۴- انزوا طلبی[۲۱]: واکنش افرادی است که هم اهداف و هم وسایل مقبول اجتماعی را رد میکنند و در عین حال به طرق گوناگون از جامعه دوری می گزینند و حتی اهداف و وسایل جدیدی برای خویش اختراع نمی کنند .
۵- شورش[۲۲]: واکنش افرادی است که اهداف فرهنگی و همچنین وسایل مورد قبول خویش را جایگزین اهداف و وسایل متداول در جامعه میسازند ( ستوده ، ۱۳۸۵ : ۱۳۰ و گیدنز ، ۱۳۷۶ : ۱۴۱ ) .
مرتن اضافه میکند که در این پنج نوع انطباق – که در واقع پاسخی به شرایط اجتماعی هستند – افراد ممکن است از یک شکل به شکل دیگری روی آورند و نباید تصور کرد که همیشه فرد در موقعیت ثابتی در هر یک از این اشکال قرار گیرد . در واقع هر یک از این طبقات ، انطباق با شرایط خاصی است که مربوط به شخصیت فرد از نظر روانشناسی نمی شوند بلکه در واقع فرد تحت تأثیر شرایط اجتماعی قرار دارد و به آن پاسخ میدهد . مرتن در این جا متغیر اقتصادی را مورد توجه قرار میدهد . مرتن در صدد یافتن عواملی است که فرد را تحت فشار قرار میدهند که یکی از پاسخهای منطقی را در مقابل فشار اجتماعی انتخاب کند . در هر جامعه ای انطباق از نوع اول ( همنوایی ) معمولترین نوع انطباق است . اگر چنین نباشد ثبات و نظم جامعه از بین می رود . در واقع همنوایی یک پدیده استثنایی نیست بلکه یک قانون کلی است برعکس ، کناره گیری کمترین نوع رفتار معمول است . کسی که از جامعه کناره گیری میکند در واقع در درون جامعه است اما به آن تعلق ندارد . زیرا نمی تواند گرایشهای کلی جامعه را بپذیرد و به آن عمل کند . مرتن معتقد است کناره گیری زمانی به وجود میآید که اهداف و وسایل هر دو توسط فرد پذیرفته شده اند اما وسایلی که نوید موفقیت و نیل به اهداف را میدهند در اختیار فرد قرار نمی گیرند و فرد در یک شرایط متناقض قرار میگیرد از طرفی خود را از نظر اخلاقی مجاب میکند که از وسایل نامشروع استفاده نکند و از طرف دیگر چون راه دیگری برای خویش نمی یابد احساس ناکامی ، سرخوردگی و شکست میکند و این احساس ، تمایل وی را به فرار از جامعه تشدید میکند . در این اثناء اهمیت اهداف در نظر وی کاهش مییابند و ناپدید میشوند بنابرین فرد این تناقض را با کناره گیری از جامعه حل میکند .
مرتن توضیح میدهد که احساس ناکامی به علت در اختیار نداشتن وسایل نیل به هدف میتواند به اشکال دیگر کجروی ( نوآوری ، مناسک گرایی و شورش ) نیز منجر شود . این نتایج تحت تأثیر شخصیت خاص فرد و سابقه فرهنگی وی قرار دارد . در صورتی که جامعه پذیری فردی به شکل مناسب صورت نگرفته باشد عکس العمل وی ممکن است به شکل نوآوری باشد و بر عکس کسی که جامعه پذیری اش با تأکید بر هنجارهای معمول رفتاری صورت گرفته باشد موفقیت را رها میسازد و مناسک گرا می شود . مورد شورش زمانی به وجود میآید که احساس سرخوردگی طوری تقویت شود که فردی که در حاشیه قرار گرفته است به فکر راه حل تازه ای برای مسأله باشد . در واقع این رفتارهای غیر اجتماعی از دیدگاه مرتن تحت تأثیر ارزشهای فرهنگی به وجود میآید که این ارزشها خود نمایشگر ساختار طبقاتی یک جامعه نابرابر هستند.
برای روشن شدن بیشتر مسأله می توان طبقه بندی مرتن را در جدول زیر نشان داد . + به معنای پذیرش و – به معنای عدم پذیرش و ± به معنای رد پیشنهاد و اهداف و وسایل جدید است .
وسایل
اهداف
عنوان
+
+
همنوایی
–
+
نوآوری
+
–
مناسک گرایی
–
–
کناره گیری
±
±
شورش
در واقع می توان گفت : اساس نظریه مرتن در سؤالات زیر است :
۱- چرا در بعضی از قوانین در مقایسه با قوانین دیگر انحراف می طلبد ؟
۲- چرا بعضی از مردم انحراف بیشتری دارند؟
۳- چرا بعضی از جوامع انحراف بیشتری دارند ؟
۴- چرا در زندان ، طبقات با درآمد کم بیشتر است ؟ ( آزاد ارمکی ، ۱۳۷۷ : ۴۲ ) .
در جواب این سؤالات ، مرتن به مطالعه رابطه ساخت فرهنگ در جامعه آمریکا و رفتار انحرافی پرداخت . مرتن معتقد بود که مسائل اجتماعی بر اساس شرایط و فرصتهای نابرابر شکل می گیرند . تغییرات انجام شده در جامعه متأثر از صنعتی شدن ، شهری شدن و مهاجرت موجب ناتوانی در درونی کردن هنجارها و سختی در یادگیری و به کار گیری آن ها است . فرد در این موقعیت دچار مشکل میشوند . مشکل در سطح فردی مطالعه نمی شود بلکه به نظام اجتماعی – بی سازمانی اجتماعی – رابطه داده می شود که این معنی آن است که بخش های نظام اجتماعی نیاز به اصلاحات دارد . جامعه کامل از نظر مرتن جامعه ای بود که در آن لذت از رقابت در کنار فداکاری و ارزش پاداش قرار گیرد به عبارت دیگر مرتن معتقد بود که جامعه کامل همانند یک بازی بزرگ است که هر کس در آن نقشی را عهده دار است و همه به اطاعت از قوانین تشویق میشوند و هر کس پاداش فعالیت خود را میگیرد .
از نظر مرتن جامعه آمریکایی تأکید بسیاری بر برتری و دستیابی به موفقیت مادی دارد . مشکل از آنجا ناشی می شود که ابزار و امکانات و فرصتهای لازم در به دست آوردن موفقیت مادی به طور کافی و مساوی در بین جمعیت توزیع نشده است . به عبارت دیگر در جامعه آمریکایی تأکیدی بیش از حد بر اهداف دیده می شود و لزوم توجه به وسایل مقبول اجتماعی فراموش شده است . پول به خودی خود با ارزش محسوب می شود و هیچ توجهی به کارکرد اصلی پول که مبادله است مبذول نمی شود . علاقه به پول و ثروت و دستیابی به آن بدون در نظر گرفتن راه های قانونی دستیابی به آن علت اصلی عدم یگانگی در جامعه آمریکایی است . مرتن معتقد است که در جامعه آمریکا موفقیت یعنی دستیابی به پول . این مسأله به شکل نسبی در جریان است . به نحوی که هر کس خود را با دیگری مقایسه میکند و تبلیغات رسانه های گروهی نیز بی وقفه فرد را تحت فشار قرار میدهد که به پول بیشتری دست یابد تا بتواند بیشتر مصرف کند . مرتن معتقد است همه این فشارها به این علت است که همه افراد برابر در نظر گرفته میشوند . این امر سبب می شود که از یک طرف افرادی که در موقعیت مناسب قرار دارند تشویق به کوشش و تلاش میشوند و از طرف دیگر طبقات پایین تحت فشار قرار می گیرند که به هر طریق ممکن به آن موفقیت ها – که برای همه افراد محبوب و مقبول است – دست یابند .
ایدئولوژی آمریکایی از همه افراد می خواهند که جاه طلب باشند و میگوید موفقیت در اثر کوشش زیاد به دست میآید بنابرین در این ایدئولوژی شکست امری فردی محسوب می شود(Merton , 1971:158 ) .
مرتن انتقادهای زیر را به جامعه آمریکایی وارد میکند :
۱- فقدان دسترسی به وسایل مقبول اجتماعی در این جامعه مورد توجه قرار نمی گیرد .
۲- قوانین حاکم بر بازی اجتماعی مبهم است .
۳- ایدئولوژی برابری اما ساخت جامعه نابرابر است . بنابرین همه افراد تصور میکنند که موفقیت دست یافتنی است و هر کس سعی میکند به هر طریقی به آن دست یابد .