این آیه به خوبی نشان می دهد که پیروی از هوا باعث سقوط انسان می شود و آینده او را تباه خواهد ساخت و او را از پرواز کردن و ترقّی و تعالی باز می دارد .
-
- ۸ . ۲ . ایجاد فساد اجتماعی در نهج البلاغه :
حضرت علی ( علیه السّلام ) این هواپرستی را که منشأ هرج ومرج می شود به شدّت شکوه می کند و می فرمایند: « أیُّها النّاسُ المُجتَمِعَهُ أبدانُهُم المُختَلِفَهُ أهوائُهُم » . (صبحی صالح ، نهج البلاغه ، خطبه ۲۹ ، ص ۷۲ ) .
« ای مردم کوفه ! بدن های شما در کنار هم ، امّا افکار و خواسته های شما پراکنده است » . ( دشتی ، محمّد ، ترجمه نهج البلاغه ، ص ۵۵ ) .
امام ( ع) این خطبه را در شرایط بسیار سخت و بحرانی ایراد فرموده است؛ در شرایطی که دشمن جسور و غارتگر برای تضعیف روحیه مردم عراق، در هر گوشه و کنار به حملات ایذایی و غافلگیرانه پرداخته بود و امام (ع) که راه چاره را در یک حرکت قوی و تهاجم همه جانبه می دید، به آماده ساختن مردم مشغول بود، ولی ناتوانی و سستی و ضعفی ـ که به علل گوناگون بر آن گروه مسلّط شده بود ـ امکان تشخیص چنین نیرویی را سلب کرده بود. امام (ع) چاره ای جزء این نداشت که از آخرین حربه برای بسیج این گروه سست و پرادعای کم قدرت، استفاده کند و آنان را زیر ضربات شلّاق ملامت قرار دهد، شاید به خود آیند و خطراتی را که از هر سو آن ها را احاطه کرده است با چشم خود ببینند . امام انگشت روی عامل اصلی این ضعف و زبونی و ذلّت می گذارد و به موشکافی این نکته مهم می پردازد و آن ناهماهنگی میان گفتار و عمل است که از ضعف اعتقاد باطنی به اهداف والا و آرمان های مقدّس، سرچشمه می گیرد . ( مکارم شیرازی ، پیام امام ، خطبه ۲۹ ، ج ۲ ، ص ۲۰۶ ) .
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
و امیر المؤمنین (ع) در خطبه دیگری به روان شناسی اجتماعی مردم بصره پرداخته و علّت سقوط جامعه آنان را، پستی اخلاق و شر و فساد دانسته است و جامعه آنان را به سرنشینان کشتی تشبیه نموده که همه غرق می شوند .
« کُنتُم جُندَ المَرأهِ ، وَ أتباعَ البَهِیمَهِ ؛ رَغافَأَ جَبتُم ، وَ عُقِرَ فَهَرَبتُم . أخلاقُکُم دِقاقٌ ، وَ عهدُکُم شِقاقٌ ، وَ دِینُکُم نِفاقٌ ، …. وَ بِها تِسعَهُ أعشارِ الشَّرِّ ، المُحتَبَسُ فیها بِذَنبِهِ ، وَ الخارجُ یَعفوِ اللهِ » . ( صبحی صالح ، نهج البلاغه ، خطبه ۱۳ ، صص ۵۵ ـ ۵۶ ) .
« شما سپاه یک زن ، و پیروان حیوان ( شتر عایشه ) بودید، تا شتر صدا می کرد می جنگیدید، و تا دست و پای آن قطع گردید فرار کردید. اخلاق شما پَست و پیمان شما از هم گسسته …… و نُه دهم شرّ و فساد در شهر شما نهفته است. کسی که در شهر شما باشد گرفتار گناه، و آن که بیرون رود در پناه عفو خداست » . ( دشتی ، محمّد ، ترجمه نهج البلاغه ، ص ۳۷ ) .
مشکلات اجتماعی ناشی از هواپرستی است: مثلاً ازدواج هایی که بر اساس شهوت و هوا و هوس بین دختر و پسر است. چه فسادهایی را در خانه ها ایجاد کرده است. به خاطر این که انتخاب همسر معیار اسلامی نداشته است و بر اساس هوس بوده است. حالا هر دوی عروس داماد در هوس می سوزند. این شاخه ی هوا و هوس در ازدواج هاست. ریشه ی تمام این اعتیادها، هوا و هوس است. در مصرف ها، در غضب ها، در قهرها، در دوستی ها و آشتی ها، خلاصه مسئله ی هوا و هوس، چیزی است که همه به آن گرفتار هستیم .
۳ . ۹ . گمراهی
گمراهی به معنای عدول و انحراف از راه مستقیم، نقطه مقابلش هدایت است. (راغب اصفهانی، مفردات، ص ۴۷۳ )
عوامل زیادی می تواند باعث گمراهی شود که یکی از آن عوامل، پیروی از هوای نفس است که فرد هدایت الهی را نمی پذیرد و از راه راست منحرف می شود و در مسیری می رود که هرگز از آن طریق به مقصد و هدف نمی رسد، باید از هواهای نفسانی اجتناب کرد و گرنه انحراف از صراط مستقیم به وجود می آید . زیرا شیطان به اتکای نفس امّاره، هواهای نفسانی، خودخواهی ها، منیّت ها و هوس ها، ما را از صراط مستقیم الهی منحرف می کند. توجّه به این موضوع ضروری است که ما یک جنبه ملکی و فرشته ای و یک جنبه ی مادی و حیوانی داریم و کار هواهای نفسانی آن است که جنبه مادی را بر جنبه ملکی و فرشته ای غلبه دهد. در مقابل ما باید تلاش و تمرین کنیم تا جنبه ی نورانی را بر جنبه ی مادی غلبه دهیم. اگر هواهای نفسانی در ما حاکم باشد حتّی در مقابل امیر المؤمنین ( ع) هم می ایستیم و این واقعیت تلخی است که هر چه تلخی، زشتی، رنج، درد و پریشانی بر متن زندگی بشر حاکم است، به دلیل هواهای نفسانی ماست . تلخی واقعیت تا این حد است که مسلمانی است که بر روی امام معصوم اسلحه می کشد. پس هواهای نفسانی راه را غلط نشان می دهد و انسان را به انحراف می کشاند. راه مستقیم الهی همانند پیچ و خم های راه کوهستانی خطرناک است که هر لحظه باید مراقب بود و برای هر قدمی که بر می داریم مواظب باشیم و در هر کار به خدا اتّکا کنیم و این همان تقوا و اصلاح دائمی درون است . که در قرآن و نهج البلاغه به آن می پردازیم :
۳ . ۹ . ۱ . گمراهی در قرآن :
قُل فَأتوا بِکتابٍ مِن عِندِاللهِ هُوَ اَهدی مِنهُما اَتَّبِعهُ اِن کنتم صادقینَ. فَاِن لَم یَستَجیبوا لَکَ فَاعلَم اَنَّما یَتَّبِعونَ اَهواءَهُم وَ مَن اَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغیرِ هُدًی مِنَ اللهِ اِنَّ اللهَ لا یَهدِی القَومَ الظّالِمین . قصص ( ۲۸) : ۴۹ـ ۵۰ .
بگو : اگر راست می گویید، کتابی هدایت بخش تر از این دو از نزد خدا بیاورید، تا من از آن پیروی کنم! . اگر این پیشنهاد تو را نپذیرند ، بدان که آن ها تنها از هوس های خود پیروی می کنند. و آیا گمراه تر از آن کس که پیروی هوای نفس خویش کرده و هیچ هدایت الهی را نپذیرفته، کسی پیدا می شود ؟! مسلّماً خداوند قوم ستمگر را هدایت نمی کند .
در آیات فوق اشاره به گمراهی و رابطه اش با هواپرستی دارد. و حتّی گمراه ترین مردم گروهی معرفی شده اند که رهبر خود را هوای نفس خویش قرار داده اند و هرگز هدایت الهی را نپذیرفته اند.
هوای نفس، حجاب ضخیمی است در مقابل چشمان عقل انسان .
هوای نفس آن چنان دلبستگی به انسان نسبت به موضوعی می دهد که قدرت درک حقایق را از دست می دهد، چرا که برای درک حقیقت تسلیم مطلق در مقابل واقعیات، و ترک هر گونه پیش داوری و دل بستگی شرط است، تسلیم بی قید و شرط در مقابل هرچیز که عینیت خارجی دارد خواه شیرین باشد یا تلخ؟ موافق تمایلات درونی یا مخالف؟ ولی هوای نفس با این اصول سازگار نیست. ( مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۱۶ ، ص ۱۰۵ ) .
چنین کسانی در طلب حق، و در صدد پیروی آنچه صریح عقل و برهان عقل است، نیستند. می خواهند هواهای دل خود را پیروی نموده و از مشتهیات طبع خود دفاع کنند. ممکن هم هست که مراد از این جمله، این باشد که اگر اینان کتاب هادی تر از قرآن و تورات نیاورده، و هم چنان به آن دو ایمان نیاورند، پس بدان که می خواهند سنّت زندگی را براساس پیروی هوی، بنیان نهند . اعتقادی به اصل نبوت ندارند و به دینی آسمانی که از طرف خدا بر آنان نازل و وحی گردد، قائل نیستند، تا پیروی آن نموده و راه زندگی را با راهنمایی پروردگارشان طی کنند . مؤید این معنا، جمله ( وَ مَن أضَلُّ مِمَّنِ اتَّبع هوئهُ بغیرهُدًی مِن الله ) است . ( طباطبایی ، المیزان ، ج ۱۶ ، صص ۷۴ ـ ۷۵ ) .
چنین کسانی به سوی بهشت هدایت نمی شوند . ( طوسی ، التبیان ، ج ۸ ، ص ۱۶۰ ) .
پس هوای نفس چون پرده ضخیمی مانع دید عقل می شود و قدرت درک حقایق را از او می گیرد .
یا داودُ اِنّا جَعَلناکَ خَلیفَهً فِی الارضِ فَاحکُم بَینَ النّاسِ بِالحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الهوی فَیُضِلَّکَ عَن سَبیلِ اللهِ اِنَّ الَّذینَ یَضِلّونَ عَن سَبیلِ اللهِ لَهُم عَذابٌ شدیدٌ بِما نَسوا یَومَ الحِساب . ص (۳۸) : ۲۶ .
ای داوود! ما تو را خلیفه در زمین قرار دادیم؛ پس در میان مردم به حق داوری کن، و از هوای نفس پیروی نکن که تو را از راه خدا منحرف سازد؛ کسانی که از راه خدا گمراه شوند، عذاب شدیدی به خاطر فراموش کردن روز حساب دارند!
اشاره به گمراهی دارد و مقصود از این آیه، هشداری است به حاکمان و قضات که بین مردم به حق و عدل حکم کنند و از هوای نفس پیروی نکنند .
در المیزان آمده است: که در داوری در بین مردم پیروی هوای نفس نکن که از حق گمراهت کند حقّی که همان راه خداست و در نتیجه می فهماند که سبیل خدا حق است. و « إنّ الّذین یَضِلّونَ عَن سَبیلِ اللهِ لَهم عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسوا یَومَ الحساب » این جمله، نهی از پیروی هوای نفس را تعلیل می کند به این که این کار باعث می شود انسان از روز حساب غافل شود و فراموشی روز قیامت هم عذاب شدید دارد و منظور از فراموش کردن آن، بی اعتنایی به امر آن است. (طباطبایی، تفسیر المیزان ، ج ۱۷ ، ص ۲۹۷ ) .
به همین دلیل زمانی که از پیامبر اکرم ( ص ) در رابطه با چیزی سوال می شد که هنوز آیه ای در مورد آن نازل نشده بود، صبر می کردند تا از طریق وحی، جواب این سوال نازل می شود به خاطر ترس از این که مبادا بر خلاف خواسته ی خداوند فتوایی بدهند، پس به درستی که تبعیّت از هوی در قضاوت و غیر آن، انسان را گمراه می سازد. ( ر.ک : ملاحویش آل غازی، بیان المعانی، ج ۱، ص ۳۰۸ ) .
خداوند متعال در آیه ۱۲۰ بقره می فرمایند : پیروان هوای نفس، از هدایت الهی محروم گشته و به گمراهی کشیده می شوند .
و نیز آیات دیگر مانند انعام ۱۱۹، مائده ۷۷، انعام ۵۶ و …. اشاره به گمراهی می کنند .
و این که چرا انسان های گمراه از چهارپایان هم گمراه ترند؟
اگر چهار پایان، چیزی نمی فهمند و گوش شنوا و چشم بینایی ندارند دلیلش عدم استعداد آن ها است، اما از آن ها بیچاره تر انسانی است که خمیره سعادت ها در وجود او نهفته است و می تواند خلیفه الله در زمین گردد، ولی کارش به جایی می رسد که تا سر حد یک چهارپا سقوط می کند و این گمراهی آشکار است .
چهار پایان برای انسان ها خدمات زیادی دارند و کارهای مختلفی انجام می دهند، امّا انسان های طاغی و یاغی خدمتی که نمی کنند هیچ، هزاران بلا و مصیبت نیز می آفرینند .
چهار پایان اگر قانون و برنامه ای ندارند، ولی مسیری که آفرینش را در شکل ” غرائز ” برای آنان تعیین کرده است پیروی می کنند و در همان خط حرکت می نمایند، امّا انسان قلدر سرکش، نه قوانین تکوین را به رسمیت می شناسد و نه قوانین تشریع را و هوی و هوس های خود را حاکم بر همه چیز می شمرد .
پس هیچ موجودی خطرناک تر و زیان بار تر از یک انسان هوی پرست بی ایمان و سرکش نیست . ( مکارم شیرازی، تفسیر نمونه ، ج ۱۵ ، صص ۱۰۷ ـ ۱۰۸ ) .
انسان های گمراه که از هوای نفس پیروی می کنند در حقیقت به مرحله پست حیوانیّت سوق داده می شوند و از راه خدا منحرف می شوند .
۳ . ۹ . ۲ . گمراهی در نهج البلاغه :
کسانی که از هوای نفس پیروی می کنند و چیزهایی را که خواهان نفس است را انجام می دهند و تبعیّت از هوی در قضاوت و غیر آن، انسان را گمراه می کند. پس باید هوای نفس را در اختیار گیریم که در نهج البلاغه به آن اشاره می کنیم:
« فَاملِک هَواکَ، وَ شُحَّ بِنَفسِکَ عَمَّا لا یَحِلُّ لَکَ، فإنَّ الشُّحَّ بِالنَّفسّ الإنصافُ مِنها فَیَما أَحَبَّت أو کَرِهَت » . ( صبحی صالح، نهج البلاغه ، نامه ۵۳ ، ص ۴۲۷ ) .
« هوای نفس را در اختیار گیر، و از آن چه حلال نیست خویشتن داری کن، زیرا بُخل ورزیدن به نفس خویش، آن است که در آن چه دوست دارد، یا برای او ناخوشایند است، راه انصاف پیمایی » . ( دشتی ، محمّد ، ترجمه نهج البلاغه ، ص ۴۰۳ ) .
بر هوای نفسش در مورد خواسته ها و خشمش مسلّط باشد و از آن پیروی نکند، و نسبت به هوای نفس در مورد محرماتی که بر او حلال نیست سخت گیر باشد. تفسیر و توضیح برای همین سخت گیری نسبت به هوای نفس به وسیله ی اسباب سخت گیری از قبیل رعایت انصاف و ایستادن در موضع عدل و داد، در حدّ دوست داشتنی و پسندیده است، تا هوای نفس او را به طرف افراط نکشاند در نتیجه به ورطه ی فسق و فجور نیفکند، و هم چنین در دفع یک امر ناگوار، قوه ی غضب او را به افراط از فضیلت عدالت نکشاند، تا به صفات ناپسند ظلم و بی باکی دچار شود، بدیهی است که این عمل سخت گیری نسبت به نفس و در تنگنا قرار دادن نفس از افتادن در پرتگاه های هلاکت است . ( ابن میثم بحرانی، شرح نهج البلاغه ، نامه ۵۲ ، ج ۵ ، صص ۲۳۷ ـ ۲۳۸ ) .
حضرت علی ( علیه السّلام ) در (( خطبه ۲۱۵ )) می فرمایند : « اللّهمَّ إنّا نَعُوذُ بِکَ أن نَذهَبَ عن قولِکَ ، أو أن نُفتَتَنَ عن دِینِکَ أو تَتابَعَ بِنا أهواؤُنا دُونَ الهُدَی الَّذی جاءَ مِن عِندِکَ ! » . ( صبحی صالح، نهج البلاغه ، ص ۳۳۲ » .
« خدایا! ما به تو پناه می بریم از آن که از فرموده ی تو بیرون شویم، یا از دین تو خارج گردیم، یا هواهای نفسانی پیاپی بر ما فرود آید، که از هدایت ارزانی شده از جانب تو سر باز زنیم » . ( دشتی ، محمد ، ترجمه نهج البلاغه ، ص ۳۱۳ ) .
انسان های الهی همیشه در هراس هستند، از این که هواهای نفسانی به ایشان هجوم آورده و ایشان خود را در آن انداخته است ( سرخسی ، علی ، اعلام نهج البلاغه ، خطبه ۲۰۶ ، ص ۱۸۲ ) .
و پشت سر هواهای نفسانی، یکی پس از دیگری حرکت کنند. ( حسینی شیرازی ، توضیح نهج البلاغه ، خطبه ۲۱۵ ، ج ۳ ، ص ۳۳۱ ) .
تا این که هوای نفس ایشان را از هدایت به سوی ضلالت کشانده (مغنیه، فی ظلال نهج البلاغه ، خطبه ۲۱۳ ، ج ۳ ، ص ۲۶۴ ) .
سپس در مهلکه های نابودی انداخته و از هدایتی که در آیات روشن الهی آمده است، باز می دارد. ( ر.ک :خویی ، منهاج البراعه ، خطبه ۲۱۴ ، ج ۱۴ ، ص ۱۱۹ ) .
هوای نفس هر لحظه ممکن است بر انسان ها حتّی انسان های الهی غالب شود و آن ها را از راه حق بازدارد و به هلاکت کشاند. پس هیچ وقت از هوای نفس در امان نیستیم.
۳ . ۱۰ . نتیجه این که :
از مهمترین آثار هوی پرستی، واقع شدن در فتنه ها است . ایجاد فتنه ها باعث می شود که تشخیص حق از باطل، برای عموم مردم بسیار مشکل گردد . با آگاهی به مسائل زمان و بصیرت افزایی در برابر فتنه ها و خرافه ها از به وجود آمدن فتنه ها جلوگیری کنیم . پر شدن فضای جامعه از شبهات باعث می شود که در هر زمانی شبهه ای ایجاد و نظر تازه ای القاء گردد و نیز پیمان شکنی هایی صورت گیرد که این باعث هلاکت جامعه می گردد . هواپرستی باعث مغلوب شدن عقل و گاهی به طور کلّی اسیر و منکوب می گردد. و باعث یک کوری معرفتی و شناختی می شود و درک انسان را ضعیف می کند . کسی که در مقام قضاوت و داوری از هوای نفس پیروی کند قضاوت به حق نخواهد کرد . افرادی هم چون طلحه و زبیر و کفّار مکه به خاطر هوی پرستی در مقابل معصوم ایستاده و آخرت خویش را تباه می سازند. هوی پرستی حجاب و آفت شناخت، و منع حق می گردد و ما را از راه خدا باز می دارد حتّی باعث گمراهی و هلاکت آنان می شود و نیز ایجاد فساد اجتماعی و هرج و مرج و تن دادن به ظلم و ستم می گردد .
پس در نتیجه همه ی آفریدگان خدا در عالم به سه دسته تقسیم می شوند : یک دسته مأمور به انجام وظیفه هستند مانند ملائک که طبق دستور خدا وظیفه دارند اعمال انسان ها را ثبت و ضبط نمایند . یک دسته مأمور به انجام غریزه هستند . مانند حیوانات که طبق غریزه ی جنسی، وقتی تشنه می شوند آب می نوشند و ….. . امّا دسته سوم، ما انسان ها هستیم که هم مأمور به وظیفه هستیم و هم مأمور به غریزه .