داتر و همکاران(۱۹۹۸) طی تحقیقی تاثیر نقدینگی را بر روی نرخ بازده سهام مورد بررسی قرار دادند. در این تحقیق نرخ گردش موجودی کالا به عنوان معیار اندازه گیری نقدینگی مورد استفاده قرار گرفت. دوره زمانی تحقیق از سال ۱۹۶۳ تا ۱۹۹۱ بود. خط رگرسیون مقطعی بین متغیر نرخ بازده سهام (متغیر وابسته) و تغییر نرخ گردش موجودی کالا (متغیر مستقل) نشان داد که گردش موجودی کالا به طور منفی با نرخ بازده سهام در ارتباط میباشند.
موزز (۱۹۹۹)[۹۱] معتقد است که هر چه اندازه شرکت بزرگتر باشد، مدیران شرکت انگیزه وتمایل بیشتری در مدیریت سود خواهند داشت. به عقیده او با بزرگتر شدن شرکت ها، مسئولیت پاسخگویی آن ها نیز بیشتر می شود وبا این شرایط مدیران شرکت ها در معرض پاسخ گویی به طیف وسیعی از مدعیان قرار می گیرند. عده ای نیز معتقدند که هر چه اندازه شرکت بزرگتر باشد در معرض رسیدگی های دقیق تر قرار می گیرند، لذا شرکت های بزرگ تر تمایل کمتری به دستکاری سود دارند. یکی دیگر از شاخص های حساسیت سیاسی، تعداد کارکنان شرکت است، زیرا کارکنان شرکت یکی گروههای سیاسی برای شرکت ها میباشند. هرچه تعداد کارکنان بیشتر باشد، فشار وارده به شرکت جهت دستیابی به اهداف گروه بیشتر خواهد بود. در نتیجه مدیریت ممکن است جهت کاهش فشار وارده اقدام به اتخاذ تدابیری جهت کاهش سود نمایند (پورحیدی وهمتی۱۳۸۳،۵۱)۴.
اپلر و همکاران [۹۲](۱۹۹۹) در مطالعه عوامل تعیین کننده میزان وجه نقد نگهداری شده در واحد های تجاری ،یافته های خود را اینگونه گزارش کردهاند که شرکتهایی که فرصت رشد آتی خوبی داشته و همچنین شرکتهایی که کمترین دسترسی را به بازار های سرمایه دارند از نسبت وجه نقد به جمع دارایی های بالاتری در میان دیگر شرکتها برخوردارند.
تحقیقاتی توسط چاریتو و کنستونیدیس (۲۰۰۲)[۹۳] انجام شد که این مطالعه شواهد تجربی مدل سه عاملی فاما و فرنچ را بر اساس شرکتهای ژاپنی را بررسی میکند داده های تحقیق شامل همه شرکت های صنعتی که سهامی عام دارند و در Global Vantage Databes هستند را شامل می شود. نمونه مورد بررسی شامل ۲۲۷۱ شرکت میباشد. دوره زمانی تحقیق ۲۰۰۱-۱۹۹۱ میباشد از Call many Rate به عنوان نرخ بهره بدون ریسک استفاده نموده است به منظور تست کردن دو متغییر SMB و HML و اینکه کدامیک از این دو متغییر قدرت بیشتری در توضیح نوسان بازده ها دارند ما پارامترهای مدل رگرسیون را برای شش پرتفوی با فرض اینکه h=0 ودفعه دوم با فرض اینکه s=0 است را تخمین می زنیم. نتایج تحقیق شان نشان داد که عامل SMBدر پرتفو های مشتمل بر سهام شرکت های کوچک نقش بیشتری ایفا میکند. اما HML در پرتفوی های بزرگ نقش بیشتری دارد. این یافته ها با آنچه که در تحقیقات قبلی توسط فاما و فرنچ (۱۹۹۲) به دست آمده بود فرق میکند. فاما و فرنچ نشان دادند که اثر ارزش دفتری به ارزش بازار قدرتمند تر از اثر اندازه میباشد. خلاصه : نتایج نشان میدهد که از بین سه عامل بازار، اندازه شرکت و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، عامل بازار قدرت بیشتری در توضیح بازده مورد انتظار دارد بعلاوه عامل اندازه زمانی که پرتفوی های مشتمل بر سهام کوچک را تست میکنیم قدرت بیشتری در توضیح بازده دارد اما ارزش دفتری به ارزش بازار (HML) زمانی که پرتفوی های مشتمل بر سهام بزرگ را تست میکنیم قدرت بیشتری در توضیح بازده دارد.
جان و همکارانش در سال ۲۰۰۳ به بررسی رابطه بین نقدینگی و بازده سهام در کشورهای در حال توسعه پرداختهاند. آن ها داده های مربوط به ۲۷ بازار سهام در حال توسعه را در طی دوره از ژوئن ۱۹۹۲ تا دسامبر ۱۹۹۹ بررسی کردهاند. آن ها دریافتند که بازده سهام در کشورهای در حال توسعه دارای همبستگی معناداری با نقدینگی بازار که در قالب نسبت گردش معاملات، ارزش معاملاتی و ضریب نوسانات گردش معاملات اندازهگیری شده است، میباشد. نتایج در هر دو روش آنالیز مقطعی و سری زمانی به دست آمده است و حتی پس از کنترل بتای بازار جهانی و سرمایه گذاری در بازار و نسبت قیمت بازار به ارزش دفتری از شدت لازم برخوردار بودند.
پینکویتز و همکاران (۲۰۰۴) نیز تأثیر حمایت از حقوق سهامداران در سطح کشور بر نگهداشت وجه نقد را آزموده و نشان می دهند که در کشورهایی با حمایت پایین از سرمایه گذار، وجه نقد برای سهامداران خرد ارزش کمی دارد. این نتیجه با این فرض هماهنگ است که حمایت ضعیف از حقوق سهامداران این امر را برای مدیران و سهامداران دارای کنترل تسهیل میکند که منابع شرکت را درجهت منافع خود هدایت کنند.
شیاهو در سال ۲۰۰۵ تحقیقی تحت عنوان «فعالیت های چند جانبه شرکت و نابرابری اطلاعات: شواهدی برای سود، جریان های نقدی و تعهدات حسابداری» انجام داد. در این تحقیق اختلاف در توانایی سودها نسبت به خالص جریان نقدی برای منعکس کردن عملکرد شرکت به واسطه دو نوع شرکت (شرکت ها با فعالیت متنوع و شرکت های متمرکز) مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان میدهد برای هر دو گروه، سودها تغییر در بازده سهام را بهتر از خالص جریان نقدی پیشبینی میکنند. با توجه به ضرایب همبستگی هر چه شرکت متنوع تر باشد ارتباط همزمان بین بازده های سهام و سودها نسبت به ارتباط بازده های سهام و خالص جریان نقدی در کوتاه مدت قوی تر است. هم چنین مشخص گردید که قدرت توضیحی خالص جریان نقدی نسبت به سودها افزایش خواهد یافت وقتی فاصله اندازه گیری افزایش یابد.