پرتال علمی دانشگاهی ثمین

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
پایان نامه ارشد : مطالب با موضوع : تعیین عوامل وقوع جرائم و جعل ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

ضرورتی ندارد که ضرر به فعل درآید و تحقق یافته باشد بلکه حداقل ضرر بالقوه نیز برای تحقق جرم جعل ضروری است و کافی است که هنگام جعل، وقوع ضرر ممکن و محتمل باشد. لذا در جعل، اضرار آنی شرط نیست بلکه جعل در نفس خود قابل مجازات است، صرفنظر از هر نتیجه ای که از آن حاصل شود.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

بدین ترتیب از بین بردن سند مجعول و انصراف شخص از استفاده از سند مجعول ارائه شده به محاکم قضائی یا سازمان ثبت اسناد و مثالهم و نیز ابطال سند مجعول ارائه شده مانع از تعقیب کیفری جاعل نخواهد بود؛ لذا استفاده کننده از سند مجعول (جاعل باشد یا شخص دیگر) به نتیجه موردنظر خود هم نرسد باز هم قابل مجازات خواهد بود نظریه مشورتی ذیل مؤید مطلب فوق است :
نظریه شماره ۷۶۸۱/۷ مورخ ۱۵/۱۱/۱۳۷۳
«شرط وقوع بزه استفاده از سند مجعول حصول سود از آن نمی باشد. »
نکته مهم دیگر که در مورد عنصر ضرر در جعل باید گفت این است که، لازم نیست خود جاعل از عمل ارتکابی (جعل) منتفع شود بلکه عدم النفع نیز کفایت می کند، اگرچه اضرار به غیر شرط است. پس اگر کسی برای استفاده غیر هم مرتکب جعل شود قابل مجازات خواهد بود.
۲۶-۲ اقسام ضرر
۱ ) ضرر مادی : ضرر موضوع بزه جعل معمولاً و غالباً از نوع ضرر مادی است.[۳۱] لیکن به نظر نگارنده ضرر موضوع بزه جعل در قانون ثبت اسناد و املاک غالباً از نوع ضرر اجتماعی است. چرا که لطمه به حس اعتماد عمومی نسبت به اسناد می باشد. که در جای خود صحبت خواهیم کرد.
ضرر مادی، شامل خسارتی است که به دارایی و اموال اشخاص اعم از حقیقی یا حقوقی وارد می شود.
۲ ) ضرر معنوی: ضرری است که بر عرض و شرف، اعتبار یا موقعیت اجتماعی کسی وارد می شود. کافی است که جاعل با عمل خود به موقعیت اجتماعی یا اعتبار و یا حیثیت دیگری صدمه وارد کند. مثل اینکه عمداً سردفتر ازدواج در سند نکاحیه به جای دوشیزه از کلمه دیگر استفاده کند و نشان دهنده غیرباکره بودن زوجه باشد.
۳) ضرر اجتماعی (یا عمومی): جعل اسناد قبل از اینکه به منافع فرد لطمه وارد کند ممکن است خسارتی برای اجتماع دربر داشته باشد. شک نیست که موارد خسارت مادی برای دولت زیاد است ولی مواردی هم دیده می شود که ظاهراً خسارت مادی ندارد یا ارزش آن کم است و لطمه آن متوجه مصالح دولت است و قطع نظر از نوع خسارت خود یک خیانت اجتماعی است ؛ زیرا اعتماد مردم نسبت به اسناد رسمی را سلب می نماید. پس در موردی که یک جعل به منافع مالی دولت لطمه وارد سازد قابل مجازات خواهد بود البته ایراد صدمه به منافع معنوی دولت هم برای جرم دانستن عمل کفایت می کند.
همانطور که در ضرر مادی عنوان کردیم ضرر موضوع بزه در قانون ثبت اسناد و املاک غالباً از نوع ضرر اجتماعی و عمومی است اگر چه خسارت مادی نیز می تواند داشته باشد.
اگر اسناد تنظیمی در ثبت اسناد و دفاتر اسناد رسمی به نحوی عاری از حقیقت باشد و دستخوش جعل و تزویر گردد ؛ نتیجتاً به اعتماد عمومی اُسّ، اساس زندگی اجتماعی و مصالح عمومی لطمه وارد خواهد شد. و حس اعتماد عمومی نسبت به اسناد لطمه جدّی خواهد دید.
به نظر نگارنده ضرر اجتماعی و معنوی دولت در جرائم مذکور در ماده ۱۰۰ و همچنین ماده ۱۰۳ قانون ثبت اسناد مشهود است زیرا از آثار این جرائم همانطور که گفتیم سلب اعتماد عمومی جامعه نسبت به اسناد رسمی است.
۲۷-۲ عنصر معنوی یا روانی
قانونگذار در ماده ۱۰۰ قانون ثبت از کلمه عامداً استفاده کرده است. بعضی از حقوقدانان عمد را «عبارت از هدایت اراده انسان به سوی منظوری که انجام یا عدم انجام آن را قانونگذار منع یا امر نموده است » می دانند.[۳۲]
بعضی از حقوقدانان دیگر معتقدند : «سوء نیت Malicious , intent عمد در جرم ها را گویند یعنی شعور مجرم حین ارتکاب جرم بر اینکه کاری خلاف صورت می دهد».[۳۳]پس سوء نیت عبارتست از قصد نتیجه مجرمانه. که بر دو قسم است :
سوء نیت عام : عبارتست از اراده آگاه عامل در ارتکاب جرم.
سوء نیت خاص : اراده آگاه نسبت به مال موضوع جرم یا شخص متضرر از جرم.
عنصر معنوی بزه جعل در ماده مذکور دارای دو قسمت است :
اول اینکه - سوء نیت مرتکب مبنی بر اینکه می داند عملی را که انجام می دهد در واقع قلب حقیقتی است (سوء نیت عام).
دوم اینکه - می داند که این عمل وی، (قلب حقیقت) ممکن است به شخص ثالث یا به جامعه ضرری اعم از مادی یا معنوی یا عمومی وارد کند. قید کلمه، عامداًً در ماده مذکور حاکی از علم مرتکب است و می توان گفت که به سوء نیت خاص تعبیر می شود.
از آنجایی که سوء نیت خاص به عنصر نتیجه باز می گردد و نتیجه در جرم جعل اعم است از ضرر مادی یا معنوی، قصد ایراد هر نوع ضرر، اعم از مادی یا معنوی یا اجتماعی به عنوان سوء نیت خاص جرم جعل کفایت می کند.
بنابراین برای مجرم شناختن مرتکب جعل در ماده ۱۰۰ قانون ثبت لازم است علاوه بر عمد در فعل، علم مرتکب به اینکه از عمل او امکان خسارت به غیر هست، باید احراز گردد.
لازم نیست که شخص خود منتفع شود یا قصد منتفع شدن را داشته باشد، بلکه قصد استفاده بردن دیگران هم کفایت می کند اگرچه ضرورتی ندارد زیرا قصد، ایراد ضرر جاعل کافی است اگرچه آن قصد تحقق نیابد.
اینکه اجزاء ثبت اسناد و مستخدمین آن یا صاحبان دفاتر رسمی ادعا نمایند از این که عمل آنها (جعل) ممکن بوده به جامعه زیانی وارد آورد بی اطلاع بوده اند و بدین جهت خود را بی گناه بدانند قابل استماع نخواهد بود و در جاعل بودن آنها تأثیر نخواهد گذاشت.
باید ذکر کرد که داعی و انگیزه مرتکب در مسئولیت کیفری آن موثر نخواهد بود. مثل اینکه سردفتر به هنگام تنظیم وکالتنامه تاریخ آن را قبل از تاریخ فوت موکل قید نماید با این انگیزه که قصد کمک به وراث را داشته است، در حالی که موکل به هنگام تنظیم وکالتنامه فوت نموده است.
۲۸-۲ مسئولیت کیفری مرتکبین اعمال (جرائم) ماده ۱۰۰ قانون ثبت اسناد
قانونگذار در برخی موارد پاره ای از جرائم را به طور خاص مورد حکم قرار داده و مجازاتهای متناسبی برای آنها پیش بینی نموده است جرائم پیش بینی شده در ماده ۱۰۰ قانون ثبت اسناد و املاک نیز از این قبیل جرائم می باشد؛ که به طور خاص مورد حکم قانونگذار قرار گرفته است، دلیل این امر شاید این باشد که قانونگذار احساس کرده که مرتکب این گونه اعمال (جرائم ماده ۱۰۰ قانون ثبت) باید بیشتر از مرتکبین سایر جعل ها مجازات شوند.
اگرچه مجازات این قبیل اعمال همان مجازات جعل پیش بینی شده است ولی علت اینکه می گوییم قانونگذار مجازات بیشتری نسبت به این اعمال پیش بینی کرده است این است که مجازات جعل برای این قبیل جرائم بیشتر است زیرا برخی این اعمال مثل کشیدن ورقی از دفتر املاک یا دفتر ثبت سند جعل نمی باشد لیکن به دلیل اهمیت و ارزش این دفاتر- اگرچه یک ورق آن باشد – باعث شده قانونگذار با شدت وحدت بیشتری با مرتکبین آن برخورد کند. با این مقدمه به مجازات این جرائم می پردازیم :
۱) مجازات اصلی
ماده ۱۰۰ قانون ثبت اسناد ، مجازات مرتکبین اعمال پیش بینی شده در آن را مجازات جعل و تزویر در اسناد رسمی پیش بینی نموده است. در این صورت باید به حکم عام جعل پیش بینی شده در قانون مجازات اسلامی عمل نمائیم.
ماده ۵۲۳ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵ حکم عام جعل در اسناد و نوشته های رسمی توسط مأمورین دولتی را پیش بینی نموده است.
غالب حقوقدانان ما این ماده را حکم عام جعل در اسناد و نوشته های رسمی توسط مأمورین دولتی می دانند.[۳۴] مرتکبین اعمال ماده ۱۰۰ قانون ثبت اسناد طبق ماده ۵۲۳ قانون مجازات اسلامی علاوه بر مجازات اداری و جبران خسارت وارده به حبس از یک تا پنج سال یا به پرداخت شش تا سی میلیون ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.
برخی از حقوقدانان معتقدند ؛ در صورتی که مرتکب کارمند دولت باشد طبق ماده ۵۲۳ قانون مجازات اسلامی مجازات خواهد شد « و اگر کارمند دولت نباشد طبق ماده ۵۳۳ همان قانون علاوه بر جبران خسارت وارده شش ماه تا سه سال حبس و یا سه تا هیجده میلیون ریال جزای نقدی می باشد.»[۳۵] مجازات خواهد شد.
نگارنده به دلایل ذیل با قسمت دوم این نظر موافق نیستم آنجا که می گوید « و اگر کارمند دولت نباشد… »
اولاً : صدر ماده ۱۰۰ قانون ثبت و همچنین ماده ۱۰۳ آن به صراحت بیان کرده که هر یک از مستخدمین و اجزاء ثبت اسناد و املاک و صاحبان دفاتر رسمی عامداً یکی از جرم های ذیل را مرتکب شود … سپس مورد حکم این مادتین کارمندان و مستخدمین ثبت اسناد و املاک هستند و لا غیر.
ثانیاً : اعمال پیش بینی شده در این مادتین به گونه ای است که اشخاص غیرکارمند نمی تواند آن اعمال را مرتکب شود.
به عقیده ما به جزء بند ۵ ماده ۱۰۰، بقیه موارد مادتین در صلاحیت غیرکارمند ثبت اسناد و املاک نمی باشد ، تا بگوییم مرتکب جرم شده است : در صورت ارتکاب چنین اعمال از جانب غیرکارمند و مستخدم ثبت اسناد مشمول حکم مادتین مذکور نخواهد بود چرا که صلاحیت این اعمال را نداشته است ، به عنوان مثال به غیر از سردفتر، شخص دیگر چگونه می تواند سندی را بدون حضور اشخاصی که مطابق قانون باید حضور داشته باشند ثبت کند (؟!) در صورت ارتکاب چنین عملی آیا عنوان وی جعل در اسناد رسمی خواهد بود؟ (طبق ماده ۱۰۰).
به نظر نگارنده شخصی غیر از سردفتر صلاحیت چنین عملی را نداشته است؛ لذا عمل وی منطبق با این ماده نخواهد بود تا ما بگوییم چون کارمند دولت نیست پس طبق ماده ۵۳۳ قانون مجازات اسلامی باید مجازات شود فلذا ؛ عمل مرتکب در صورت جرم بودن باید عنوانی مستقل از این ماده داشته باشد.
یا اگر شخصی غیر از کارمند ثبت اسناد تصدیقی خلاف واقع دهد؛ چون کارمند دولتی نیست پس طبق ماده ۵۳۳ ق . م . ا . مجازات خواهد شد (!) مگر غیر از کارمند ثبت اسناد اشخاص دیگر می توانند تصدیق ثبتی دهند؟!
در مورد بند ۵ ماده ۱۰۰ نیز اگر غیرکارمند دولت (ثبت اسناد) تمام یا قسمتی از دفاتر ثبت اسناد را معدوم کند یا ورقی از دفاتر ثبت اسناد را بکشد طبق ماده ۵۳۳ قانون مجازات اسلامی مجازات نخواهد شد بلکه عمل وی عنوان مستقلی دارد ؛ که باید طبق ماده ۶۸۱ و ۶۸۲ قانون مذکور مجازات شود.
۲) مجازات تبعی و تکمیلی (تتمیمی)
منظور از مجازاتهای تبعی، مجازاتهایی هستند که به تبع محکومیت و بدون نیاز به ذکر شدن در حکم دادگاه بر محکوم علیه بار می شوند و منظور از مجازاتهای تکمیلی (تتمیمی) مجازاتهایی هستند که تنها در صورت ذکر شدن در حکم قاضی به محکوم علیه تحمیل می گردند.
با توجه به اینکه قانونگزار در ماده ۱۹ قانون مجازات اسلامی اشعار داشته که دادگاه می تواند کسی را که به علت ارتکاب جرم عمدی به مجازات تعزیری یا بازدارنده محکوم کرده است به عنوان تتمیم حکم مدتی از حقوق اجتماعی محروم نماید.
و از طرفی در ماده ۶۲ مکرر همان قانون تصدی دفاتر اسناد رسمی و ازدواج و طلاق و دفتر یاری را از حقوق اجتماعی می داند، لذا؛ چون مجازات جرم جعل در قانون ثبت نیز از نوع تعزیر می باشد، دادگاه می تواند علاوه بر مجازاتهای مقرر در ماده ۵۳۲ قانون مجازات اسلامی، مجازاتهای تتمیمی مقرر در ماده ۱۹ همان قانون را برای محکوم علیه مقرر کند.[۳۶]
۳) شروع به جعل در اسناد رسمی
قبل از شروع این بحث به شرح واقعه ذیل می پردازیم :
شخصی با سند جعلی قصد انتقال و فروش زمینی واقع در مهرشهر کرج را می نماید ، با مراجعه به یکی از دفترخانه های شهرستان رباط کریم از طریق آن اقدام به استعلام از اداره ثبت اسناد می نماید و پاسخ آن را نیز دریافت می نماید؛ که قبل از ثبت و تنظیم سند ، اداره آگاهی تهران کپی سند جعلی را از دفترخانه کشف می نماید و سر دفتر دفترخانه را نیز دستگیر می نماید. سر دفتر در بازجویی خود اعتراف می کند که با دریافت ۲۰ میلیون ریال از افرادی اقدام به استعلام این سند جعلی کرده است و با قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون ریالی آزاد می شود.[۳۷]
با توجه به شرح واقعه:
۱) عمل سر دفتر جرم تام جعل در اسناد رسمی می باشد یا شروع به جرم مذکور ، در صورت جرم تام بودن عمل سر دفتر منطبق با کدام شق از شقوق ماده ۱۰۰ قانون ثبت می باشد؟
۲) اصولاً سر دفتر مرتکب جرمی شده است یا خیر ؟ در صورت مثبت بودن پاسخ نوع جرم ارتکابی چیست ؟
با توجه به اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها، تردیدی وجود ندارد که شروع به ارتکاب هر جرمی در صورتی قابل مجازات خواهد بود که ماده خاصی آن را جرم و قابل مجازات اعلام کرده باشد به تعبیری دیگر قانون مجازات اسلامی آن را پیش بینی کرده باشد.
اگرچه ماده ۵۴۲ قانون تعزیرات مصوب سال ۱۳۷۵ مجازات شروع به جرم جعل را حداقل مجازات تعیین شده در هر مورد دانسته و از طرفی قانون ثبت اسناد و املاک مجازات جاعل را همان مجازات حکم عام جعل یعنی مجازات پیش بینی شده در ماده ۵۳۲ قانون مجازات اسلامی (قانون تعزیرات) دانسته است لیکن، چون در قانون ثبت اسناد و املاک نسبت به مجازات شروع به جعل های پیش بینی شده ؛ حکم خاصی وجود ندارد و با توجه به اصل تفسیر به نفع متهم شروع به ارتکاب این قبیل اعمال غیرقابل مجازات خواهد بود.[۳۸]

دانلود پایان نامه بررسی فقهی وحقوقی تعامل علم قاضی ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

دانشمندان تعاریف متعددی از دلیل ارائه نموده اند. مثلا منطقیون درباره دلیل گفته اند: « آنچه برای اثبات امری به کار میرود و ان غیاثی است از دو مقدمه یقینی»[۲۹]

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

فقها نیز در این مورد ,نظرات مختلفی دارند. بعضی گفته اند:« دلیل چیزی است که کشف از واقع کند»[۳۰]
اصولیین گفته اند:« دلیل به چیزی گویند که ذهن آدمی را از معلوم به مجهول رهنمون گرداند و این هدایت باید به طور قطعی و یقینی باشد. وچنانچه اختصاص به امور تعیینی نداشته باشد واژه اماره را به کار میبرند.[۳۱]
اساتید حقوق جزا تعاریف متفاوتی از دلیل ارائه کرده اند . بعضی آن را عبارت از «نوری» که قاضی را برای کشف حقیقت راهنمایی و هدایت میکند.[۳۲]
دانسته اند, یا «هر گونه وسیله ای که وجود یا عدم امری و یا صحت و سقم ادعایی را اثبات کند»[۳۳] و یا هر وسیله قانونی که مقامات قضایی را در کشف حقیقت و حصول اقناع وجدانی و اتخاذ تصمیم عادلانه یاری بخشد»[۳۴] دانسته اند.
بنابراین با توجه به تعاریف مذکور می توان گفت: به طور کلی دلیل عبارت است از هر چیزی که برای اثبات و تعیین حقیقت امری که صحت آن مورد تردید قرار گرفته بکار رود و وسایل رسیدن به حقیقت و کشف واقع را فراهم آورد.
مبحث دوم: پیشینه
برای شناخت هر چه بیشتر هر نهاد حقوقی، ابتدا باید پیشینه و سیر تحول تاریخی و زمینه های پیدایش آن نهاد مورد بررسی قرار گیرد، تا بتوان آن را به درستی درک کرد. لذا در این گفتار طی دو بند ابتدا سابقه علم قاضی و مبدا پیدایش کارشناسی و مورد مطالعه قرار می گیرد
الف- سابقه شرعی و فقهی علم قاضی
۱- سابقه شرعی علم قاضی ـ با ملاحظه در قرآن مجید که اصولاً از آن به کتاب تعبیر می‌شود، آیه‌ای که مستقیماً قاضی را مکلف و مجبور به استناد به علم خود در صدور حکم کند وجود ندارد اما آیات بیشماری وجود دارد که به نحوی جواز استناد قاضی به علم خود در صدور حکم را بیان می‌دارند. در این خصوص اجمالاً به آیات زیر اشاره می‌شود.
۱) «یاداود انا جعلناک خلیفه فی الارض فاحکم بین الناس بالحق» (ص/آیه ۳۸(
۲) «ان‌الله یامرکم‌اَن تودوا الامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین‌الناس ان تحکموا بالعدل. (مائده/۴۲(
۳) «و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون» (نساء/۵۸(
۴) «و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم‌الظالمون» (مائده/ ۴۴(
۵) «ومن لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الفاسقون» (مائده/ ۴۵(
۶) مفهوم آیه شریفه «ولاتقف مالیس لک به علم» (اسرا/ آیه ۳۹(
و سایر آیات دیگر که به نحوی بیانگر جواز استناد قاضی در صدور حکم به علم خویش است.
حجیت علم قاضی از منظر فقه اسلام:
با بررسی آثار مکتوب فقیهان قدیم و معاصر دریافت می‌شود که میان آنها مشهور است که امام معصوم (ع) می‌تواند به استناد علم شخص خود حکم کند ولی نسبت به قاضی غیر معصوم، اختلاف‌نظر است که در این زمینه پنج نظر ارائه شده است:
۱- بعضی مطلقا قائل به جواز عمل به علم شده‌اند و معتقدند که قاضی غیرمعصوم نیز مانند امام(ع) در همه دعاوی و جرائم، اعم از حق‌الله مانند شرب خمر و زنا، حق‌الناس نظیر قصاص می‌تواند به استناد علم خویش قضاوت کند.
۲- بعضی دیگر معتقدند که قاضی مطلقا نمی‌تواند مطابق علم خود قضاوت کند و تنها طریق اثبات دعوا، اقرار،‌بینه و قسم است.
۳- گروهی دیگر بین حق‌الله و حق‌الناس تفصیل قائل شده‌اند و معتقدند که علم قاضی در حق‌الله حجت است نه در حق‌الناس.
۴- نظر گروهی دیگر نیز تفصیل است ولی عکس نظر پیشین :«قاضی می‌تواند در حق‌الناس به علم خود استناد کند نه در حق‌الله.»
۵-برخی دیگر، بین حدود و غیرحدود فرق گذاشته‌اند و در حدود استناد قاضی به علم شخص خود را جایز نمی‌دانند.
نظر مشهور بین فقهای امامیه، نظر اول است یعنی علم قاضی چه در حق‌الله و چه در حق‌الناس اعم از امور کیفری و امور مدنی حجیت دارد. امام خمینی(ره) نیز به تبعیت از مشهور فقهای امامیه در ذیل کتاب قضا تحریرالوسیله می‌فرمایند:« یجوز للقاضی ان یحکم بعلمه من دون بینه او حلف فی حقوق الناس و کذا فی حقوق‌الله.»
دلایل قائلین به جواز استناد قاضی به علم خود چه در حق‌الله و چه در حق‌الناس، آیات و روایاتی است که در این خصوص وارد شده است. از جمله آیات می‌توان به آیه ۳۹ سوره اسراء «لاتقف ما لیس لک به علم…» ،‌آیه ۳۸ و ۴۲ سوره مائده، آیه ۲سوره نور، آیه ۲۶ سوره ص، آیه ۵۸ و ۱۲۵ سوره نساء و… اشاره کرد.
۳-حجیت علم قاضی در حقوق جزای ایران:
از آنجا که قانونگذار جمهوری اسلامی طبق اصل چهارم قانون اساسی تمامی قوانین و مقرارت مدنی، جزا، مالی،‌اقتصادی، اداری،‌فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها باید براساس موازین اسلامی باشد… خود را به تهیه و تدوین قوانین منطبق با موازین شرع مقدس اسلام، موظف دانسته پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران با تصویب قانون حدود و قصاص و مقررات آن و نیز قانون اصلاح موادی از قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال ۱۳۶۱ و قوانین متعاقب آن تغییرات بنیادی در نظام جرائم و مجازات‌ها و رسیدگی به امور کیفری براساس موازین اسلامی و حقوق جزا ایران فراهم نماید. به موجب این تغییرات، علم قاضی در قوانین ایران پیش‌بینی شد چرا که قبل از انقلاب در قوانین مصوب ذکری از علم قاضی نبوده. ماده ۲۶۰ قانون اصلاح موادی از قانون آیین دادرسی کیفری که با وجود تصویب قوانین دادرسی متعاقب، از جمله قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب ۱۳۷۸ و قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب با اصلاحات سال ۱۳۸۱، تاکنون به قوت خود باقی است، مقرر می‌دارد: «به طور کلی در امور کیفری و جرائم، گزارش کتبی ضابطین دادگستری و اشخاصی که برای تحقیق در امور کیفری مامور شده‌اند و همچنین اظهارات گواهان و کارشناسان معتبر است به شرط آنکه ضابطین و کارشناسان و گواهان لااقل دو نفر و عادل باشند. مگر آنکه برخلاف علم قطعی قاضی باشد.»
قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۷۰ که موجب فسخ قانون حدود و قصاص مصوب سال ۱۳۶۱ شده، همانند قانون اخیر، علم قاضی را به نحو عام و همچنین در موارد خاص برای اثبات تمامی جرائم، معتبر دانسته است. مفاد ماده ۱۰۵ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ (ماده ۱۰۵ قانون مجازات اسلامی: «حاکم شرع می‌تواند در حق الله و حق‌الناس به علم خود عمل کند و حد الهی را جاری نماید و لازم است مستند علم را ذکر کند. اجرای حد در حق‌الله متوقف به درخواست کسی نیست ولی در حق‌الناس اجرای حد متوقف به درخواست صاحب حق می‌باشد.») مبین اعتبار علمی قاضی برای اثبات تمامی جرائم اعم از جرائم مستلزم حدود، قصاص، دیات، تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده است. به علاوه در اثبات جرائم لواط، مساحقه، سرقت و قتل موضوع مواد ۱۲۰، ۱۲۸، ۱۹۹ و ۲۳۱ آن قانون علم قاضی به عنوان یکی از ادله اثبات جرم معتبر شمرده شده است. (ماده ۱۲۰: «حاکم شرع می‌تواند طبق علم خود که از طرق متعارف حاصل شود، حکم کند.» ماده ۱۲۸: «راه‌های ثبوت مساحقه در دادگاه همان راه‌های ثبوت لواط است.» ماده ۱۹۹: «سرقتی که موجب حد است با یکی از راه‌های زیر ثابت می‌شود: ۱-‌ شهادت ۲ مرد عادل ۲-‌ دو مرتبه اقرار سارق، نزد قاضی، به شرط آنکه اقرارکننده بالغ و عاقل و قاصد و مختار باشد.» ۳-‌ علم قاضی. ماده ۲۳۱: «راه‌های ثبوت قتل در دادگاه عبارتند از: ۱-‌ اقرار ۲-‌‌شهادت ۳-‌ قسامه ۴-علم قاضی.»)
در همین حال قانونگذار با اینکه در مقام احصای دلایل اثبات برخی از جرائم، مبادرت به احصای دلایل اثبات کرده است، علم قاضی را به عنوان یکی از ادله اثبات به همراه سایر ادله ذکر نکرده است. جرم زنا، شرب خمر، محاربه، قوادی و قذف از این‌گونه است. به همین خاطر عده‌ای از حقوقدانان تفسیر کرده‌اند که در جرائمی که قانونگذار در مقام احصای ادله اثباتی جرم، به علم قاضی اشاره نکرده است یعنی آن جرم فقط از طرق اثباتی خود قابل اثبات است و در این زمینه علم قاضی حجت نیست و حتی پا فراتر از این گذاشته و نظر داده‌اند که ماده ۱۰۵ قانون مجازات اسلامی در باب جرم زنا وارد شده و منظور از حق‌الله و حق‌الناس در این ماده مواردی است که مربوط به جرم زنا می‌شود و لذا این ماده اطلاق ندارد و ناظر به مورد خاص است و نتیجه گرفته‌اند که علم قاضی در موارد غیرمصرح در بین ادله اثباتی، به‌رغم مقام بیان قانونگذار، قطعا حجت نیست و استناد به فقه و نظر مشهور فقها نیز در مقام فقدان، ابهام، احمال با تعارض نصوص قانونی مدون است و قاضی نمی‌تواند برای صدور حکم مستقیما و اولا به کتب فقهی مراجعه نماید.برخی دیگر معتقد هستند که باید بین جرائم مستلزم حد و قصاص و دیات و جرائم تعزیری و بازدارنده تفکیک قائل بشویم.
۱-‌ در جرائم مستلزم حد و قصاص و دیه ضمن اینکه علم قاضی به شرح ماده ۱۰۵ قانون مجازات اسلامی می‌تواند برای اثبات تمامی جرائم معتبر باشد در عین حال اقرار و شهادت شهود و قسامه در مورد جرائم مستلزم قصاص و دیه از ادله اثبات در کنار علم قاضی است.
بنابراین اگر اقرار و شهادت شهود در مورد جرائم، مستلزم حد و اقرار و شهادت شهود و قسامه در خصوص جرائم مستلزم قصاص و دیه از حیث تعدد و شرایط صحت شرعی اقامه شود، قاضی نمی‌تواند به علت عدم حصول علم، ترتیب اثر ندهد،‌زیرا دلایل مزبور به همراه علم قاضی دارای اعتبار و موضوعیت برای اثبات جرم است.
۲-‌ در جرائم مستوجب تعزیر و مجازات‌های بازدارنده که غالب جرائم مصرحه در حقوق جزای ایران را تشکیل می‌دهد، با عنایت به اعتبار علم قاضی در اثبات تمامی جرائم به شرح ماده ۱۰۵ و با توجه به عدم احصای دلایل خاص هر جرم و نیز با توجه به اینکه مطابق مفاد ماده ۱۹۴ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال ۱۳۷۸، اقرار متهم در صورتی معتبر است که موجب حصول اطمینان قاضی شود و همچنین وحدت ملاک این مورد با شهادت شهود،‌ مطلعان و کارشناسان که به عنوان دلیل شرعی اخذ نشود نظام دلایل معنوی حاکم است.
به این معنی که در اثبات جرائم مزبور علم قاضی است که معتبر و مناط اعتبار است و سایر ادله از قبیل اقرار وشهادت شهود و اظهارات مطلعان و کارشناسان و مانند آن طریقت داشته و باید موجب حصول اطمینان و قناعت وجدانی قاضی باشد. این نظر با حقوق جزای فعلی ایران منطبق است و نظر اول مردود است.
ب) مبدأ پیدایش کارشناسی
کارشناسی در ادیان، ادوار و کشورهای مختلف مراحل و سیر گوناگونی داشته است. برای بررسی اجمالی مبدا پیدایش کارشناسی می توان این مراحل را در اسلام، قبل از اسلام و حقوق ایران مورد مطالعه قرار داد.
کارشناسی قبل از اسلام
قضات رومی برای تشخیص امور و قضایای مطروحه که جنبه فنی داشت، کارشناسانی انتخاب می نمودند که نسبت به آن ها اظهارنظر نمایند و این عمل، یکی از وسایل اثبات دعوا به شمار می رفت و علاوه بر مساحان و ارزیابان که به مساحی و ارزیابی اراضی اشتغال داشتند، افرادی را نیز که دارای حرفه ی مخصوص بوده و در آن حرفه تجارب و شهرت زیادی کسب کرده بودند، جهت رسیدگی و تشخیص اختلاف انتخاب می کردند و سوابق زیادی در دست است که برای ارزیابی بقولات متوسل به باغبانهای قسطنطنیه می شدند[۳۵].
حضرت مسیح هم در کتاب عهد جدید، اشاره نموده که در هر کاری باید به اهل آن کار مراجعه نمود و نباید از افراد نااهل توقعاتی داشت. زیرا محصول هر چیزی متناسب با وضعیت همان شیء است و برای بدست آوردن نتایج نیکو برای هر کاری، افرادی باید انتخاب شوند که لیاقت و صلاحیت آن کار را داشته باشند و محصول فکری هر کس به معرف استعداد و لیاقت ومراتب علمی و فضلی او می باشد. در این باره به آیات ۱۸-۱۶ از فصل هفتم انجیل استناد شده است[۳۶].در ایران باستان نیز، استفاده از کارشناسان در حل اختلافات مرسوم بوده است. در دوران ساسانیان که آیین زرتشتی اجرا می شد، گواهی سه نفر، از ادله اثبات دعوا به حساب می آمد. با این حال چنانچه گواه در موضوع اختلاف تخصص داشت، گواهی اش به تنهایی نیز مورد قبول قرار می گرفت. به این ترتیب گواهی یک نفر متخصص و کارشناس بیش از گواهی دو نفر غیر متخصص ارزش داشت.[۳۷]
کارشناسی در اسلام
در دین اسلام نیز به ارزش علم و دانش و امتیاز اهل آن اهمیت فراوان داده شده است و در آیات متعددی از قرآن کریم به اصل امتیاز فضلی اشاره شده [۳۸]و تاکید گردیده است که کلیه امور باید به دست اشخاص فاضل و متخصص انجام گیرد تا نتایج مطلوب آن عائد فرد و اجتماع گردد. به ویژه در آیه های ۴۳ از سوره نحل و ۷ از سوره انبیا درباره لزوم رجوع به اهل فن، در مسائل و مشکلات فرموده است:« و ما پیش از تو ای محمد بر هیچ امت غیر رجال موید به وحی خود، کسی را به رسالت نفرستادیم که امت تو گویند که چرا رسول ما فرشته نیست و از جنس بشر است؟ بگو بروید و از اهل ذکر اگر نمی دانید سوال کنید»[۳۹].
در فقه اسلامی نیز در بخش های مختلفی مانند عیوب، ارش در جنایات و تسبیب، رجوع به کارشناس اشاره شده است. اصطلاح مربوط به آن در فقه اسلامی عبارت است از: خبره، اهل الخبره، اهل المعرفه و ارباب خبره.
علاوه بر این، اقسام خاصی از کارشناس در فقه اسلامی وجود دارد که دارای احکام و شرایط خاص خود می باشند. برای مثال مقوم(ارزشیاب)، کسی است که خبره در تعیین ارزش چیزها یا میزان خسارت وارده است،[۴۰] قاسم نیز کارشناس تقسیم اموال مشاع است و قاسم الامام نیز به کار رفته است که مقصود کارشناس مزبور است در صورتی که از جانب امام (حاکم اسلامی) منصوب شده باشد. برخی معتقدند که در عصر ما او را کارشناس رسمی گویند[۴۱] قائف هم شخصی است که روی قیافه و چهره و نشانی های موجود در صورت و پیکر یک انسان می تواند شباهت او را با شخص دیگر پیدا کرده و نظر او اساس الحاق یا تشخیص نسب بوده است. البته فقه امامیه این نوع کارشناسی را رد کرده است[۴۲] در مورد عراف نیز برخی معتقدند که عراف به معنای کاهن و طبیب است. برخی دیگر آن را منجم و کارشناس می دانند و معتقدند اگر به معنای طبیب باشد در فن خود، کارشناس قابل قبول است[۴۳].خارص یا خراص هم کارشناس ویژه ای است که نظرش مبتنی بر تخمین است[۴۴]
بنابراین کارشناسی در اسلام دارای سابقه است و قضات در مسائل مختلف در تشخیص موضوع به اخذ نظریه کارشناس مبادرت می کرده اند.
مروری بر تاریخچه قوانین و مقررات مربوط به کارشناسی در ایران
در ایران پس از ظهور مشروطیت اصطلاح اهل خبره برای نخستین بار در بعضی از مواد قانون موقتی محاکمات جزایی بکار برده شد و کمی بعد در قانون موقتی اصول محاکمات حقوقی مصوب ۱۳۲۹ قمری بعضی از مسائل مربوط به کارشناسی از قبیل مراجعه به اهل خبره، نحوه انتخاب خبرگان از سوی دادگاه و حق الزحمه آنان مورد توجه قرار گرفت. ولی حقوق و حدود کارشناسان مسکوت بود و این امر موجب اطاله‌ی کار و گاهی موجب سوء استفاده می شد. از این رو در سال ۱۳۱۵ پس از تاسیس اداره فنی تنظیم امور مترجمین و سایر اهل خبره و مصدقین، برای نخستین بار مورد نظر قرار گرفت و سپس در سال ۱۳۱۶ قانونی راجع به ترجمه اظهارات و اسناد در محاکم و دفاتر رسمی تصویب شد تا این که نوبت سایر کارشناسان فرا رسید و در ۲۳ بهمن ۱۳۱۷ قانون راجع به کارشناسان رسمی تصویب شد.۱
در پی تصویب این قانون اصلاحیه ها و آیین نامه های مربوط به آن تصویب گردید که عبارتند از:
آیین نامه قانون کارشناسان رسمی مصوب ۲۵/۶/۱۳۱۸، قانون راجع به اصلاح قانون کارشناسان رسمی وزارت دادگستری مصوب ۱۴/۲/۱۳۳۹ ، آیین نامه مواد الحاقی به آیین نامه کارشناسان مصوب ۱۸/۴/۱۳۴۱٫ مهمترین مواد قانونی که مقررات مربوط به کارشناس را در خود جای داده است، مواد ۴۴۴ تا ۴۶۲ آیین دادرسی مدنی مصوب سال ۱۳۱۸ می باشد که ماده ۴۶۲ این قانون مقررداشته است: «در مورد کارشناسان، در صورت تعارض بین مقررات این مبحث و قانون مربوط به آنها، قانون راجع به کارشناسان رسمی مصوب ۲۳/۱۱/۱۳۱۷ نافذ و معتبرخواهد بود».
در آبان ماه ۱۳۴۹ مواد ۴۴۵، ۴۴۹، ۴۵۳ ، ۴۵۸ و ۴۵۹ آن قانون اصلاح گردیده و ماده ۴۴۸ لغو شد و البته قبل از آن درمرداد ماه ۱۳۳۴ ماده ۴۵۶ اصلاح و تبصره ای بدان افزوده شده بود. پس از انقلاب در اول آبان ۵۸ لایحه استقلال کانون کارشناسان به تصویب شورای انقلاب رسید که صراحتا در ماده ۳۰ خود قوانین مغایر با این قانون را لغو کرد.
در تاریخ ۱۳/۳/۶۵ قانون بازسازی کارشناسان رسمی دادگستری تصویب گردید که به موجب ماده ۱۴ فقط به مدت ۴ سال اعتبار داشت.
همچنین در اجرای تبصره ماده ۱۸ قانون استقلال کانون کارشناسان رسمی مصوب ۵۸ آیین نامه رسیدگی به تخلفات کارشناسان رسمی در خرداد ۶۰ تصویب و در سال ۶۳ اصلاحی در آن به عمل آمد. نهایتا در سال ۱۳۸۱ قانون کانون کارشناسان رسمی دادگستری به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و بموجب ماده ۴۱ این قانون راجع به کارشناسان رسمی مصوب ۱۳۱۷ و قانون راجع به اصلاح قانون کارشناسان رسمی وزارت دادگستری مصوب ۱۳۳۹ و لای حه قانونی استقلال کانون کارشناسان مصوب ۱۳۵۸شورایانقلاب لغو گردید.
مبحث سوم :اهمیت علم قاضی وکارشناسی
گفتار اول :اهمیت علم قاضی

راهنمای نگارش مقاله با موضوع بررسی سه تیپ شخصیتی «عاقل»، ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

شد و بای خر ، در آن ده، آشکار
جج

مرد ابله گفت : « ای دانای راز!

گاو را از خر نمی دانی تو باز؟»
ج

حکایت فوق به دو دلیل طنز آمیز است : ۱- طنز موقعیت که تضاد میان اقبال مرد در خرید گاو و خر و شیوع مرگ نا بهنگام این احشام متناسب با نوع خرید روستایی است ۲- گستاخی بی جاو ابلهانه او نسبت به حضرت حق که به علت تابو شکنی باعث ایجاد طنز شده است.
حکایت ششم مقاله‌ی بیست نهم ۲۹ / ۶ ص ۳۵۹

سایلی پرسید از آن شوریده حال

گفت:« اگر نام مهین ذوالجلال،

می‌شناسی باز گو ای مرد نیک

گفت :« نان است، این بتوان گفت لیک»

مرد گفتش « احمقی و بی قرار

« کی بود نام مهین، نان، شرم دار!»

گفت « در قحط نیشابور، ای عجب

می‌گذشتم، گرسنه ، چهل روز و شب

نه شنودم هیچ جا بانگ نماز

نه دری بر هیچ مسجد بود باز

من بدانستم که نان نام مهینست

نقطه‌ی جمعیّت و بنیاد دینست»

سایل در این حکایت به دلیل عدم آگاهی در قالب شخصیت «نادان» قرا گرفته و دیوانه برحسب شخصیت منحصر به فرد و طرز تفکر ویژه‌ای که دارد پاسخی می دهد که بدون تفسیر و شرح بی ربط به نظر می آید.
مرد او را با القابی چون « احمق» و « بی قرار » مورد اهانت قرار می دهد و این القاب از جمله‌ی هجویات محسوب می شوند که زیر مجموعه‌ی طنز است.
استدلال دیوانه مغرضانه و از سرگستاخی نیست. او آنچه را که به چشم دیده بیان می کند؛ اینکه مردم نان، نان می گفتند، در واقع خداوند رزاق را صدا می زدند؛چون نان که جاندار نیست که خود به سمت آنها بیاید؛ پس منظورشان خدای نان بوده است. منظور دیونه این است که آداب مذهبی و عبادات؛ نوعی از یاد کردن خداوند است و برای اجرای آن شرایط رفاهی افراد باید مهیا باشد. مطابق ضرب المثل عامیانه‌ای ؛ شکم گرسنه دین و ایمان ندارد، می توان به این نظریه رسید که جهت رونق دین در جامعه؛ ابتدا باید فقر را در آن ریشه کن کرد. در پس سخن دیوانه؛ انتقادی از جوامع اسلامی بسیار فقیر؛ نهفته است که عموماً صاحبان قدرت و حتی مدعیان دین مداری در آن از این مسئله به کلی غافلند.

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

حکایت سوم مقاله بیست و هشتم ۲۸ / ۳ ص ۳۸۹ [گستاخی به حق]
روزی لقمان سرخسی از دیوانگان دانای بنام، سوار بر چوب در کوچه‌ها می گشت و رجز می خواند از او پرسیدند چرا سوار مرکبت شده‌ای ؟ گفت : قصد دارم به جنگ خدا بروم ترکی قوی هیکل این حرف را شنید و حسابی او را مجروح کرد. او را دل آزرده و پریشان دیدند و گفتند: چه شده از خدا شکست خوردی؟ گفت: از من ترسید!تنها به جنگ نیامد . ترکی. را به کمک گرفت و این بلا را آن ترک به سرم آورده است.
قصد جنگیدن با خدا، ادعای اینکه خدا به دلیل ضعف و ترس کسی را به یاری گرفته است همه از انواع تا بو شکنی و طنز پر دازی محسوب می شوند. اینکه لقمان از ترکی کتک می خورد و چنین تعبیری می آورد هم؛ بسیار جالب توجه است.

منابع پایان نامه با موضوع تأسیسات حقوقی اخلاقمدار- فایل ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

در فرهنگ فقه و حقوق اسلام قاعده تعدی و تفریط که گاهی از آن به عنوان قاعدهی تقصیر نیز یاد میشود، به عنوان فرع و تابعی از قاعدهی ضمان تصرف مطرح میگردد. این امر دارای دو جنبهی متفاوت است: یکی مربوط به قلمرو طرح و کارکرد این قاعده، به این معنی که در این فرهنگ حقوقی، برخلاف قلمرو نظریهی تقصیر در فرهنگ حقوق خارجی، قلمرو اِعمال این قاعده تنها در جایی است که فاعل متصرف مالی بوده باشد. در نتیجه بین تحقق تعدی و تفریط و تصرف ملازمهی منطقی یکجانبه وجود دارد؛ و تصرف پیشنیاز تحقق تعدی و تفریط است؛ و دیگری مربوط به حکم و اثر حقوقی و تعدی و تفریط؛ یعنی تأثیر حقوقی تعدی و تفریط در طول اثر مترتب بر ضمان تصرف تعیین و تفسیر میگردد. اما آنچه مدّ نظر است بررسی رابطه اخلاق با این قاعده میباشد که نوع قصد را نشان میگیرد نه نوع تصرف را؛ مگر اینکه تصرف از نوع امانی باشد؛ که در آن صورت، امین مسئولیت اخلاقی دارد. پس لازم است بررسی جایگاه حسننیّت و سوءنیّت را در قاعدهی تعدی و تفریط به انجام برسد.
الف. مفاد قاعده تعدی و تفریط
مهمترین جنبه های این قاعده که میتواند بر موضوع این نوشتار تأثیرگذار باشد، به قرار زیر است:

        1. مبنای قاعدهی تعدی و تفریط؛ فقیهان برای توجیه مسئولیت ناشی از تعدی و تفریط به دلیل ضمان تصرف، به روایات خاص و قاعده اتلاف استناد کردهاند[۴۷].

      ( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

    1. مفهوم خاص تعدی و تفریط؛ مراد از تعدی انجام کاری است که باید ترک گردد؛ مانند سوار شدن بر خودرو بیشتر از مسافتی که برای آن اجاره شده است؛ یا رانندگی غیر متعارف با آن؛ یا حمل کالایی بر خلاف آنچه در قرارداد آمده؛ با آن، مراد از تفریط عدم انجام کاری است که باید انجام میشده است؛ مانند تعویض نکردن روغن خودرو؛ یا پارک نکردن آن در مکان امن و مناسب. این تعاریف را میتوان مفهوم خاص تعدی و تفریط دانست.
    1. مفهوم عام تعدی و تفریط؛تعدی و تفریط، هر یک دارای یک مفهوم عام نیز هستند: تعدی در مفهوم عام عبارت است، از تجاوز از رفتاری که شایسته و بایسته است چه فعل باشد و چه ترک فعل. در این مفهوم، تعدی شامل تفریط نیز میگردد؛ و تفریط در مفهوم عام عبارت است از تقصیر در حق مالک، چه به صورت ترک وظیفه باشد، و چه به صورت انجام امر ممنوع. در این مفهوم، تفریط، شامل تعدی هم میشود[۴۸].

ب. نقش حسننیّت در قاعدهی تعدی و تفریط
نقش حسننیّت در این قاعده از جهات زیر قابل بررسی است:

    1. تعدی و تفریط و قصد؛ آیا در تحقق حقیقت تعدی و تفریط قصد فاعل هم دخالت دارد؟ به بیان دیگر، آیا برای پیدایش مصداق تعدی و تفریط در خارج، علاوه بر عنصر یا عناصر مادی و فعلی، عنصر ذهنی و روانی قصد هم لازم است؟ به طوری که اگر کاری از روی سهو، فراموشی، در حال خواب و مانند آن انجام گردد مصداق عنوان تعدی و تفریط نباشد؟ و در نتیجه مسئولیتی در پی نداشته باشد؟ یا این که این عناوین اعم از رفتار از روی قصد و غیر قصد هستند؛ و به محض انجام آنچه نباید انجام گردد، یا ترک آنچه باید انجام شود، محقق میگردند، چه رفتار فاعل عمدی باشد و چه غیر عمدی؟

ظهور عرفی الفاظ تعدی و تفریط اشعار دارد که قصد داشتن فاعل در تحقق آنها شرط است؛ زیرا شخصی که قصد و اراده ندارد معذور است، پس چگونه میتوان او را مسئول و ضامن دانست.
همچنین، در تحلیل نسبت به بین امانت و تعدی و تفریط ظاهراً نسبت به بین آنها تقابل است؛ و اگر تعدی و تفریط باشد، امانت نخواهد بود، زیرا این دو همان خیانتاند. بنابراین، مهم همان دلیل ضمان تصرف است که تنها تصرف امانی از مسئولیت مبتنی بر آن خارج میگردد و بقیهی موارد، از جمله تصرف همراه با تعدی و تفریط مشمول مسئولیت خواهند بود.
بعلاوه تعدی و تفریط گاهی مصداق اتلاف هستند که بدون تردید قصد در آن دخالت ندارند، و اگر این امر را در کنار اجماع مرکب فقیهان مبنی بر عدم وجود نظری که بین موارد مختلف تعدی و تفریط فرق بگذارد، قرار دهیم، نتیجه این میشود که قصد در هیچیک از موارد تعدی و تفریط و در مسئولیت مبتنی بر آن تأثیر نداشته باشد. اما این اشکال وارد است که ممکن است گفته شود بدون تردید قبل از ارتکاب تقصیر غیر عمدی و بدون قصد متصرف مسئول نبود و بعد از آن تردید داریم که آیا مسئول است یا خیر؟ عدم مسئولیت او استصحاب میگردد و با توجه به اجمال مرکب مذکور عدم مسئولیت به همهی موارد بعد از تعدی تعمیم داده میشود.
در پاسخ میتوان گفت؛ اوّلا، شرط اجرای استصحاب این است که موضوع حکم، یعنی عنوانی که موضوع حکم قرار داده شده است، باقی باشد. درحالی که در اینجا در بقای موضوع حکم به عدم ضمان که امین و امانت است، بعد از تحقق تقصیر غیر عمدی، تردید داریم که آیا این فرد مصداق امین هست تا عدم مسئولیت او استصحاب گردد، یا مصداق امین نیست. زیرا بدیهی است که موضوع حکم مصداق خارجی مال یا شخص خارجی نیست که موجود بودن آنها معلوم است؛ پس نمیتوان عدم مسئولیت متصرف را استصحاب کرد.
ثانیاً، برفرض که بتوان استصحاب را در این مورد اجرا کرد، این استصحاب با عموم و اطلاق دلیل ضمان تصرف تعارض پیدا میکند؛ و روشن است که عموم و اطلاق که دلیل واقعنما هستند بر استصحاب که اصل عملی است، مقدم میشوند؛ همانطور که در مورد شک در فوریت خیار، اگر چه میتوان باقی بودن آن را استصحاب کرد که عدم فوریت را نتیجه میدهد؛ لکن این استصحاب با عموم و اطلاق دلیل اصالتاللزوم تعارض پیدا میکند و با تقدم عموم و اطلاق دلیل اصالتالزوم، فوری بودن خیار نتیجه گرفته میشود.
به نظر میرسد که آنچه در ابتدا در پاسخ سؤال مذکور گفته شد؛ قابل قبولتر باشد. زیرا:
اوّلا، بدون تردید الزام به جبران خسارت حکمی تکلیفی است؛ که از جمله شرایط آن برخورداری از قصد و اراده است.
ثانیاً، اگر حقیقت تعدی و تفریط خیانت است چگونه میتوان تصور کرد که خیانت بدون قصد و سوءنیّت اتفاق بیفتد.
ثالثاً، اگر مبنای ضمان ناشی از تعدی و تفریط اجماع باشد، بدون تردید باید تفسیر محدّود گردد، زیرا دلیل غیرلفظی از عموم و اطلاق برخوردار نیست تا تفسیر گسترده شود؛ و قدر متیقن از مقدار اجماع هم تقصیر عمدی است؛ و اگر مبنای این قاعده همان دلیل قاعده ضمان تصرف باشد، آنچه در آنجا گفته شد در اینجا هم مطرح میگردد؛ و بعلاوه دیگر نباید تعدی و تفریط را عنوانی مستقل و از موجبات ضمان و مسئولیت مدنی به شمار آورد. اگر دلیل این قاعده اتلاف باشد، در بحث از قاعده اتلاف و تسبیب مورد بررسی قرار میگیرد. و اگر دلیل این روایات خاص باشند، آنچه از این قبیل روایات استفاده میشود، تحقق تقصیر و تعمد یا دستکم کوتاهی متصرف است؛ و شمول آن نسبت به مواردی که هیچگونه خطایی از تصرف سر نزده است، نیازمند دلیل صریح است، زیرا امری خلاف عرف و غیر عقلایی است.
رابعاً، وحدّت متقین و مشکوک که یکی از ارکان اساسی اجرای استصحاب است، وحدّت ذاتی و عرفی متیقن و مشکوک؛ است. به عبارت دیگر، شرط این است که آنچه مشکوک است عنوان جدیدی که دارای حکمی مشابه است نباشد. شکی نیست که در اینجا متیقن عدم مسئولیت متصرف امین است؛ و مشکوک نیز عدم مسئولیت همین متصرف پس از تحقق تقصیر و خطای محض و غیر عمدی است. پس یقین و شک در بود و نبود یک چیز و یک عنوان است؛ و نه دو عنوان دارای دو حکم متفاوت، بنابراین، شرط اجرای استصحاب وجود دارد.
خامساً، فرض وقوع تعارض و مقدم شدن دلیل لفظی ضمان تصرف بر استصحاب عدم مسئولیت در صورتی است که تصرف محض و بدون قهر و غلبه با حسننیّت از ابتدا تخصصاً از شمول دلیل ضمان تصرف خارج نباشد. در حالی که نویسنده عناوین خود این نوع تصرف را تخصصاً از باب معنی لغوی و یا دستکم از با انصراف عرفی در خصوص مورد استعمال در دلیل ضمان تصرف خارج از موضوع دلیل مسئولیت ناشی از ضمان تصرف دانستهاند.

    1. تعدی و تفریط و علم به موضوع؛آیا علم فرد به این که رفتار او مصداق تعدی و تفریط است، شرط لازم برای مسئولیت او برای اساس قاعدهی تعدی و تفریط میباشد؟ یعنی آیا علم به موضوع، شرط مسئولیت مبتنی بر این قاعده است ؟ یا این که حتّی اگر فاعل جاهل به موضوع باشد؛ بلکه حتّی اگر جهل مرکب داشته باشد و با اعتقاد به این که انجام این کار لازم است، اقدام کند؛ ولی معلوم شود که این کار را باید ترک میکرده است؛ نیز مسئولیت دارد.

در پاسخ به این پرسش گفته شده است که در این بحث نیز باید قائل به تعمیم و عدم شرطیت علم شد. زیرا سبب ضمان حکمی وضعی است که علم و جهل فاعل در آن نقشی ندارد. بلکه اگر قصد در تحقق تعدی و تفریط نقش نداشته باشد، به طریق اولی علم به موضوع در آنها دخالت نخواهد داشت.

    1. تعدی و تفریط و علم به حکم؛آیا لازم است عامل بداند که تعدی و تفریط موجب مسئولیت او میگردد؟

در پاسخ به این پرسش نیز گفته شده است که چنین علمی شرط مسئولیت نیست؛ زیرا، علم و جهل به احکام و آثار مترتب بر موضوعات تأثیری در صدق عناوین موضوعات ندارد؛ و هر گاه حکمی منوط به عنوانی باشد، پس از تحقق آن عنوان حکم و اثر به طور قهری بر آن مترتب میگردد چه حکم برای فاعل معلوم باشد و چه مجهول علاوه بر این که در اینجا ملاک، دلیل ضمان تصرف است؛ و در آن چنین قیدی وجود ندارد.

    1. تعدی و تفریط و آگاهی از تعلق مال به غیر؛ آیا آگاهی عامل از این که مال مورد تصرف متعلق به دیگری است شرط ضمان و مسئولیت او به شمار میآید؟

در پاسخ گفته میشود که خیر، حتّی اگر فاعل تصور کند که مالی که در تصرف دارد متعلق به خود او است و یا او مأذون است که به هر شکلی که میخواهد در آن تصرف کند؛ ولی بعد معلوم گردد که اشتباه کرده است؛ باز هم، تعدی و تفریط و مسئولیت محقق میگردد. بنابراین، مراد از این که گفته میشود تفریط ترک کردن کاری است که انجام آن واجب است، وجوب تکلیفی بالفعل نیست، زیرا اگر چنین باشد، چنین وجوبی مشروط به وجود شرایط عمومی تکلیف، یعنی داشتن علم (و فقدان سهو و فراموشی و جهل و خطا) و قدرت و مانند آن است؛ و ضمان مسئولیت تنها هنگامی بوجود خواهد آمد که گناهی صورت پذیرد، بلکه مراد از واجب در اینجا، واجب فرضی و تقدیری است؛ یعنی ترک کردن چیزی که اگر عوامل رافع مسئولیت اخلاقی و چه بسا کیفری نبود، واجب میشود[۴۹].
در خصوص علم به موضوع اعم از آگاهی نسبت به این که رفتار او مصداق تقصیر است و آگاهی از این که مالی که در تصرف دارد متعلق به دیگری است؛ و علم به حکم یعنی مسئولیت آفرین بودن تعدی و تفریط باید گفت که با توجه به این که الزام به جبران خسارت حکمی تکلیفی است و پاسخ اوّلیه نویسنده عناوین نیز حاکی از وجود همین تلقی در نزد او است، پس چگونه میتوان علم و جهل را در مسئولیت بیتأثیر دانست.
شخص، تنها در صورتی مسئول قلمداد میگردد که یا در اصل رفتار خود مرتکب عمد یا خطا شده باشد و یا در مبادی و

دانلود پایان نامه با فرمت word : دانلود فایل ها در مورد بررسی توانمندی های گردشگری گل و ...
ارسال شده در 23 آذر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

• جنس: آدلر و برنر ۱۹۹۲؛ Kinnaird و هال۱۹۹۴؛ Aitchison 1997، ۱۹۹۹؛ Aitchison و همکاران. ۲۰۰۰
• جدید مطالعات فرهنگی ‘: Aitchison 1999 Aitchison و همکاران است. ۲۰۰۰؛ کراوچ ۱۹۹۹b
•postcolonialism: C. M. Hall و تاکر ۲۰۰۴

منبع: (رضویان، ۱۳۹۰، ۷)

۲-۴-جاذبه های گردشگری

هنگامی که به آثار و پدیده های مختلف به دید گردشگری نگریسته می شود، بسیاری از آنها در زمره جاذبه‎های گردشگری دسته بندی می شوند. به عبارتی دیگر ویژگیهای جذاب یک کشور یا یک منطقه اساس توسعه جهانگردی را فراهم می کند. بطور معمول جاذبه هایی باید جستجو شوند که میراث و ویژگیهای منحصر به فرد و متمایز فرهنگی و طبیعی یک ناحیه را منعکس کنند و برای تقویت این ویژگی ها به درستی توسعه یابند. (ضرغام، ۱۳۹٠، ۱۶۳) .

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

بدون شک برخورداری از منابع و جاذبه های موجود، در پیدایش و توسعه گردشگری، نقش اساسی را ایفا می‎کنند. بکارگیری منابع، مستلزم نگاهی همه جانبه و علمی به این مقوله می باشد. مقاصد گردشگری نیازمند مدیریت و برنامه ریزی هستند، چرا که با توجه به منابع محدود، خواسته ها برای بهره مندی از آنها از طرف ساکنین و گردشگران بسیار زیاد است. در صورتی که برنامه ریزی و مدیریت خردمندانه ای در بهره مندی از منابع و جاذبه های گردشگری وجود نداشته باشد، زمینه های بهره مندی از این منافع کاهش می یابد و در برخی موارد موجب اتلاف منابع می شود.
ویژگی های جذاب و تفاوت های یک کشور یا یک منطقه، می تواند مبنای توسعه جهانگردی را فراهم نماید. غالبا این جاذبه ها هستند که جذابیت و تفاوت ها را خلق می کنند. به همین دلیل است که جاذبه ها را به عنوان ضروری ترین عامل شکل گیری محصول جهانگردی می شناسند. گردشگری بدون وجود جاذبه های اساسی معتبر امکان توسعه ندارد. جاذبه ها و فعالیت های گردشگری بسیار متنوع اند و عمدتا ویژگی های ذاتی، فرهنگی و طبیعی منحصر بفرد و مجزای یک ناحیه را منعکس می کنند. بدین وسیله توان خود را برای پاسخگویی به نیازهای گردشگران افزایش می دهند. به همین دلیل عینیت در شناسایی، ارزیابی، توسعه و مدیریت جاذبه ها امری اجتناب نا پذیر به شمار می رود. این امر هم برای مبدا گردشگر فرست و هم مقصد گردشگر پذیر دارای اهمیت است.
جاذبه های گردشگری یکی از مهمترین دلایل مسافرت مردم به یک مقصد خاص می باشند. آنها به عنوان عامل کشش یا جذب با توجه به ویژگی های خاص و جذابیت هایی که دارند، می توانند گردشگران را از نقاط و سرزمین های دور به سمت خود جذب کنند. هر قدر جاذبه های گردشگری متنوع و منحصر به فرد و جذاب تر باشند از قدرت کشش بالاتری برخوردار خواهند بود و در نتیجه حوزه نفوذ وسیع تری خواهند داشت.
جاذبه ها مکان توسعه یافته ای هستند که به منظور ارضائ علائق و فعالیت های بازدید کنندگان و فراهم نمودن امکانات تفریحی برای آنان برنامه ریزی و مدیریت شده اند. اگر یک مقصد، منابع جذاب و فراوانی داشته باشد، نمی توان به آن جاذبه اطلاق نمود مگر اینکه برای ارائه خدمات به بازدید کنندگان آماده شده باشد. در تعریفی دیگر آمده است: عوامل، پدیده ها، فعالیت ها و تجاربی هستند که رغبت سفر از محل دائمی زندگی و بازدید از آنها را در افراد به وجود می آورند و معمولا از امکانات و تسهیلات اقامتی و پذیرایی مناسب برخوردارند.

۲-۴-۱-مدیریت جاذبه ها

همان گونه که از تعریف مدیریت می توان استنباط نمود، مدیریت به عنوان یک موضوع (جاذبه ها) روندی است که در آن منابع انسانی و مادی در راستای تحقق اهداف تعیین شده، سازماندهی، هدایت، هماهنگی و کنترل می شوند.

۲-۴-۲-نظام سلسله مراتبی جاذبه ها

مقاصد یا جاذبه های گردشگری متناسب با قابلیت ها، کارکرد ها و دامنه بردی که دارند از جایگاه و مرتبه متفاوتی در نظام گردشگری منطقه برخوردارند. طبقه بندی مقاصد یا جاذبه ها بر حسب اهمیت آنها در نظام گردشگری یک منطقه را سلسله مراتب مقاصد یا جاذبه های گردشگری می گویند.

۲-۴-۳-شناخت جاذبه های گردشگری

جاذبه های یک مقصد، مهمترین عامل بخش عرضه گردشگری هستند این در حالی است که بنگاه های ارائه دهنده خدمات گردشگری یک عامل تسهیل کننده بوده و علت اصلی مسافرت به شمار نمی روند. بدون وجود جاذبه ها احتیاجی به این خدمات نیست، مگر اینکه بتوان از آنها برای رفع نیاز جامعه محلی استفاده نمود. همان طور که اسواربروک می گوید جاذبه ها در قلب صنعت و مقاصد گردشگری قرار دارند. آنها انگیزه هایی هستند که باعث می شوند مردم به مکان خاصی سفر کنند. ریچارد این نکته را بیان می کند که جاذبه ها به عنوان عامل جذب کننده گردشگران هستند و زمینه فعالیت آنها را فراهم می کنند. از دیدگاه گان جاذبه ها دارای دو کارکرد اصلی می باشند: ۱- موجب ترغیب افراد برای انجام مسافرت می شوند ۲- موجب رضایت مندی بازدید کننده می گردند، چرا که آنها هسته اصلی مسافرت ها را تشکیل می دهند. جاذبه ها در مقاصد به شکل گیری محصول گردشگری کمک می نمایند.

۲-۴-۴-گونه شناسی جاذبه های گردشگری

الف) نگرش فیال
به استناد نوشته های فیال و دیگران، کلی ترین طبقه بندی که از جاذبه های گردشگری صورت گرفته است تقسیم بندی آنها به دو گونه جاذبه های طبیعی و انسان ساخت می باشد. اما تقسیم بندی مذکور، دیدگاهی محدود و تک بعدی به این بخش می باشد.
ب) طبقه بندی اینسکیپ
اینسکیپ جاذبه ها را در سه گروه اصلی تقسیم بندی کرده است.
_ جاذبه های طبیعی
آب و آب و هوا: آب و هوای گرم، آفتابی و خشک برای گردشگران مناطق سردسیر نوعی جاذبه محسوب می شود، به ویژه موقعی که این نوع از آب و هوا با سایر جاذبه ها مثل سواحل، نواحی مرجانی و نواحی کوهستانی که فرصت هایی را برای تفریح فراهم می آورند، همراه باشد. آب و هوای سرد و برفی نیز برای بعضی از فعالیت های گردشگری نظیر اسکی و سورتمه سواری یک الزام اساسی می باشد. اساسا دمای تقریبی بین ۲۵-۲۰ درجه سانتی گراد بهترین شرایط دمایی برای گردشگران است که به آن اقلیم آسایش می گویند.
چشم اندازهای زیبا: چشم انداز های زیبای طبیعی یک منطقه می تواند یک عامل ترغیب کننده برای بازدید گردشگران از آن مکان باشد. از مزارع چای سرسبز چای و شالیزار ها می توان به عنوان نمونه ای از این چشم اندازهای زیبا یاد کرد.
سواحل و نواحی دریایی: سواحل و نواحی دریایی می توانند فرصت هایی را برای تفریحاتی نظیر آبتنی، شنا، قایقرانی، ماج سواری، غواصی و ماهی گیری و سایر تفریحات آبی فراهم آورند.
پوشش گیاهی و حیات وحش: پوشش گیاهی و حیات وحش یکی از عوامل جذب کننده گردشگران به حساب می آیند. این موضوع را بیشتر می توان در آفریقا و آسیای جنوبی مشاهده نمود. باغ وحش ها و آکواریوم ها، باغ های گیاه شناسی که در مناطقی مثل سان دیاگو، کالیفرنیا، سریلانکا، و دیگر نقاط وجود دارد، بازدید کنندگان فراوانی را به خود جذب می نمایند.
ویژگی های خاص زیست محیطی: ویژگی های خاص زیست محیطی شامل کوه های بلند، اشکال غیر معمول زمین، کوه های آتشفشانی و چشمه های آب گرم، جاذبه های بسیار مهمی برای اکثر گردشگرها محسوب می شوند.
پارک ها و نواحی حفاظت شده: نواحی طبیعی مهم مانند پارک های ملی یا محلی، مناطق حفاظت شده و مراکز حیات وحش از جمله جاذبه های طبیعی به حساب میآیند که باید مورد بررسی و توجه قرار گیرند.
گردشگری سلامتی: گردشگری سلامتی قرابت زیادی با محیط طبیعی دارد. در این نوع، افراد به چشمه های آب معدنی و آب گرم می روند و یا برای تناسب اندام و کاهش وزن، ترک اعتیاد و الکل به چنین محل هایی مسافرت می کنند.
ب) جاذبه های فرهنگی:
۱-سایت های باستانی، تاریخی و فرهنگی: مکان های فرهنگی، تاریخی، باستانی شامل آثار ملی و فرهنگی، ابنیه تاریخی، مناطق، شهر ها و ساختمان های مذهبی از جمله مکان هایی هستند که موجب جذب گردشگر می‎شوند.
۲-الگوهای متمایز فرهنگی: الگوهای فرهنگی، سنت ها و شیوه زندگی مردم بومی که با گردشگران متفاوت است برای بسیاری از آنها جالب به نظر می رسند. این الگوها ی فرهنگی شامل آداب و رسوم، لباس، تشریفات، سبک های زندگی و اعتقادات و اعمال مذهبی می شود.
۳- هنر ها و صنایع دستی: هنر هایی از قبیل رقص، موسیقی، تئاتر، نقاشی و مجسمه سازی از جمله جاذبه هایی است که می تواند جدابیت زیادی برای گردشگران ایجاد نماید. صنایع دستی یک ناحیه نیز می تواند یک جاذبه جالب برای گردشگر ها محسوب شود و از طرف دیگر بعنوان یک منبع درآمد برای هنرمندان محلی به حساب آید.
۴- فعالیت های اقتصادی جالب: یک نوع جالب از جاذبه های فرهنگی، مشهده، توصیف و گاهی وقات نمایش فعالیت های جالب اقتصادی می باشد.
۵-نواحی شهری جالب: نواحی شهری با سبک های متنوع معماری، ساختمان ها و بخش های تاریخی، مراکز شهری، فروشگاه ها، رستوران ها، پارک ها موجب جذب تعداد زیادی از گردشگران می شود. در برخی از شهرها سالن های بزرگ اپرا و سالن های بزرگ بازی، کنسرت و رقص جاذبه اصلی آنها به شمار می رود.
۶- موزه ها و سایر تسهیلات فرهنگی: موزه ها بسته به ویژگی های فرهنگی و طبیعی یک ناحیه دارای انواع متفاوتی می باشند: باستان شناسی، تاریخی، معماری، مردم شناسی، تاریخ طبیعی، هنرها و صنایع دستی و علوم، فن آوری و صنعت.
۷-جشنواره های فرهنگی: انواع گوناگونی از جشن های فرهنگی که مربوط به سنت های محلی و فرهنگی هستند. جاذبه ای مهم برای گردشگران می باشند. از مشهورترین نوع آنها می توان به جشن های مذهبی، جشن‎های موسیقی، جشن های هفتگی و جشن های هنری سالیانه اشاره نمود.
۸-میهمان نوازی ساکنین محلی: دوستی و میهمان نوازی ساکنان محلی برای بسیاری از گردشگران بعنوان یک جاذبه اصلی مطرح می باشد.
ج) جاذبه های ویژه
۱-پارک های موضوعی، پارک های سرگرمی و سیرک ها: پارک های موضوعی، پارک هایی هستند که به موضوع خاصی گرایش دارند مانند پارک های تاریخی.
۲-خرید: فروشگاه های معروف بسیاری از گردشگران را به خود جدب می نمایند. مغازه های لباس فروشی، طلافروشی، سوغات، هنر ها و صنایع دستی و فروشگاه های معاف از عوارض گمرکی با عرضه مشروبات، توتون، جواهرات، عطر و اقلام الکترونیکی از این جمله بشمار می روند.
۳-اجلاسیه ها، نشست ها و کنگره ها: نشست ها و اجلاسیه های داخلی و بین المللی امروزه در اکثر کشورها موجب جذب گردشگران، اقامت شبانه آنان، بازدید از مناطق دیگر و حتی خرید از محل می شوند.
۴-رویداد های ویژه: رویداد های ویژه مانند مسابقات ورزشی و نمایشگاه ها می توانند در دوره های زمانی کوتاه جاذبه ای اصلی برای گردشگران محسوب شوند.
۵-سرگرمی ها: سرگرمی ها طیف وسیعی را در بر می گیرند. کلوپ های شبانه، سالن های رقص و برخی رستوران های خاص در مناطق گردشگری به ارائه خدمات و تسهیلات سرگرم کننده ای می پردازد که در نوع خود جالب توجه هستند و گاهی در این مکان ها به اجرای هنر های سنتی و معاصر پرداخته می شود.

  • 1
  • ...
  • 207
  • 208
  • 209
  • ...
  • 210
  • ...
  • 211
  • 212
  • 213
  • ...
  • 214
  • ...
  • 215
  • 216
  • 217
  • ...
  • 401

پرتال علمی دانشگاهی ثمین

 نیاز به تأیید مداوم در رابطه
 آموزش Steve.AI برای ویدیو
 ادامه زندگی پس از خیانت
 شناخت سگ دالمیشن
 اضطراب دلبستگی در رابطه
 زوال عشق در روابط
 درآمد از یوتیوب تخصصی
 فروش کارت هدیه آنلاین
 فروش فایل آموزشی
 انتخاب کلینیک دامپزشکی
 رفتار مردان پس خیانت
 آموزش ChatGPT حرفه‌ای
 موشن گرافیک ضروری
 ایجاد صمیمیت در رابطه
 بهبود فروشگاه با جاوااسکریپت
 انتخاب توله سگ
 درآمد از فروشگاه اینترنتی
 فروش کتاب دیجیتال
 آموزش Renderforest
 افزایش فروش سایت
 غذای گربه رنال خانگی
 انتخاب سگ وفادار
 آشپزی سالم گربه
 وابستگی در روابط
 انتخاب خانه گربه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب
  • Atom: مطالب
  • RDF: مطالب
  • RSS 0.92: مطالب
  • _sitemap: مطالب
RSS چیست؟

آخرین مطالب

  • مقالات و پایان نامه های دانشگاهی – اجتماعی شدن کودکان وتداوم میراث فرهنگی : – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • بهینه سازی چندهدفی مدل جانمایی تسهیلات با سرویس دهندگان ثابت ...
  • نگارش پایان نامه با موضوع مقایسه رفتار سیستم ...
  • دانلود تحقیق-پروژه و پایان نامه – ۱۳-۲- پیشینه تحقیق – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • پایان نامه -تحقیق-مقاله – ۱-۱۷ معیارهای تعالی سازمانی: – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود پایان نامه و مقاله – ۲-۳ اعتیاد اینترنتی: – 9
  • پایان نامه آماده کارشناسی ارشد | د) امنیت محوری و نقض آزادی های فردی و کرامت انسانی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • مقالات و پایان نامه ها – ۳-۹-۴ روایی و پایایی پرسشنامه انگیزه پیشرفت هرمنس – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود پایان نامه های آماده | فصل دوم: خصایص و مستندات جرائم منافی عفت – 3
  • پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع ارزیابی و مقایسه ی برآورد میزان ...
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان