ب) عدم توجه به جزئیات و ساده انگاری امور به دلیل یکنواخت شدن کار
تداوم انتخاب حسابرس، ممکن است کار حسابرسی را برای حسابرسان به صورت یک کار یکنواخت و تکراری جلوه دهد. این موضوع باعث کاهش صلاحیت حرفه ای حسابرس خواهد شد. شاکلی[۳۸] (۱۹۸۲) معتقد است تداوم انتخاب حسابرس میتواند باعث اعتماد به نفس بیش از حد، عدم نوآوری و کاهش به کارگیری روش های دقیق و موشکافانه در بین حسابرسان شود. همچنین، او معتقد است که مدیریت و کارکنان صاحبکار نیز در اثر تعامل طولانی مدت با حسابرس، با خصوصیات شخصی و کاری وی آشنا شده و میتوانند با بهره گرفتن از این آشنایی، دست به تخلف بزنند. آرل و همکاران (۲۰۰۵) نیز معتقدند حسابرسان در بازگشت به کار قبلی، برای اموری مانند برنامه ریزی حسابرسی، بودجه بندی و تهیه اطلاعات مورد نیاز برای حسابرسی سال جاری، اغلب اوقات به کاربرگ های سال گذشته تکیه میکنند. این تکیه بیش از حد به مدارک سال گذشته و پیشبینی نتایج به جای توجه به تغییرات کوچک اما مهم، ممکن است باعث عدم دست یابی به اهداف حسابرسی شود.
همچنین، یکنواختی در کار ممکن است بر مسئولیت حسابرس در قبال برآوردهای مدیریت نیز اثر بگذارد. وقتی رابطه ی حسابرس – صاحبکار طولانی شد، حسابرس ممکن است برای بررسی مطابقت برآوردهای مدیریت با اصول پذیرفته شده حسابداری، به قضاوت های قبلی خود تکیه کند. در صورت الزامی بودن تعویض ادواری حسابرس، حسابرسان جدید هر ساله برآوردهای مدیریت را با اصول پذیرفته شده حسابداری مطابقت داده و مدیریت را مجبور به قبول روش های حسابداری محافظه کارانه تر میکنند.
ج) تمایل برای حفظ صاحبکار
تمایل به داشتن درآمد سالانه ی بلند مدت از محل حق الزحمه ی حسابرسی، ممکن است باعث شود تا حسابرس برای ابقا در سمت خود، رضایت مندی صاحبکار را به عنوان یکی از عوامل مؤثر بر تصمیم گیری های خود در نظر بگیرد. آیا در شرایطی که گزارشگری بر خلاف میل صاحبکار ممکن است به از دست دادن درآمدهای احتمالی آینده منجر شود، حسابرس میتواند مستقل باقی بماند؟ زمانی که تعویض ادواری حسابرس الزامی باشد، حسابرس، صاحبکار و سایر افراد ذینفع می دانند که تعویض حسابرس در موعد مقرر انجام خواهد شد و هر گونه انحراف از زمان بندی تعویض ادواری با واکنش منفی یکی از طرف های ذینفع روبرو خواهد شد. بنابرین، بخش بزرگی از فشارهای وارده بر حسابرسان در طی مذاکره از بین خواهد رفت. دانستن این که در سال های بعد شرکت صاحبکار توسط مؤسسه دیگری حسابرسی خواهد شد و آن مؤسسه ممکن برخی اشتباهات و تخلفات سال های قبل را کشف و گزارش کند، باعث خواهد شد تا حسابرس برای حفظ اعتبار و وجهه حرفه ای خود، تمایل بیشتری به کشف و گزارش اشتباهات و تخلفات داشته باشد. بنابرین، می توان گفت که تعویض ادواری حسابرس باعث خواهد شد تا منافع حسابرس و منافع صاحبکار در یک جهت نباشد، و این تضاد منافع به افزایش کیفیت حسابرسی کمک خواهد کرد (آرل و همکاران، ۲۰۰۵).
تحقیق ها نشان داده است حسابرسان برای جلب مشتری جدید در سال اول حق الزحمه حسابرسی کمتری پیشنهاد میدهند. این در حالی است که، حسابرسان معمولا در سال های اولیه رابطه ی خود با صاحبکار، به دلیل نداشتن آشنایی با شرکت مورد رسیدگی و نوع فعالیت های آن، متحمل هزینه های بالایی میشوند، در نتیجه، آنان تلاش میکنند تا با ابقای مجدد، این زیان را در سال های بعدی رابطه ی خود با صاحبکار جبران کنند (فرانسیس[۳۹] و سیمون[۴۰]، ۱۹۸۷).
دی آنجلو (۱۹۸۱) معتقد است که حسابرسان برای حفظ سرمایه گذاری انجام شده برای کسب دانش خاص مشتری که به تدریج و طی یک همکاری چند ساله با صاحبکار به دست میآید، برای ابقای مجدد خود تلاش میکنند، و از این جهت ممکن است دارای انگیزه های اقتصادی برای عدم افشای تخلف ها و اشتباه های اساسی باشند. در نتیجه، این انگیزه ها ممکن است به کاهش استقلال حسابرس در طول زمان بیانجامد.
۲-۲-۲) دیدگاه مخالفان الزامی کردن تعویض ادواری حسابرس
مخالفان الزامی کردن تعویض ادواری حسابرس نیز اغلب از چهار دلیل زیر برای توجیه دیدگاه خود استفاده میکنند:
الف) از دست رفتن دانش خاص مشتری
آشنایی حسابرس با شرکت مورد رسیدگی باعث می شود تا وی درک بهتری از موضوعات و تغییرات ایجاد شده داشته باشد. پیچیدگی های زیادی که در قرن اخیر در محیط کسب و کار شرکت ها پدید آمده است، موجب شده که حسابرس نتواند در مدت زمان کوتاه با فعالیت های شرکت مورد رسیدگی آشنایی کامل پیدا کند. در حالی که حسابرس مسئول کار، از اثر منحنی یادگیری خود میتواند برای کشف اشتباهات و تخلفات اساسی استفاده کند، حسابرس جدید ممکن است به دلیل عدم شناخت کافی از شرکت صاحبکار، مجبور باشد بیشتر به اظهارات و برآوردهای مدیریت تکیه کند. بنابرین، این موضوع موجب افزایش ریسک حسابرسی می شود. تحقیق های فراوانی از قبیل استایس[۴۱] (۱۹۹۱) و والکر[۴۲] و همکاران (۲۰۰۱) هم به این نتیجه رسیده اند که اغلب قصورهای حسابرسی در سال های اولیه رابطه ی حسابرس – صاحبکار که حسابرس هنوز دانش کافی در ارتباط با صاحبکار خود ندارد، روی میدهد. سینت[۴۳] (۲۰۰۴) هم در تحقیق خود به این نکته اشاره میکند که حدود ۷۹ درصد مؤسسه های حسابرسی مستقل و شرکت های سهامی عام در آمریکا معتقدند به دلیل عدم آشنایی حسابرس با شرکت مورد رسیدگی در سال های ابتدایی رابطه ی حسابرس – صاحبکار، ریسک حسابرسی افزایش مییابد.
از سوی دیگر، مخالفان الزامی کردن تعویض ادواری حسابرس معتقدند حتی اگر بپذیریم که نزدیکی بیش از حد به مدیریت یک مشکل باشد، نمی توان تعویض ادواری حسابرس را راه حل این مشکل دانست. تعامل روزانه ی حسابرسان با مدیریت در زمان انجام کار حسابرسی موجب ایجاد یک رابطه نزدیک بین آنان می شود. در واقع، یک صاحبکار باید در مقابل حسابرس خود احساس راحتی کند تا در مواقع بروز مشکل، تمایل داشته باشد تا اطلاعات را در اختیار حسابرس گذاشته و برای حل مشکل با وی به بحث و گفتگو بنشیند. در حقیقت، تداوم انتخاب حسابرس موجب افزایش شناخت و اعتماد صاحبکار نسبت به حسابرس خود می شود. از سوی دیگر، حسابرس باید بتواند تشخیص دهد در چه مواقعی مدیریت در حال پنهان کاری است، و این توانایی جز با شناخت دقیق حسابرسان از مدیریت به دست نمی آید. این شناخت دقیق هم تنها در طول یک دوره ی همکاری بلند مدت حاصل می شود. در حقیقت، اگر حسابرسان بتوانند در طول فرایند حسابرسی سطح مناسبی از تردید حرفه ای را حفظ کنند و در قبال صورت های مالی صاحبکار یک اظهار نظر قابل اتکا ارائه کنند، آن گاه می توان گفت که رابطه ی نزدیک حسابرس و مدیریت دیگر یک مشکل به حساب نمی آید (آرل و همکاران، ۲۰۰۵).