطی مناسب است که مدل بر اساس آن تدوین گردیده است که از جمله می توان به سرعت باد اشاره کرد که بیشتر موارد (بجز یک مورد که حدود ۱۵ متر بر ثانیه بود) کمتر از ده متر بر ثانیه بوده است. ضمناً این مدل در محدوده معینی از پارامتر اسپن هادی (CSP=Conductor Span Parameter) که بصورت زیرمی باشد، دارای دقت کافی می باشد. در رابطه زیر h برای خطوط ساده برابر یک و برای خطوط باندل مساوی ۱۵/۰ می باشد:
البته این روابط تقریبی می باشند و طبیعتاً درصد عمده ای از نوسانات هادیها را پوشش می‌دهند اما ممکن است در برخی موارد نوسانات هادیها از مقادیر محاسبه شده فراتر رفته و احتمال برخورد فازها را به همراه داشته باشد. لذا اگر قرار باشد فواصل فازی بر مبنای اتفاقات نادر محاسبه شود، سبب افزایش بی‌رویه فواصل فازها می گردد که عملاً باعث ازیاد ابعاد، وزن و قیمت برجها می شود و در نتیجه طراحی خطوط انتقال را از حالت اقتصادی خارج می سازد.
۴-۳-۳- روش سوم- مدل مرتبط با سرعت باد و فلش
این مدل که در بسیاری از مراجع به آن اشاره شده است، حداکثر دامنه جهش هادیها بصورت تابعی از سرعت باد و فرکانس نوسانات و بصورت رابطه زیر بیان بیان نموده است :
(۴-۱۵)
در این رابطه ضریب ۲۶/۰ برای محاسبه بالاترین دامنه نوسانات هادیها پیشنهاد شده است، اما با پذیرش ریسک بیشتر این ضریب می‌تواند کاهش یابد و در برخی موارد مقدار آم تا ۱۰/۰ نیز تقلیل می‌یابد. ضمناً رابطه (۴-۱۵) دامنه نوسانات هادیها بر حسب سرعت باد و فرکانس نوسانات تعریف شده است. اما چون فرکانس نوسانات خود تابعی از دیگر مشخصه‌ های خطوط انتقال می باشد، لذا با جایگذاری مقدار معادل آن در رابطه (۴-۱۵)، می‌توان رابطه مناسب تر دیگری را برای محاسبه دامنه جهش هادیها بدست آورد:
(۴-۱۶) 
(۴-۱۷)
(۴-۱۸)
با تبدیل کشش هادی از نیوتن به کیلوگرم، مقدار f یا فرکانس نوسانات هادیها در اثر وقوع پدیده گالوپینگ بصورت رابطه زیر در می‌آید:
(۴-۱۹)
با جایگذاری مقدار f در رابطه (۴-۱۵) و با توجه به رابطه (۴-۱۹) مقدار دامنه ماکزیمم گالوپینگ بصورت رابطه (۴-۲۲) در می آید:
(۴-۲۰) 
(۴-۲۱)
(۴-۲۲)
رابطه (۴-۲۲) برای گالوپینگ تک حلقه دارای دقت خوبی نمی‌باشد و معمولاً در محدوده زیر دارای کاربرد بهتری می‌باشد:
این رابطه نشان می‌دهد که برای مقادیر معینی از نسبت فلش به اسپن رابطه (۴-۲۲) دارای دقت مناسبی است بعنوان مثال برای اسپن ۳۰۰ متری مقدار فلش هادیها باید در محدوده ۳ تا ۵/۴ متر باشد چون در غیر اینصورت رابطه فوق دارای دقت خوبی نمی‌باشد.
در این روابط:
- فاصله پیک تا پیک دامنه نوسانات جهشی هادیها بر حسب متر
فرکانس نوسانات هادیها بر حسب هرتز
شتاب زاویه ای
تعداد حلقه های گالوپینگ در هر اسپن. معمولاً برای اسپن های کوتاه (حدود ۱۰۰ متر) گالوپینگ بصورت تک حلقه اتفاق می افتد اما برای اسپن های طولانی بر حسب مورد ممکن است به دو یا چند حلقه افزایش می یابد.
سرعت وزش باد بر حسب متر بر ثانیه
کشش هادیها، بر حسب نیوتن
کشش هادیها، بر حسب کیلوگرم
اسپن یا فاصله پایه ها بر حسب متر
وزن یک متر از هادی بر حسب کیلوگرم
فلش هادی بر حسب متر
در صورتیکه از رابطه (۴-۲۲) برای محاسبه دامنه نوسانات گالوپینگ استفاده شود، مقدار   بیش از مقادیری واقعی خواهد بود. این اختلاف موقعی که سرعت باد و فلش هادیها زیاد باشد بیشتر مشهود می‌شود. اما در عمل با افزایش سرعت باد و فلش، تعداد حلقه‌های گالوپینگ هم افزایش می‌یابند، که به این ترتیب مقدار   کمتر می شود که لازم است در محاسبات به کلیه نکات توجه گردد.
۴-۳-۴- روش چهارم- مدل خطی با قطر هادی
مؤلفین مرجع بر این عقیده اند که دامنه نوسانات گالوپینگ که از رابطه (۴-۱۵) بدست می آید به مراتب بیش از مقادیر واقعی است به همین دلیل محدودیت های زیر را اعمال نمودند:
(۴-۲۳)
(۴-۲۴)
در فصل مشترک دو محدوده بالا یعنی   هر دو رابطه دارای جواب واحد   می‌باشند. با توجه به رابطه فوق حد دامنه نوسانات گالوپینگ برای هادیهای متداول در خطوط انتقال نیرو کشور که قطر آنها از ۷۸/۲۱ میلیمتر (هادی Hawk-447 KCM) تا ۱۶/۳۶ میلیمتر (هادی Martin-1354 KCM) در محدوده ۷۲ تا ۱۱۹ سانتیمتر تغییر می کند که این ارقام نیز معقول نمی‌باشند. در چنین مقادیر واقعی سرعت باد و فرکانس نوسانات، نسبت   به مراتب بیشتر از ارقام فوق تغییر نماید اما در این مدل دامنه نوسانات گالوپینگ در حد معینی معدود می گردد که این نشانگر تقریبی بودن روابط ارائه شده می‌باشد ضمن اینکه مؤلفین مقاله مرجع بر این عقیده اند وقتی سرعت باد از حد معینی تجاوز می‌کند، دامنه نوسانات گالوپینگ تقریباً ثابت می‌ماند.
اگر دامنه گالوپنیگ به کمک رابطه (۴-۲۲) محاسبه شود، مقدار   بیش از مقادیری خواهد بود که از روابط (۴-۲۳ و ۴-۲۴) حاصل می شود، که این تفاوت ناشی از تقریبی بودن مدل های ارائه شده برای محاسبه نوسانات گالوپینگ می باشد.
۴-۳-۵- روش پنجم- مدل غیر خطی با قطر (خطوط ساده و باندل)
این مدل بر اساس مقادیر اندازه گیری شده از دامنه جهش هادیهای خطوط انتقال نیرو ساده و باندل تدوین شده است. سرعت باد و قطر یخ پوشاننده هادیها مربوط به شرایط خاص زمان اندازه گیری بوده و طبیعتاً اگر شرایط جوی و محیطی تغییر نمایند بر فرم مدل ارائه شده نیز تأثیر می‌گذارد. در این مرجع دامنه جهش هادیهای خطوط انتقال باندل را بصورت تابع از قطر هادیها، قطر باندل و نسبت فرکانس نوسانات عمودی به پیچشی و بصورت زیر ارائه داده است:

دانلود فایل های پایان نامه در مورد شناسایی عوامل مؤثر بر ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۲-۲-۶-۷خدمات بانکی مبتنی بر تلویزیون
در این روش با بهره گرفتن از تلویزیون­های ماهواره­ای، اطلاعاتی در مورد حساب­های مشتریان بر روی صفحه تلویزیون آنها ارائه می­ شود. در سال ۱۹۹۷ آزمایش­های متعددی در مورد ارائه خدمات بانکی به خانه مشتریان از طریق تلویزیون صورت گرفت. با به وجود آمدن تلویزیون­های دیجیتالی و امکانات موجود در دامنه ارائه اینگونه خدمات به سرعت افزایش یافته است. با بهره گرفتن از این فناوری، ارتباط با حساب از طریق فشار یک دکمه میسر می­ شود. با این اوصاف در حال حاضر فقط انجام مجموعه محدودی از عملیات بانکی از این مسیر امکان پذیر است. امتیاز عمده این نوع خدمات در این است که نیازمند استفاده از کامپیوترهای شخصی نبوده و این امر توسعه بازاری این سیستم­ها را تشویق می­ کند. علاوه بر این تلویزیون با زندگی افراد آمیخته شده است. افراد تلویزیون را دوست دارند و اوقات فراغت خود را با آن می­گذرانند، در حالی که افراد به کامپیوتر شخصی اینگونه نگاه نمی­کنند (انگلر[۶۴]، ۲۰۰۰)
۲-۳ اهمیت بانکداری الکترونیکی
اهمیت یک موضوع، در درجه نخست به حوزه فعالیت و میزان اثربخشی آن در فعالیت­های اقتصادی و اجتماعی بستگی دارد. هرچند ممکن است که با ظهور یک پدیده، اهمیت آن در ابتدای امر مورد توجه قرار نگیرد؛ اما با گسترش و همگانی شدن، بر ارزش و اهمیت آن پدیده افزوده می­ شود و کشورها را به تکاپو وامی­دارد تا جهت حفظ موقعیت جهانی خود(و بهره­مندی از مزایای آن از جمله کاهش هزینه­ها و افزایش کیفیت و بهره­وری و رضایت مشتریان ) از آن پدیده جدید در فعالیت­های اقتصادی و اجتماعی خود استفاده کنند. بانکداری الکترونیکی دارای چنان قدرت بالقوه­ای است که به طور ریشه­ای موجب تحول در فعالیت­های اقتصادی-اجتماعی گردیده است.
با توسعه فناوری و گسترش اینترنت، بهره­مندی از شبکه اینترنت امکان ارائه خدمات در بستر اینترنت، موجب شده که اینترنت به عنوان پیش نیاز اصلی بانکداری الکترونیکی به شمار آید. در نتیجه ضریب نفوذ اینترنت در کشورها نیز به عنوان شاخص آمادگی بستر لازم برای تحقق بانکداری الکترونیکی شناخته می­ شود. لذا در این قسمت ابتدا نگاهی به وضعیت کاربران اینترنت در سطح جهان انداخته و سپس به آمارهای ارائه شده توسط موسسات تحقیقاتی در زمینه ضریب نفوذ اینترنت در کشورهای مختلف و آمار استفاده کاربران اینترنت برای انجام بانکداری الکترونیکی پرداخته و در نهایت نگاهی به چشم انداز آتی بانکداری الکترونیکی خواهیم داشت.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۲-۳-۱وضعیت اینترنت و رشد کاربران
نمودارهای شماره ۲-۱ الی ۴-۲ به ترتیب وضعیت تعداد کاربران اینترنت در سطح جهان، تعداد کاربران اینترنت در سطح جهان به تفکیک مناطق مختلف، نسبت تعداد کاربران هر منطقه به کل کاربران جهان و ضریب نفوذ اینترنت در مناطق مختلف جهان را نشان می­ دهند.
نمودار شماره ۲-۱وضعیت تعداد کاربران اینترنت در سطح جهان (www.internetworldstats.com2015)
نمودار شماره ۲-۲ نحوه توزیع تعداد کاربران اینترنت در سطح جهان بر اساس مناطق مختلف جغرافیایی(,www.internetworldstats.com2015)
نمودار شماره ۲-۳ ضریب نفوذ اینترنت در سطح جهان(,www.internetworldstats.com2015)
جدول شماره ۲-۱اطلاعات جامع­تری را از وضعیت نفوذ اینترنت و روند رو به رشد آن در مناطق مختلف جهان ارائه می­نماید. همانطور که مشاهده می­ شود تعداد کاربران اینترنتی در یک دوره چهارده ساله از سال ۲۰۰۰ تا۲۰۱۴، ۷۴۱درصد رشد داشته و با نرخ رشد متوسط سالانه حدود۵۲ درصداکنون تعداد کاربران اینترنتی نزدیک به سه میلیارد نفر در سطح جهان می­باشد که حدود ۴۲ درصد جمعیت جهان را تشکیل می­ دهند.
جدول شماره ۲-۱ آمار کلی وضعیت کاربران اینترنت و ضریب نفوذ و رشد اینترنت در سطح جهان
منبع: (,www.internetworldstats.com2015)
از نظر ضریب نفوذ اینترنت، آمریکای شمالی با ۸۷.۷ درصد بیشترین تعداد کاربران اینترنت را نسبت به جمعیت داراست. قاره اقیانوسیه با۷۲.۹ درصد و قاره اروپا با ۷۰.۵ درصد، حائز رتبه ­های بعدی از نظر ضریب نفوذ اینترنت می­باشند.
در ادامه بحث اطلاعات مربوط به منطقه خاورمیانه در جداول ارائه شده که اطلاعات مربوط به ایران نیز قابل مشاهده است.
نمودار شماره ۲-۴ کاربران اینترنت در خاورمیانه و سطح جهان (,www.internetworldstats.com2015
جدول شماره ۲-۲ کاربران اینترنت در خاورمیانه و سطح جهان
منبع: (,www.internetworldstats.com2015)
نمودار شماره۲-۵ ضریب نفوذ اینترنت در خاورمیانه و متوسط ضریب نفوذ جهانی در سال ۲۰۱۴ (,www.internetworldstats.com2015)
جدول شماره ۲-۳ موقعیت کاربران اینترنت و جمعیت درخاورمیانه
منبع: (,www.internetworldstats.com2015)
نمودار شماره ۲-۶ کاربران اینترنت در خاورمیانه در سال ۲۰۱۴()
با توجه به نمودارها و جداول بالا مشاهده می­ شود که ۳.۷ درصد از کاربران اینترنت در منطقه خاورمیانه قرار دارندو ۹۶.۳ درصد در بقیه جهان می­باشند و ضریب نفود اینترنت در خاورمیانه ۴۸.۱ درصد می­باشد که نسبت به متوسط ضریب نفوذ جهانی که ۴۲.۳ درصد است بالاتر می­باشد و کشور بحرین با ضریب نفوذ ۹۴.۶ درصددر بین کشورهای خاورمیانه رتبه اول را دارد و ایران با ضریب نفوذ ۵۷.۲ درصد در رتبه نهم در بین کشورهای خاورمیانه قرار دارد که این مقدار از متوسط ضریب نفوذ جهانی که ۴۲.۳ درصد هست، بالاتر می­باشد و از نظر تعداد کاربران اینترتنی در بین کشورهای منطقه خاورمیانه در رتبه اول قرار دارد و این نشانه خوبی است تا بتوان بیشتر از اینترنت برای ارائه خدمات بانکداری استفاده کرد و از فرصت­های پش رو بیشتر استفاده کرد.
۲-۴ وضعیت بانکداری الکترونیکی در ایران
گرچه اتوماتیک کردن عملیات بانکی از سال­های دهه ۴۰ در ایران آغاز شد، و با استقرار رایانه­های بزرگ در بخش مرکزی بانک اقدامات محدودی در این زمینه انجام گرفت، اما اجرای طرح­های اتوماسیون بانک­ها به سال­های میانی دهه ۶۰ باز می­گردد. در این دهه، با توجه به ورود رایانه­های شخصی و احساس نیاز به خودکار شدن عملیات بانکی، بانک­های ایرانی نیز فعالیت­های خود را در این زمینه آغاز کردند. طی سال­های ۱۳۷۰ و ۱۳۷۱ ادارات انفورماتیک اکثر بانک­ها یا پروژه ­هایی را به اتمام رسانده بودند و یا درگیر انجام پروژه ­هایی بر خلاف جریان خودکار شدن عملیات در سطح بانک­ها بودند. این طرح­ها عمدتا در جهت ماشینی کردن وضعیت موجود و با توجه به امکانات فنی قابل دسترسی در آن زمان شکل گرفته بودند. همچنین نظام جامع نرم­افزاری و طرح همه­گیر خودکار شدن فعالیت­های بانکی در آن دوران در هیچ یک از بانک­های کشور به کار گرفته نمی­شد(عباسی نژاد و مهرنوش، ۱۳۸۵). به کارگیری سوئیفت که در این سال­ها بین بانک­ها متداول شده بود را شاید بتوان اولین طلیعه بانکداری الکترونیکی دانست که به همراه خود، تصویری از آینده ارتباط الکترونیکی برای انجام تراکنش­ها را به ارمغان آورد. برای تحقق چنین تصویری، محیط و ابزار آماده، مورد نیاز بود که بانک­ها در آن مقطع در اختیار نداشتند(الهیاری فرد،۱۳۸۴)
در راستای دستیابی به بانکداری جدید، و بر اساس مطالعات انجام گرفته، طرح جامع خودکار شدن نظام بانکی کشور به مقامات عالی بانکی پیشنهاد و بر اساس مصوبه مجمع عمومی بانک­ها در سال ۱۳۷۲، طرح جامع شکل گرفت. مسولیت پیشبرد طرح به مشاور ریاست بانک مرکزی واگذار شد. متعاقباَ در همان سال­های آغاز طرح، شرکت خدمات انفورماتیک ایران به عنوان سازمان اجرایی طرح جامع خودکار شدن نظام بانکی کشور ماُموریت فراهم آوردن امکانات لازم را برای تهیه طرح جامع و برنامه­ ریزی برای پیاده سازی آن در بانک­ها و موسسات مالی کشور را به عهده گرفت.
در طی سال­های گذشته و با توسعه فناوری­های ارتباطی و گسترش تدریجی دسترسی به اینترنت و در اختیار داشتن رایانه­های شخصی توسط اقشار مختلف مردم و شرکت­ها، و افزایش سطح آگاهی و دانش مردم، بانک­های کشور نیز به همراه بهبود و روش­های ارائه خدمات و حرکت به سمت بانکداری نوین، و بانکداری الکترونیکی را مد نظر قرار داده و به تدریج به معرفی و ارائه خدمات جدید بانکداری الکترونیکی پرداخته­اند. معرفی ابزارهای نوین پرداخت الکترونیکی به سال ۱۳۷۰ و آغاز به کار خدمت عابر بانک سپه باز می­گردد که اولین نمونه از کارت­ها را با قابلیت برداشت از پایانه ­های خودپرداز در اختیار مشتریان شبکه بانکی قرار داد. شبکه کارت­های بانکی در جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۸۱ و با آغاز فعالیت­ شبکه تبادل اطلاعلت بین بانکی (شتاب) به عنوان سوئیچ ملی کارت به صورت یکپارچه عمل نموده و در حال حاضر کلیه کارت­های صادره بانک­ها در کلیه پایانه ­های نصب شده در سرتاسر کشور پذیرش می­گردند. با ایجاد مرکز شتاب گام­های موثری در جهت تحقق اتصال شبکه پرداخت بانک­ها به یکدیگر و نهایتاَََ ایجاد زمینه برای انجام مبادلات بین بانکی به صورت الکترونیکی برداشته شد. این تغییرات باعث شد تا با جدیت و همت شبکه بانکی، تمامی بانک­های کشور از طریق مرکز شتاب به عنوان نقطه اتصال میانی تمامی بانک­ها و موسسات اعتباری در شبکه الکترونیکی بین بانکی به تبادل تراکنش­ها پرداخته و ایده “شبکه واحد پرداخت"را تحقق بخشند. استفاده از خدمات مرکز شتاب نیز هیچ­گونه هزینه­ای برای دارندگان کارت ندارد اما بانک­های عضو مرکز مزبور ضمن توافق با یکدیگر مبالغی را عهده خود تحت عنوان کارمزد استفاده از پایانه به یکدیگر می­پردازند.
بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران با توجه به مسایل، مشکلات و چالش­های پیش روی شبکه بانکی کشور و لزوم حرکت آن به سوی تحول در راهبردها و شیوه ­های خدمت رسانی به مشتریان، با تجدید ساختار اداره شبکه تبادل اطلاعات بین بانکی (شتاب) در قالب اداره­های پرداخت علاوه بر تکالیف مربوط به انجام عملیات تهاتر و تسویه پرداخت­های الکترونیکی کارتی، دو وظیفه عمده تدوین مقررات و استانداردها و همچنین نظارت بر حسن اجرای آن­ها را بر عهده واحد مزبور گذارد تا با ایجاد محوری در میان شبکه بانکی، موجبات ایجاد هماهنگی در حرکت بانک­های کشور به سوی بانکداری مبتنی بر فناوری را فراهم سازد. از زمان تاسیس واحد مزبور گام­های موثری در زمینه استانداردسازی شیوه بهره­ گیری بانک­های کشور از امکانات فناوری ارتباطات و اطلاعات در انجام امور مربوط به پرداخت برداشته شده است.
در بخش زیرساخت، طرح نظام جامع پرداخت به عنوان پروژه­ای ملی که بستر اصل و اساسی نقل و انتقال وجوه الکترونیکی را فراهم می­سازد، از سال ۱۳۸۰ و با پیگیری­های مقامات عالی بانک­ و با بهره­ گیری از مشاوران داخلی و بین المللی تعریف شده و مراحل اجرایی آن در حال انجام است. با پایان یافتن مراحل پیاده سازی اجزاء طرح مزبور کلیه پرداخت­های بین بانکی به صورت کاملاَ الکترونیکی و بر خط صورت خواهد پذیرفت؛ همچنین طرح مزبور شامل مکانیزم­ های پشتیبانی از پرداخت­های کلان آنی پرداخت­های خرد با تعداد زیاد، نظام تسویه اوراق بهادار (اوراق مشارکت) الکترونیکی و نظام تصویر برداری از چک خواهد بود. از این رو به نظر می­رسد با مشارکت کامل شبکه بانکی، زیرساخت طرح نظام جامع پرداخت تحول مفهومی و جهش عمده­ای را در عملیات بانکی کشور موجب شود(سایت بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۹۳). ابزارهای پرداخت نوین در جمهوری اسلامی ایران پیشینه طولانی ندارد، اما در سال­های اخیر و به خصوص با شروع به کار مرکز شتاب، به عنوان سوئیچ ملی کارت بانک­های کشور، توسعه ابزارهای مزبور رشد چشمگیری داشته است . در جدول­های زیر برخی از آمار خدمات الکترونیکی ارائه شده است.
جدول شماره ۲-۴ تعداد پایانه ­های موبایل و اینترنت در سال ۱۳۹۳
منبع: سایت بانک مرکزی، ۱۳۹۳
جدول شماره ۲-۵ تعداد پایانه ­های فروش تراکنش دار در سال ۱۳۹۲ به تفکیک استان تهران و سایر استانها
 منبع: سایت بانک مرکزی، ۱۳۹۳
جدول شماره ۲-۶ تعداد پایانه ­های فروش تراکنش دار در سال ۱۳۹۳ به تفکیک استان تهران و سایر استانها
منبع: سایت بانک مرکزی ۱۳۹۳
جدول شماره۲-۷ آمار ابزارها و تجهیزات پرداخت الکترونیکی تا پایان مهر ۱۳۸۳
منبع: سایت بانک مرکزی ۱۳۹۳
جدول شماره ۲-۸ آمار ابزارها و تجهیزات پرداخت الکترونیکی تا پایان بهمن۱۳۹۳
منبع: سایت بانک مرکزی ۱۳۹۳
با توجه به آمار و ارقام ارائه شده در جداول بالا مشاهده می­ شود که ابزارهای الکترونیکی ارائه خدمات در طی سال­ها و ماه­های متوالی در حال گسترش می­باشد و دارای رشد می­باشد و با توجه به پتانسیل بالای ارائه خدمات الکترونیکی پذیرش آنها توسط مشتریان دارای اهمیت بالایی می­باشد و نیاز به مطالعات و پژوهش­های زیادی می­باشد تا به خوبی در کشورمان از آنها استقبال شود و مورد پذیرش قرار گیرد.
در ادامه پس از نگاهی اجمالی به وضعیت ارائه خدمات بانکداری الکترونیکی در بانک تجارت، در دو قسمت بعدی به بررسی اجمالی تلاش­ های صورت گرفته برای تبیین عوامل موثر بر پذیرش خدمات و تکنولوژی­های نوین به خصوص بانکداری الکترونیکی می­پردازیم.
۲-۵ بانکداری الکترونیکی در بانک تجارت
بانک تجارت تلاش­ های زیادی برای ارائه و گسترش ابزار ارائه خدمات بانکداری الکترونیکی انجام داده است. این بانک در حال حاضر دارای انواع خدمات بانکداری الکترونیکی شامل خدمات کارت، تلفنبانک، دستگاه­های خودپرداز، پایانه ­های فروش، خدمات از طریق تلفن همراه، SMSبانک و بانکداری اینترنتی می­باشد.
بانک اینترنتی تجارت در آدرس www.tejaratbank.ir می­باشد. در این بانک اینترنتی اطلاع رسانی و خدمات بانکی در اختیار مشتریان قرار می­گیرد. از جمله امکانات قابل استفاده خدمات اینترنتی بانک، گزارش تراکنش­های کارت بانک، پرداخت قبوض، پرداخت اینترنتی، معرفی خدمات پیام کوتاه، خرید شارژ و… می­باشد. همچنین مشتریان می­توانند به بخش پرسش و پاسخ رفته و سوالات مد نظر خود را بپرسند و نظرات خود را بیان کنند و با بانک در تماس باشند.
کاربران می­توانند بیشتر امور از جمله انتقال وجه را از این طریق انجام دهند و یا از موجودی حساب خود آگاه شوند و یا صورت حساب گردش مالی خود را مشاهده نمایند و از وضعیت چک­های خود اطلاع یابند(سایت بانک تجارت، ۱۳۹۴)
۲-۶ مروری بر ادبیات تئوری­های پذیرش
۲-۶-۱تئوری انتشار نوآوریها (DOI) Diffusion of Innovations
اورت ام راجرز[۶۵] در سال ۱۹۶۲ تئوری انتشار نوآوریها را ارائه نمود. راجرز در کتاب خود با عنوان “انتشار نوآوریها"، این تئوری را مطرح کرد که نوآوریها به شکل یک منحنی s شکل (نمودار۲-۷) در جامعه بسط و گسترش می­یابند. به گونه ­ای که ابتدا گروهی از پذیرندگان اولیه آن تکنولوژِی یا نوآوری خاص را مورد استفاده قرار می­ دهند؛ و پس ار آن­ها، گروه کثیری از جامعه آن نوآوری خاص را می­پذیرند تا اینکه آن نوآوری در جامعه، عادی و رایج می­ شود. تئوری انتشار نوآوریها، بر بررسی شرایط افزایش یا کاهش احتمال پذیرفته شدن این ایده جدید، محصول یا روش جدید توسط اعضای یک فرهنگ خاص متمرکز می­باشد. طبق نظر وی، نگرش مردم نسبت به یک تکنولوژی؛ عنصر کلیدی در راه انتشار آن تکنولوژی است. راجرز در تئوری فرایند تصمیم نوآوری[۶۶] اذعان می­دارد که انتشار نوآوری فرآیندی است که طی زمان و در پنج مرحله: آگاهی[۶۷]/ترغیب[۶۸]/تصمیم[۶۹]/پیاده سازی[۷۰] و تایید[۷۱] اتفاق می­افتد. به عبارتی، فرایند تصمیم گیری برای نوآوری، فرآیندی است که طی آن فرد یا گروه مورد نظر ۱- ابتدا از آگاهی نسبت به یک نوآوری شروع، ۲- به سمت شکل­ گیری نگرش مثبت یا منفی ذهن نسبت به نوآوری حرکت کرده، ۳- به تصمیم برای پذیرش یا عدم پذیرش نوآوری پرداخته، ۴- سپس ایده جدید پیاده سازی و انجام شده، در پایان ۵- به سمت تایید این تصمیم می پردازد.
راجرز معتقد است که افراد یک جامعه سطح تمایل­های متفاوتی برای پذیرش یک نوآوری از خود نشان می­ دهند و لذا سهم جمعیتی پذیرش یک نوآوری در بلند مدت از یک توزیع تقریباَ نرمال همانند نمودار ۲-۷ برخوردار است(راجرز، ۱۹۹۵).
افراد کند و پسرو اکثریت رده آخر اکثریت پیشگام زودپذیرها نوآوران

سایت دانلود پایان نامه : بررسی تطبیقی دیدگاه‌های آیت‌الله معرفت و آیت‌الله جوادی آملی ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

الملخص:
البحث الحاضر، یهتم باستخراج و مقارنه الآراء المتضاربه فی العلوم القرآنیه من جانب آیه‏الله معرفت - بصفته أحد المتخصصین فی العلوم القرآنیه - و آیه‏الله جوادی الآملی - بصفته احدالمفسرین للقرآن- و ذلک فی اطر ثلاثه و هی عباره عن اسباب النزول، المحکم و المتشابه و النسخ.
- من ضمن الآراء الخاصه لهذین العالمین فی مبحث أسباب النزول:
یؤمن آیه‏الله معرفت بوجود اختلاف بین سبب النزول و شأن النزول و یعتبر الشأن اعم من السبب؛ و هو یشهد علی صحه تفسیر و اجتهاد الصحابه و فی مکان آخر لا یری سبباً فی التسلیم لآرائهم. و آیه‏الله جوادی الآملی یعتبر سبب النزول و شان النزول امران مترادفان، هو من القلائل الذین اهتموا بموضوع عدم دلاله الروایات المنقوله عن غیر المعصوم و یری بان قیمه تلک الروایات تنحصر فی مستوی النقل التاریخی.
- و من ضمن الآراء الخاصه لهذین العالمین فی مبحث المحکم و المتشابه:
یری آیه‏الله معرفت ان علاقه التشابه و الغموض هی العام و الخاص من وجه و یعتبر رفع التشابه من مهام التاویل و رفع الغموض من مهام التفسیر و یعتقد بالتشابه الشأنی و یری انّه یمکن تقسیم التشابه الی قسمین، القسم الاصلی و القسم العرضی. هو یعتبر التاویل بطن القرآن و بالاصغاء الی عطفیه الواو فی الآیه، یعرف الراسخون بعلماء التأویل. من وجهه نظر آیه‏الله جوادی الآملی التشابه نسبی و یعتبره من ضروریات نزول الآیات و الذی لا یعتبره صفه لازمه للآیات المتشابه. من وجهه ینظر الی کل ما ورد حول الحکمه(فلسفه) وجود الآیات المتشابه هو قرین للتشابه. یعتبر سماحته تاویل المتشابه علی غیر تاویل الکتاب و من جهه اخری یری ان التاویل مغایر مع التفسیر الباطن و مع الاصغاء الی نظریه استئناف الواو فی الآیه، یعرف الراسخون بعلماء التاویل.
- و من ضمن الآراء الخاصهلهذین العالمین فی مبحث النسخ:
یری آیه‏الله معرفت ان النسخ فی الشرائع الالهیه امر ظاهری(خارجی) و لیس واقعی. هو فی البدایه کان یؤمن بنسخ الحکم فی بعض الایات لکن فی تألیفاته الاخیره اعتبر الکل جزءا من النسخ المشروط، و هذا الامر فی الواقع لا یعتبر نسخ بل یتغیر حسب الظروف الموجوده. یری آیه‏الله جوادی الآملی ان النسخ اصطلاح مرتبط بالشریعه و المنهاج و مع نفی النسخ فی آیات القرآن، یعتقد بعوده روح النسخ فی القرآن الی الاستئثار الزمانی.
Abstract
The present study deals comparatively with the viewpoints put forward by the late Ayatollāh Ma’refat, as a scholar of Qur’ānic Studies, and the standpoints of Ayatollāh Javādi Amoli, as an interpreter of the Qur’ān, in the fields of the occasions, reasons, and the contexts for the Revelation of the Holy Qur’ān (Asbāb-e Nozul) and scrutinizes their contemplations and views in connection with:
the clear verses (mohkamāt)
the obscure verses (Motashābehāt)
the abrogation of verses (Naskh)
Regarding sabab-e nozul (the reason for the Revelation) and sha’n-e nozul (the context for the Revelation), the late Ayatollāh Ma’refat is of the view that there is a difference between these two categories. In fact, he asserts that sabab-e nozul should be considered as a sub-category of sha’n-e nozul. Furthermore, he has claimed, in one of his works, that the sayins of the Companions of the Holy Prophet in connection to the interpretation of the Qur’ān and their individual discretion (ijtihad) are valid and should be considered as a proof and reason (hojjat). In the meantime, he rejects, categorically, the blind imitation and acceptance of what they propose.
Ayatollāh Javādi Amoli, on the other hand, says that sabab-e nozul (the reason for the Revelation) and sha’n-e nozul (the context for the Revelation) are two different terms that refer to the same signification. He could be regarded as one, from a few, of Islamic scholers and interpreters who believe that the sayins of the Companions of the Holy Prophet in connection to the interpretation of the Qur’ān and their individual discretion (ijtihad) are of no specific and prominent use and the validity of their sayings is, at most, at the level of a historical narration.
Ayatollāh Ma’refat says that the relation between tashāboh (similarity) and ebhām (ambiguity) is of the nature of generality and peculiarity in some respect(s) (omum va khosus-e men vajh). He believes that similarity and ambiguity could be solved and resolved through allegorical or esoteric exegesis (ta’wil) and interpretation (tafsir), respectively.
He believes in the similarity of the context of revelation (tashāboh-e sha’ni) and divides it into principal (asli) similarity and incidental (arazi) similarity. He affirms that ta’wil is in fact the inner part (batn) of the Qur’ān and argues that waw (و) in “wa ar-rāsekhun fi al-elm” (والراسخون فی العلم) is conjunctive (واو عاطفه), so rāsekhun are those who know ta’wil.
Ayatollāh Javādi Amoli asserts that similarity is of a relative nature. This specification, he puts it, is the necessary character for sending down of the verses and, at the same time, is not necessarily a quality for the obscure verses (Motashābehāt). He explains that all the benefits of the obscure verses originate from the category of similarity. According to him, “ta’wil of the obscure verses” has nothing to do with “ta’wil of the Book". Further, he says that ta’wil and tafsir of the inner significations of the Book (tafsir-e bāten) are two separate and different categries.
In connection to abrogation (naskh), Ayatollāh Ma’refat believes that this phenomenon in divine laws (sharāye’) is outward and does not affect the inward of the those laws. Meanwhile, in his latest works, he confesses that all abrogations are of conditional nature. It means that nothing is abrogated but harmonized based on changing conditions. Rejecting any kind of verse abrogation in Qur’ān and specifying the abrogation to the realm of time changes, Ayatollāh Javādi Amoli says that the known naskh is, solely, related to the religious and canonical law.
Ulum-e Qurani university
Faculty of ulum and fonoun qurani -Tehran
An Ma Thesis on
Comparative perspectives on issues of Ayatollah Marefat and Ayatollah Javadi Amoli knowledge and Quranic Sciences (revelation, sturdy and similar abrogated)
Presented By
Fatemeh Heydari
Supervisor
Dr. Zohreh Akhavan Maqaddam
Advisor
Dr. Thereh Sadat Tabatabee Amin
sep/2012
۱٫خرمشاهی، بهاءالدین، دانش‌نامه‌ی‌ قرآن و قرآن پژوهی، تهران، اول، ۱۳۷۷ش، ذیل «معرفت»؛ برای مطالعه‏ی بیشتر ر.ک: سایت آیت‌الله معرفت، به نشانی: <WWW.MAREFAT.INFO>. ↑

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

.برای مطالعه‏ی بیشتر ر.ک: سایت اسراء، به نشانی: <www.esra.ir>. ↑
.جوهری، اسماعیل‌بن‌حماد، صحاح التاج اللغه و صحاح العربیه، تحقیق احمد عبدالغفور عطار، قاهره، دار العلم للملایین، الطبعه الرابعه، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۱۴۵؛ راغب اصفهانی، حسین‌بن‌محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق صفوان عدنان داودی، دمشق، دار القلم، الطبعه الثالثه، ۱۴۲۳ق، ص۳۹۱٫ ↑
.ابن‌منظور، محمدبن‌مکرم، لسان العرب، بیروت، دار الصاد، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۴۵۸٫ ↑
.قرآن کریم، ترجمه‌ی ناصر مکارم شیرازی، تحقیق و بررسی ححج‌الإسلام محمدرضا انصاری محلاتی و سید محمدمهدی برهانی و علی کرمی و محمد مروی، قم، مرکز نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی، اول، ۱۳۷۹ش. ↑
.زمخشری، محمدبن‌عمر، الکشاف عن حقایق غوامض التنزیل، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۷۴۳٫ ↑
.اندلسی، ابوحیان محمدبن‌یوسف، البحر المحیط، بیروت، دار الفکر، ۱۴۲۰‌ق، ج۷، ص۲۱۹٫ ↑
.فراهیدی، خلیل‌بن‌احمد، العین، قم، مؤسسه‌ی دار الهجره، ۱۴۰۵‌ق، ج۷، ص۲۰۳٫ ↑
.طبرسی، فضل‌بن‌حسن، جوامع الجامع، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۷‌ش، ج۴، ص۱۲٫ ↑
.قرآن کریم، ترجمه‌یمحمدمهدى فولادوند، تحقیق هیئت علمى دار القرآن الکریم (دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامى)، تهران‏، دار القرآن الکریم (دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامى)، اول‏، ۱۴۱۵ق. ↑
.راغب اصفهانی، حسین‌بن‌محمد، پیشین، ص۳۹۱؛ ابن‌منظور، محمدبن‌مکرم، پیشین، ج۱، ص۴۵۸٫ ↑
.ابن‌فارس، مقاییس اللغه، تحقیق عبدالسلام محمدهارون، قاهره، دار إحیاء الکتب العربیه، الطبعه الاولی، ۱۳۶۸‌ش، ج۳، ص۶۳؛ مصطفوی، سید حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت ارشاد اسلامی، الطبعه الاولی، ۱۴۱۶‌ق، ج۵، ص۱۱؛ معین، محمد، فرهنگ معین، تهران، انتشارات امیر کبیر، هشتم، ۱۳۷۱‌ش، ج۲، ص۱۸۱۵٫ ↑
.طبرسی، فضل‌بن‌حسن، مجمع البیان، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، ناصر خسرو، الطبعه الاولی، ۱۴۰۶ق، ج‌۷، ص‌۷۳٫ ↑
.زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس، بیروت، منشورات دار المکتبه الحیاه، الطبعه الاولی، ۱۳۰۶‌ق، المجلد الثامن، ص۱۳۳٫ ↑
.راغب اصفهانی، حسین‌بن‌محمد، پیشین، ص۷۹۹٫ ↑

  • 1
  • ...
  • 204
  • 205
  • 206
  • ...
  • 207
  • ...
  • 208
  • 209
  • 210
  • ...
  • 211
  • ...
  • 212
  • 213
  • 214
  • ...
  • 401

پرتال علمی دانشگاهی ثمین

 نیاز به تأیید مداوم در رابطه
 آموزش Steve.AI برای ویدیو
 ادامه زندگی پس از خیانت
 شناخت سگ دالمیشن
 اضطراب دلبستگی در رابطه
 زوال عشق در روابط
 درآمد از یوتیوب تخصصی
 فروش کارت هدیه آنلاین
 فروش فایل آموزشی
 انتخاب کلینیک دامپزشکی
 رفتار مردان پس خیانت
 آموزش ChatGPT حرفه‌ای
 موشن گرافیک ضروری
 ایجاد صمیمیت در رابطه
 بهبود فروشگاه با جاوااسکریپت
 انتخاب توله سگ
 درآمد از فروشگاه اینترنتی
 فروش کتاب دیجیتال
 آموزش Renderforest
 افزایش فروش سایت
 غذای گربه رنال خانگی
 انتخاب سگ وفادار
 آشپزی سالم گربه
 وابستگی در روابط
 انتخاب خانه گربه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب
  • Atom: مطالب
  • RDF: مطالب
  • RSS 0.92: مطالب
  • _sitemap: مطالب
RSS چیست؟

آخرین مطالب

  • نگاهی به پژوهش‌های انجام‌شده درباره واکنش سرمایه گذاران ...
  • طرح های تحقیقاتی و پایان نامه ها – ۳-۲- جامعه آماری – 3
  • پژوهش های کارشناسی ارشد درباره نقش و اختیار و ...
  • فایل پایان نامه با فرمت word : تحقیقات انجام شده در مورد بررسی فعالیت نظامی دولت ها ...
  • فایل پایان نامه با فرمت word : دانلود مطالب در مورد بررسی تاثیر کشت همزمان ...
  • دانلود پروژه های پژوهشی با موضوع نقد و بررسی تأثیر ...
  • مطالب پژوهشی درباره : تعیین رابطه بین مازاد جریان ...
  • منابع کارشناسی ارشد درباره : مطالعه شاخص ...
  • پایان نامه ها و مقالات تحقیقاتی – قسمت 9 – 7
  • دانلود پایان نامه بررسی فقهی وحقوقی تعامل علم قاضی ...
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان